خالی همه جا با دخترک بود. چه در مدرسه و چه در خیابان و چه در وقت نهار. یک روز آنها یک گربه را نجات می دهند و به خانه می روند. حالا آن ها میتوانند یک عکس دست جمعی با هم بگیرند.
خالی
از وقتی مادر دخترک مرد خالی جایش را گرفت.
| ناشر | |
|---|---|
| نویسنده | |
| تصویرگر | |
| گروه/رده سنی | |
| نوع کتاب | |
| موضوع |
220,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت موجود شدن به من اطلاع بده
محصولات مشابه
لیلی و کانگوروی آبی5/ تولدت مبارک کانگوروی آبی!
ماجراهای لی لی و کانگوروی آبیاش داستانهای شیرین و سادهای است که توی هر خانه ممکن است اتفاق بیافتد.
لی لی یک دوست بسیار عزیز دارد، عروسک کانگوروی آبیاش!
گاهی ممکن است او را گم کند چون به اندازهی کافی مراقبش نبوده. گاهی ممکن است او را با خود به مدرسه ببرد و گاهی ممکن است عروسکهای دیگری توجهش را جلب کنند.
چیزی که این کتابها را جذاب میکند داستانهای بسیار ساده و شیرینش هستند و تصاویر جذاب.
مهم این است که هر اتفاقی که بیافتد لی لی و کانگوروی آبیاش از پس حل آن به تنهایی و یا با کمک بزرگترها برمیآیند.
روباه قرمز خواندن این کتابها را به همهی بچههای بالای ۳سال(حتی ۲سال به بالا) به شدت توصیه میکند.
آنتون شعبده بازی می کند
آنتون شعبدهبازی میکند! از اون کتابهای بامزهایه که میتونید کلی باهاش بخندید. آنتون فکر میکنه شعبدهبازی بلده، و میتونه همه چیز رو غیب کنه! اینکه میتونه یا نه؟ و اینکه اگر کسی رو غیب کنه میتونه دوباره برش گردونه یا نه؟ چیزیه که باید با خودن کتاب خودتون ازش سر دربیارید.
روباه قرمز خوندن این کتاب جذاب رو به همهی ۳ سال به بالاهای عزیزِ دلش به شدت پیشنهاد میده. امیدواریم که بخونیدش و بلند بلند بخندید.
کتاب پارچه ای – خوردنی و نوشیدنی
این کتاب پارچهایها ساخت دست یه سری خانوم توانمنده و به شدت باسلیقه دوخته شدن. اگر دنبال کتاب پارچهای برای بچهها هستین همین الان میتونید بهمون سفارش بدین.
جستارهای آموزشی در فرهنگ صلح
از آنجا که آموزش با عنوان حق اساسی بشر در مورد حقوق اجتماعی و اقتصادی شناخته شده است تحصیلاتا ابتدایی برای همه مردم در مبحث 2 بیانیه جهانی حقوق بشر در 10 دسامبر 1948 از سوی سازمان ملل متحد تصویب شده است . در آن آمده که آموزش باید درک شود و به سن خاص کودکی و نوجوانی جوانی تعلق ندارد ، به همه گروههای سنی مربوط میشود نه لحظه شروع زندگ بلکه تا دوران پیری ادامه دارد.
موجودات حال به هم زن 3 – موش فاضلاب
شما بچه که بودین از مگس و حلزون و موش و کرم بدتون میومد؟ هنوزم بدتون میاد؟ ولی راستش این موجودات خیلی باحالن. کلی خصوصیت عجیب و غریب دارن که ماها اصلاً نمیدونیم. مثلاً میدونستین مگسها حیوون خونگی دارن؟ یا مثلاً حلزونها همیشه دنبال یه لباس تازهان؟ میدونستین اگه موشها همه چیز رو میجون به خاطر اینه که دندوناشون میخاره؟ یا نسل کرمها از زمان دایناسورها مونده؟ الیس گراول توی مجموعهی «موجودات حال به هم زن» برای ما همهی اینها رو با یه زبون خیلی بامزه توضیح داده. ما که بعد از خوندن این کتاب، کلی لباس رنگی آستینپفی برای حلزونها گذاشتیم کنار. شما چی کار میکنین؟
حیوانات در هنر
این کتاب ها بهانه اند. بهانه برای دقت و عمیق شدن در آثار هنری. برای داشتن ذهنی جستجوگر و برای اینکه ساده از کنار چیزها نگذریم. برای توجه به جزئیات و در کل پرورش کودکی هنرمند و کنجکاو . مجموعه ی نگاه کن اول از همه باعث می شود کودک شما با آثار هنری نقاشان بزرگ دنیا آشنا شود و دوم اینکه راحت و ساده و با نگاه سرسری از کنار آنها عبور نکند...
این کتاب ها بسته به ویژگی های کودک شما می تواند از سه سال مناسب باشد.
101 بازی جدید مهارت های زندگی برای بچه ها / 9 تا 15 ساله
صرف نظر از مهارتهای عملی که برای گذران امور لازماند، کودکان باید مهارت های اجتماعی و عاطفیشان را نیز گسترش دهند تا به بزرگسالانی متعادل تبدیل شوند. این مهارتها محور بحث این کتاب هستند.
کاپیتان زیرشلواری 6 – و نبرد بزرگ و خفن با روبات زندهی آبدماغی! – قسمت اول
قسمت اول: مبارزهی با محتویات نفرتانگیز بینی!
عملیات ایگوانا 3 زندگی بی فرمون
ترمزدستی و چراغراهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آنها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پولدار از یک بزمجه!
خانم گلابی در را باز کرد و ما را فرستاد تو. اتاق زیاد شبیه اتاق شکنجه نبود. برعکس، خیلی هم قشنگ بود. سر درنمیآوردم نقشهی برادرزادهی دکتر اکبر خبری چه میتوانست باشد. در را که بست، با هیجان گفت: «نظرتون چیه بریم روی تخت بپربپر کنیم؟»
به تشک تخت اشاره کرد: «این تشک فنری میتونه شما رو تا سقف بندازه بالا! یالا بیایید امتحان کنید!»
چی؟ دقیقاً از ما چه میخواست؟ یعنی یک سیستم دستگیری توی سقف کار گذاشته بود که قرار بود وقتی بپریم بالا، دستگیرمان کند؟
خانم گلابی تندتند جیبهایش را گشت و دوباره گفت: «زود باشید تنبلها! دلتون بازی نمیخواد؟»
نع! من که در آن موقعیت دلم بازی نمیخواست. ناسلامتی من جاسوس بودم!


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.