داستان های زیر آب – هشت پای گیگیلی
هشت پای گیگیلی، هشت بازوی چرخان و پیچ وا پیچ دارد و عاشق این است که بقیه را قلقلک بدهد. یک روز صدف دریایی را قلقلک کوچولوموچولویی می دهد، صدف از جا می پرد و مروارید عزیزش گم می شود. ای وای! حالا هشت پای گیگیلی میتواند مروارید را پیدا کند؟
قصه های دوستی 15 – روز برفی پیگی
فضای شهر در برف، چهرههای شگفتزدهی مردم و پیگی که جعبهی پیتزا را محکم در آغوش گرفته… روز برفی پیگی با تصویرهای گرم و لطیف والری گورباچف، دنیایی آرام، امن و دوستداشتنی را پیش چشم مخاطب میگذارد. پیگی تصمیم گرفته برای مادرش پیتزا بخرد؛ کاری در ظاهر ساده و معمولی که همهی شهر را به جنبوجوش میاندازد. برف سرتاپایش را میپوشاند و مردم او را با یک آدمبرفی عجیب اشتباه میگیرند. این اشتباه بامزه، نهتنها خندهدار است که فرصتی است برای صحبت با بچهها دربارهی اشتباه فهمیدن، درست و دقیق نگاه کردن و تفاوت ظاهر و حقیقت.
کودکانههای بامداد – خروس زری پیرهن پری
داستان خروس زری پیرهن پری و دوستانش گربه و طرقه که سعی میکنند مانع روباهه بشوند که قصد دارد خروس را بگیرد و بدزدد و شکارش کند و با حیلههای مختلف به او نزدیک میشود و خروس هم هر بار گولش را میخورد.
قصه های دوستی 11 – دکتر مهربان
امروز مطب دکتر شلوغ است. پای بچه کلاغ شکسته، آقای خرس سرما خورده، دم خانم گاو درد میکند، اما دکتر مهربان با دقت و حوصله به همهی مریضها کمک میکند تا حالشان بهتر شود. دکتر مهربان خیلی مهربان است. یک داستان آرام و راحت و گرم که به بچهها کمک میکند تا از دکتر رفتن نترسند.
روح گمشده
کتاب «روح گمشده» نوشتهی اولگا توکارچوک، نویسندهی برجسته و نوبلیست لهستانی، با تصویرگری شاعرانهی جوآنا کونچخو، اثری است میان داستان، مراقبه و هنر بصری. این کتاب مصور نخستینبار در سال ۲۰۱۷ در لهستان منتشر شد. با وجود حجم اندک، این اثر یکی از تأملبرانگیزترین روایتهای تصویری دربارهی گمگشتگی در جهان مدرن بهشمار میرود.
ماجراهای تن تن 22 – پرواز 714 به مقصد سیدنی
تنتن، کاپیتان هادوک و پروفسور تورنسل که برای شرکت در یک کنفراس فضا نوردی عازم سیدنی هستند، بهطور اتفاقی با اسکات، که خلبان شخصی لازلو کاریداس میلیونر معروف میباشد، ملاقات میکنند.
سیکادا
سیکادا داستان گفت. داستان خوب. داستان ساده. حتی انسان توانست فهمید.
خرس شمشیر به دست
خرس خوشتیپ ما به جنگل میرود تا قدرت شمشیرش را امتحان کند. برای همین میافتد به جان درختها و قرچقرچ تنهی درختها را قطع میکند. بعداً، زمانی که آب میآید و قلعهاش را خراب میکند، راه میافتد تا ببیند کار چه کسی بوده. اما وقتی میفهمد چه کسی مقصر بوده، دهانش از تعجب باز میماند.
چگونه شیر باشیم؟
بعضیها میگویند برای اینکه یک شیر باشیم، یک راه وجود دارد نهبیشتر.