چگونه شغل دلخواهمان را پیدا کنیم
میلِ داشتن شغلی دلخواه یکی از بزرگترین آرزوهای عصر ماست، که همیشه با چالشهایی از قبیل پول و مقام اجتماعی همراه است. رومن کرزناریک با بهرهگیری از حکمت موجود در رشتههایی چون علوم اجتماعی، روانشناسی، تاریخ و فلسفه ما را از هزارتوی انتخابهای متعدد عبور میدهد تا بر ترس خود از تغییر غلبه کنیم و شغلی را بیابیم که موجب بالندگی شود.
| ناشر | |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| گروه/رده سنی | |
| نوع کتاب | |
| موضوع |
200,000 تومان
4 در انبار
شاید اینها را هم بپسندید…
چگونه با طبیعت صمیمی شویم
ما داریم طبیعت را از فرزندان خود میدزدیم. منظورم از گفتن این حرف این نیست که ما در حال نابودی طبیعتی هستیم که فرزندانمان از ما می خواهند آن را حفظ کنیم، گرچه متأسفانه این مسأله نیز در حال وقوع است. منظورم این است که تعریف ما از طیبعت از اساس به قدری خرده گیرانه و خشک بوده که با توجه به آن تعریفی که برای خود به وجود آورده ایم، دیگر چیزی به اسم طبیعت برای فرزندانمان هنگام بزرگسالیشان باقی نخواهد ماند.
در حال حاضر انسان ها در حال استفاده از نصف کره زمین برای زندگی کردن، پرورش محصولات و تولید چوب، و نیز چرای حیوانات خود هستند. اگر تمامی انسان ها را روی هم بگذاریم وزنشان به ده برابر تمامی پستانداران وحشی روی هم رفته خواهد رسید. ما در دل جنگل جاده احداث می کنیم. به شن های سواحل اقیانوس ها خورده پلاستیک اضافه کرده ایم. ساختار خاک را با کودهای مصنوعی خود عوض کرده ایم. و البته، ساختار هوا را نیز تغییر داده ایم .
آگاهانه دوست داشتن
موضوعاتی که به اندازۀ روابط مایۀ شادکامی ما میشوند اندکاندــ در عینحال، موضوعاتی هم که به اندازۀ همین روابطموجب بدبختی و ناامیدیمان میشوند محدود است.. اشتباه ما اینجاست که تصور میکنیم با دانش چگونه عشق¬ورزیدن به دنیا میآییم و به همین دلیل مدیریت رابطه را مهارتی غریزی و آسان میپنداریم.
عاشقانه کار کردن
چگونه به جایی رسیدیم که به دنبال شغل دلخواهمان باشیم؟ یکی از عجیبترین ویژگیهای دوران ما توقع برای یافتن شغل ارزشمندی است که معنادار و خلاق باشد و با آن احساس نزدیکی کنیم، نه اینکه فقط به خاطر پول به آن تن دهیم. این توقع زیادی است اما برای ما عادی شده و هیچ جای تعجبی ندارد که بخواهیم عاشق کارمان باشیم. البته به خوبی میتوان این خواسته را درک کرد اما باید دانست که چنین خواستهای نه معمولی است و نه راحت میتوان به آن رسید، و باید تأکید کرد که اگر بخواهیم شانسی برای رسیدن به آن داشته باشیم لازم است وقت و توان ذهنی و قوه تخیل خود را با دست و دل بازی صرف پیچیدگی هایی کنیم که در این کار نهفته است.
به روان درمانی نیاز داشتن
روان درمانی از جمله ابداعاتی است که کمک می کند عملکرد احساسی و هیجانیمان را بهتر کنیم و ریشه احساسات فعلیمان را د کودکی بیابیم و درک کنیم .
محصولات مشابه
خرگوش کوچولو در گالری
خرگوش کوچولو همراه خانوادهاش به گالری میرود و از دیدن نقاشیهایی متفاوت راستی راستی شگفتزده میشود. شب که به خانه برمیگردند تصمیم میگیرد هنرمند شود و دست آخر هم گالری نقاشیهای خودش را در خانه برگزار میکند.
تیلی و تانک
تیلی خانم فکر میکند فیل دیگری دیده. یعنی او یک دوست جدید است؟ آقا تانکه فکر میکند تانک دیگری دیده است. یعنی او دشمن است؟ وقتی آنها همدیگر را میبینند، چه اتفاقی میافتد؟
مومی ترولها ۶ ؛ افسون زمستان
با مومیترولها آشنا شوید! جانورهای گِرد و کوچکِ افسانهای و بامزه که مثل اسب آبی پوزهی کشیده دارند. اما اسب آبی نیستند! مومیترولها در روزگاران گذشته توی خانهی آدمها و کنار پریانِ خانگی، پشت بخاری زندگی میکردند. اما الان زندگیشان عوض شده. ماجراهای جالب و هیجانانگیزشان را بخوانید.
فیلسوف کوچک ۱- شاید سیب باشد
برای توضیح این کتابها اول باید این متن پشت جلدشون رو بخونید:
کودکان بهتر از آدمبزرگها دنیای اطرافشان را میبینند و بیشتر سوال میپرسند و از این جهت فیلسوفهایی کوچکاند. مجموعه کتابهای فیلسوف کوچک به دنبال تقویت این روحیهی پرسشگری و رشد تفکر خلاق در کودکان به کمک داستان است.
کودکی که بهتر میبیند و بیشتر میپرسد، برای چالشهای دنیای آینده راهحلهای متفاوت و خلاقانه پیدا میکند.
از ما هم اگر بخواین بشنوین باید بهتون بگیم که خیلی خیلی مهمه که بچهها ذهن پرسشگر داشته باشن و قبل از پذیرفتن هر چیز خوب در موردش فکر کنن.
مجموعهی فیلسوف کوچک نوشتهی نویسندهی کاردرست شینسوکه یکی از بهترینها برای تربیت ذهن پرسشگره.
پس اگر بچهی بزرگتر از 5 سال دارید حتما این کتابها رو براش تهیه کنید.
هری کله چکشی ۱ – مدرسه کوسه
هری کلهچکشی از خاندان کوسههای سرچکشیِ دریاهای عمیق است؛ البته که هری ترجیـح میدهد یک کوسهی سفید بزرگ یا کوسهببر یا هر چیز دیگری باشد بهجز خودِ کلهچکشیاش!
چرا دعوا می کنی ؟
یک روز گرم تابستان بود. نارنجی و دوستش گوش سیاه، کنار جویبار بازی می کردند. گوش سیاه گفت: «بیا جلوی آب سد بسازیم.» نارنجی گفت: «من که بلد نیستم.» گوش سیاه گفت: «ولی من بلدم.» نارنجی گفت: «باشه تو سد بساز، من قایق می سازم.» این گفت و گو می توانست شروع یک ماجرای شاد و بانشاط باشد. اما این طور نشد، نارنجی و گوش سیاه با هم دعوایشان شد. آن ها قهر کردند و ...می پرسید چرا؟ خودتان داستان را بخوانید تا بدانید آن ها چرا با هم قهر کردند و دست آخر کارشان به کجا کشید.
عملیات ایگوانا ۳ زندگی بی فرمون
ترمزدستی و چراغراهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آنها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پولدار از یک بزمجه!
خانم گلابی در را باز کرد و ما را فرستاد تو. اتاق زیاد شبیه اتاق شکنجه نبود. برعکس، خیلی هم قشنگ بود. سر درنمیآوردم نقشهی برادرزادهی دکتر اکبر خبری چه میتوانست باشد. در را که بست، با هیجان گفت: «نظرتون چیه بریم روی تخت بپربپر کنیم؟»
به تشک تخت اشاره کرد: «این تشک فنری میتونه شما رو تا سقف بندازه بالا! یالا بیایید امتحان کنید!»
چی؟ دقیقاً از ما چه میخواست؟ یعنی یک سیستم دستگیری توی سقف کار گذاشته بود که قرار بود وقتی بپریم بالا، دستگیرمان کند؟
خانم گلابی تندتند جیبهایش را گشت و دوباره گفت: «زود باشید تنبلها! دلتون بازی نمیخواد؟»
نع! من که در آن موقعیت دلم بازی نمیخواست. ناسلامتی من جاسوس بودم!
قصه های هارولد ۶ – هارولد و تابلویی برای اتاقش
هارولد یک پسربچهی 3- 4 ساله است که دنیایش را خودش میسازد. و همین ویژگی منحصربهفردش اجازه میدهد که او خیلی کارها بکند...
مثلا یک شب تصمیم میگیرد زیر نور ماه قدم بزند.
او یک ماه میخواهد و یک جادهی مستقیم و بلند تا توی آن گم نشود.
خوشبختانه او مدادشمعی بنفشش را همراهش دارد و میتواند اینها را برای خودش بکشد.
تمام داستانهای هارولد همین طور است. او داستان ایش را با تخیل شروع میکند و با بازی ادامه میدهد. هارولد دنیایش را با تخیل میسازد و این درسی است که میتوان به همهی بچهها داد. تا میشود باید قدرت تخیل را در بچهها پرورش داد تا در آینده آدمبزرگهای خلاقتری شوند.
بعد از خواندن کتابها میشود ساعتها با بچهها حرف زد و برای همین این کتابها در دستهی کتابهای فلسفی برای کودکان قرار دارند
متشکرم از ته دل
متشکرم از ته دل، داستان دختر بچهی ۶ سالهای است که پدر، مادر و برادر کوچکترش را در آتشسوزی خانهی اجارهایشان از دست داده و حالا در یتیمخانه زندگی میکند. درک کردن این دختر و هزاران کودک و نوجوان با سرنوشتی مشابه او کار آسانی نیست و شاید حتی برای بقیه آدمها به این راحتیها نباشد. خواندن این رمانِ جذاب و گیرا میتواند بخشی از احساسات این دختر بچه را که بعد سه سال و در نه سالگی به خانهای میرود تا فرزندخواندهی آنها شود برایمان قابل درک کند. خواندن هر کتاب یا داستان میتواند برای ما تجربهای جدید باشد از زندگیای دیگر. سفر به دنیای راوی این داستان، هیتی، و سر در آوردن از احساسات او بیشک هم برای نوجوانان و هم برای بزرگسالان سرگرمکننده، مفید و لذتبخش است...

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.