کودکانههای بامداد – بز زنگوله پا
یکی بود یکی نبود،جز خدا هیچ کس نبود. یک بزی بود زنگوله پا،سه تا بچه داشت مثل ماه:یکی شنگول،یکی منگول،یکیش هم حپه ی انگور. روزی از روزها بزی به بچه هایش گفت: «من دارم میرم صحرا علف سبز خوش بو بچرم...»
کودکانههای بامداد – خروس زری پیرهن پری
داستان خروس زری پیرهن پری و دوستانش گربه و طرقه که سعی میکنند مانع روباهه بشوند که قصد دارد خروس را بگیرد و بدزدد و شکارش کند و با حیلههای مختلف به او نزدیک میشود و خروس هم هر بار گولش را میخورد.
ماجرای خانم شارلوت ۵ خدمتکار شگفت انگیز
آلکسیا و دوستانش عصبانی اند چون شهرداری زمین اسکیت محله شان را خراب کرده و به جایش فرهنگ سرای بزرگ و مدرنی ساخته است. در روز افتتاح فرهنگ سرا بچه ها مراسم را بهم میریزند و در زیرزمین فرهنگ سرا مخفی می شوند. در آن جاست که با خانم شارلوت خدمتکار شگفت انگیز آشنا می شوند...
قصه های دوستی ۱۱ – دکتر مهربان
امروز مطب دکتر شلوغ است. پای بچه کلاغ شکسته، آقای خرس سرما خورده، دم خانم گاو درد میکند، اما دکتر مهربان با دقت و حوصله به همهی مریضها کمک میکند تا حالشان بهتر شود. دکتر مهربان خیلی مهربان است. یک داستان آرام و راحت و گرم که به بچهها کمک میکند تا از دکتر رفتن نترسند.
چه می بینیم، چه هست
این کتاب اثری تصویرمحور است که علاوه بر بالا بردن توانایی بصری خردسالان به آنها کمک میکند مهارت اندیشیدن و تفکر را تمرین کنند. قضاوت موضوع اصلی این کتاب است. در دو صفحه پشت سر هم نشان داده میشود که آنچه ما در ابتدا میبینیم تنها تصور ماست و برای شناخت کافی از یک مساله باید تمام یک تصویر را مشاهده کنیم. برای هرچه سادهتر کردن این آموزش، مولف سعی کرده است از سوژههای سادهای مانند خروس، چتر، کلاه و... استفاده کند.
لیزه لوته حوصله نداره!
آخجان، بادبادک بازی!
لیزه لوته میخواست بادبادک جدیدش را هوا کند، که یکهو شُرشُر باران بارید. لیزه لوته مجبور شد توی خانه بماند .حالا باید چه کار کند تا حوصلهاش سر نرود؟
داستان های فیلی و فیگی ۱۵ – ماشین سواری
فیلی به فیگی پیشنهاد میدهد باهم بروند ماشینسواری، ولی آنها نمیتوانند آنجوری که فکرش را میکردند پیش بروند چون...
داستان های فیلی و فیگی ۰۵ – غافلگیربازی!
فیلی و فیگی تصمیم میگیرند همدیگر را غافلگیر کنند، ولی اصلاً نمیدانند چهجوری باید اینکار را بکنند؟
داستان های فیلی و فیگی ۰۲ – خوشحال شدی؟
فیلی یک گوشه نشسته و ناراحت است. به نظر شما...
فیگی چهجوری میتواند خوشحال باشد وقتی دوستش غصه دارد؟
داستان های فیلی و فیگی ۱۱ – ما توی کتابیم!
فیلی و فیگی میدانند توی کتاب هستند و کلی بهشان خوش میگذرد...
ولی وقتی کتاب تمام شد چی؟
چهار سابقهدار ۰۹ – گرگ بد گنده
بهشون میگن رمان تصویری. بهترین انتخاب برای بچههایی که تازه خوندن رو یاد گرفتن و دلشون میخواد خودشون بخونن. خوندن این کتابهای خیلی خیلی خندهدار برای بچهها سخت نیست و چند قسمتی بودنش باعث میشه کتابخونهای جدیتری بشن. کتابها انقدر جذابن که بچهها دلشون میخواد زودتر برن سراغ جلدهای بعد. چهار سابقهدارها رو میتونید برای بچههای ۶ سال به بالا بخرید و البته ما دیدیم که بچههای کوچیکتر هم از مامان و باباهاشون خواستن که این کتابها رو براشون بخونن و بعد حسابی مشتری شدن.
زنان کوچک رویاهای دور و نزدیک: سیمون دوبوار
مجموعهی انسانهای کوچک رویاهای دور و دراز داستان زندگی آدمهایی است که محدودیتهای زندگی را نپذیرفتند و برای رسیدن به رویاهاشان از هیچ تلاشی دریغ نکردند. الگو قرار دادن انسانهای موفق میتواند روش مناسبی برای تشویق و ایجاد انگیزه در کودکان باشد. بخصوص که این کتابها به شکل داستانی برای کودکان بازنویسی شده و با تصویرهایی بسیار زیبا ترکیب شدهاند.
زنان کوچک رویاهای دور و دراز: فریدا کالو
زنان کوچک، رویاهای دور و دراز قصه ی زنانی است که با خیال پردازی هایشان زندگی کردند. زنانی که رویاهایشان را دوست داشتند. آن ها با دل دادن به رویاها و آرزوهایشان موفق شدند برای همیشه در تاریخ بمانند. فریدا کالو یکی از همین زنان است. دختری که با رنگ ها و خودنگاره هایش تبدیل به یکی از متفاوت ترین نقاشان جهان شد. کافی است یکی از نقاشی های فریدا را ببینید تا هیچ وقت فراموشش نکنید.
چهار سابقه دار ۱۴ زیر سر زنبورها
فکر کن روی پشتبوم یه آسمونخراش وایسادی. توی همهی طبقهها هم پر از موجودات نفرتانگیزه که اصلاً از تو خوششون نمیآد.
چهار سابقهدار ۱۱ ظهور ارباب تاریکی
بهشون میگن رمان تصویری. بهترین انتخاب برای بچههایی که تازه خوندن رو یاد گرفتن و دلشون میخواد خودشون بخونن. خوندن این کتابهای خیلی خیلی خندهدار برای بچهها سخت نیست و چند قسمتی بودنش باعث میشه کتابخونهای جدیتری بشن. کتابها انقدر جذابن که بچهها دلشون میخواد زودتر برن سراغ جلدهای بعد. چهار سابقهدارها رو میتونید برای بچههای ۶ سال به بالا بخرید و البته ما دیدیم که بچههای کوچیکتر هم از مامان و باباهاشون خواستن که این کتابها رو براشون بخونن و بعد حسابی مشتری شدن.