کتاب عاشقانه کار کردن برای بیرون رفتن از چنین بنبستهایی نوشته شده است و با حال و هوایی کاملا همدلانه و عملی ما را راهنمایی می کند تا اتسعدادهای واقعی خود را زودتر کشف کنیم و از آرزوها و رویاهای ناشناخته خود سر در بیاوریم.
عاشقانه کار کردن
چگونه به جایی رسیدیم که به دنبال شغل دلخواهمان باشیم؟ یکی از عجیبترین ویژگیهای دوران ما توقع برای یافتن شغل ارزشمندی است که معنادار و خلاق باشد و با آن احساس نزدیکی کنیم، نه اینکه فقط به خاطر پول به آن تن دهیم. این توقع زیادی است اما برای ما عادی شده و هیچ جای تعجبی ندارد که بخواهیم عاشق کارمان باشیم. البته به خوبی میتوان این خواسته را درک کرد اما باید دانست که چنین خواستهای نه معمولی است و نه راحت میتوان به آن رسید، و باید تأکید کرد که اگر بخواهیم شانسی برای رسیدن به آن داشته باشیم لازم است وقت و توان ذهنی و قوه تخیل خود را با دست و دل بازی صرف پیچیدگی هایی کنیم که در این کار نهفته است.
| ناشر | |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| گروه/رده سنی | |
| نوع کتاب | |
| موضوع |
220,000 تومان
2 در انبار
شاید اینها را هم بپسندید…
چگونه از تنهایی لذت ببریم
کتاب چگونه از تنهایی لذت ببریم، اثری نوشته ی سارا میتلند است که نخستین بار در سال 2014 وارد بازار نشر شد. انزوا، مورد پذیرش جامعه ی سریع ما نیست. تنها بودن، ضداجتماع بودن تلقی می شود و برخی حتی به آن بدبین هستند. اما چرا اینگونه است وقتی استقلال، آزادی شخصی و فردیت در زمانه ی کنونی بیش از هر دوره ی دیگری به عنوان یک ارزش در نظر گرفته می شود؟
چگونه شغل دلخواهمان را پیدا کنیم
میلِ داشتن شغلی دلخواه یکی از بزرگترین آرزوهای عصر ماست، که همیشه با چالشهایی از قبیل پول و مقام اجتماعی همراه است. رومن کرزناریک با بهرهگیری از حکمت موجود در رشتههایی چون علوم اجتماعی، روانشناسی، تاریخ و فلسفه ما را از هزارتوی انتخابهای متعدد عبور میدهد تا بر ترس خود از تغییر غلبه کنیم و شغلی را بیابیم که موجب بالندگی شود.
آگاهانه دوست داشتن
موضوعاتی که به اندازۀ روابط مایۀ شادکامی ما میشوند اندکاندــ در عینحال، موضوعاتی هم که به اندازۀ همین روابطموجب بدبختی و ناامیدیمان میشوند محدود است.. اشتباه ما اینجاست که تصور میکنیم با دانش چگونه عشق¬ورزیدن به دنیا میآییم و به همین دلیل مدیریت رابطه را مهارتی غریزی و آسان میپنداریم.
مصیبت های عاشق بودن
تصویری که تاکنون از عشق و روابط عاشقانه به ما ارائه شده تصویری خوشرنگ و لعاب و دوستداشتنی است. در کتابها منتظر میشدیم تا عاشق و معشوق به هم برسند و بعد از آن دیگر انگار همه چیز حل بود. در فیلمها وقتی عاشق ومعشوق به هم میرسیدند تیتراژ پایانی روی پرده میآمد و ما با دل خوش و چند قطره اشک از سینما بیرون میآمدیم.
اما آیا عشق واقعاً چنین چیزی است؟
محصولات مشابه
کتاب پارچه ای – خوردنی و نوشیدنی
این کتاب پارچهایها ساخت دست یه سری خانوم توانمنده و به شدت باسلیقه دوخته شدن. اگر دنبال کتاب پارچهای برای بچهها هستین همین الان میتونید بهمون سفارش بدین.
کتاب کار کومن – بیا بچسبانیم ۲
اگر کودکان از این کتاب لذت بردند، به سراغ یکی دیگر از کتابهای کار ما بروید. هر کتاب برای هدایت کودک در زمینه مهارت یا مفهوم آموزشی مشخص طراحی شده است.
مامان من کو؟ – خرگوش کوچولو
خرگوش کوچولو همه جا را دنبال مادرش میگردد، اما هیچکس نمیتواند به او کمک کند. آیا او میتواند مادرش را پیدا کند؟ این داستان ساده و جذاب با استفاده از شخصیتهای دوستداشتنی و تصاویر زیبا نخستین کلمات را به کودکان شما میآموزد.
تیلی و تانک
تیلی خانم فکر میکند فیل دیگری دیده. یعنی او یک دوست جدید است؟ آقا تانکه فکر میکند تانک دیگری دیده است. یعنی او دشمن است؟ وقتی آنها همدیگر را میبینند، چه اتفاقی میافتد؟
چرا دعوا می کنی ؟
یک روز گرم تابستان بود. نارنجی و دوستش گوش سیاه، کنار جویبار بازی می کردند. گوش سیاه گفت: «بیا جلوی آب سد بسازیم.» نارنجی گفت: «من که بلد نیستم.» گوش سیاه گفت: «ولی من بلدم.» نارنجی گفت: «باشه تو سد بساز، من قایق می سازم.» این گفت و گو می توانست شروع یک ماجرای شاد و بانشاط باشد. اما این طور نشد، نارنجی و گوش سیاه با هم دعوایشان شد. آن ها قهر کردند و ...می پرسید چرا؟ خودتان داستان را بخوانید تا بدانید آن ها چرا با هم قهر کردند و دست آخر کارشان به کجا کشید.
ته جدولی ها ۱ – راز داورهای خواب آلود
آنها یک تیم فوتبال دبستانی هستند. البته تا قبل از اینکه کسی بخواهد تیمشان را منحل کند همیشه تهِ تهِ جدول بودند. اما حالا با هم پیمان بستهاند که تا عمر دارند با هم بازی کنند و هیچچیز از هم جدایشان نکند. این تازه اول راه است. کلی ماجرا در انتظار این تیم همدل و همراه است که اگر نخوانید از دستتان رفته.
آنتون شعبده بازی می کند
آنتون شعبدهبازی میکند! از اون کتابهای بامزهایه که میتونید کلی باهاش بخندید. آنتون فکر میکنه شعبدهبازی بلده، و میتونه همه چیز رو غیب کنه! اینکه میتونه یا نه؟ و اینکه اگر کسی رو غیب کنه میتونه دوباره برش گردونه یا نه؟ چیزیه که باید با خودن کتاب خودتون ازش سر دربیارید.
روباه قرمز خوندن این کتاب جذاب رو به همهی ۳ سال به بالاهای عزیزِ دلش به شدت پیشنهاد میده. امیدواریم که بخونیدش و بلند بلند بخندید.
عملیات ایگوانا ۳ زندگی بی فرمون
ترمزدستی و چراغراهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آنها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پولدار از یک بزمجه!
خانم گلابی در را باز کرد و ما را فرستاد تو. اتاق زیاد شبیه اتاق شکنجه نبود. برعکس، خیلی هم قشنگ بود. سر درنمیآوردم نقشهی برادرزادهی دکتر اکبر خبری چه میتوانست باشد. در را که بست، با هیجان گفت: «نظرتون چیه بریم روی تخت بپربپر کنیم؟»
به تشک تخت اشاره کرد: «این تشک فنری میتونه شما رو تا سقف بندازه بالا! یالا بیایید امتحان کنید!»
چی؟ دقیقاً از ما چه میخواست؟ یعنی یک سیستم دستگیری توی سقف کار گذاشته بود که قرار بود وقتی بپریم بالا، دستگیرمان کند؟
خانم گلابی تندتند جیبهایش را گشت و دوباره گفت: «زود باشید تنبلها! دلتون بازی نمیخواد؟»
نع! من که در آن موقعیت دلم بازی نمیخواست. ناسلامتی من جاسوس بودم!
بازی با ابزارهای ساده / بازی های طناب
روزگاری اسباب بازی های کمی وجود داشت.اما کودکان همواره بازی میکردند. با هر آن چه که در اطرافشان پیدا می کردند. با سنگ و چوب و خاک و طناب و ....اسباببازی هایی که شبیه اسباب بازی های امروزی نبودند.


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.