جادوگرها و جشن جادووین 5
از تیگا و فرن درخواست شده تا به مناسبت جشن جادووین برای شبکه ی پنج پری ها یک مستند به اسم “جاسوسی از جادوگرها” بسازند. او و پری اعصاب خردکنش به همراه لیزی وحشیه و فلوفانورا برای تهیه ی یک مستند جذاب و دوست داشتنی با یکدیگر همکاری می کنند. آن ها از طریق مصاحبه با جادوگرهای مختلف، اتفاقات عجیب، جالب و گاه کمدی را پشت سر می گذارند، مثلا: پریدن داخل نقاشی، تبدیل شدن تیگا به فرن و…
موسیقی استخوان
آیا سیلیویا و گابریل میتوانند جهان را به مکان بهتری تبدیل کنند؟
پسر کاملا جدید
جورج، پسر جدید کلاس با رنگی پریده، صورتی بی حال، تمیز و مرتب و البته خیلی هم عجیب و غریب که قرار است مدت کوتاهی در مدرسه بماند، توجه همه ی بچه ها را به خود جلب می کند. او که بیشتر مواقع نگاهی بهت زده دارد و جواب کسی را نمی دهد، گاهی مثل یک نابغه رفتار می کند. همه می خواهند بدانند که او کیست و از کجا آمده است؟ چرا همیشه جورج تحت نظر است و یک نفر تمام رفتار و حرکاتش را یادداشت می کند؟
اسم من میناست و عاشق شبم
« اسم من مینا است و عاشق شبم » داستان دختری نه ساله است که پدرش را در کودکی از دست داده و با مادرش زندگی می کند. او با تک گویی های درونی افکار، احساسات، رویاها و ترس هایش را در دفتر خاطرات خود می نویسد. او شرح مشاهدات و پرسش هایش درباره شگفتی ها وعجایب دنیای اطرافش مطرح می کند. مینا از نظردیگران دختر عجیبی است ولی همیشه مادرش از او حمایت می کند و معتقد است که مینا دختریست با عقاید و رفتارهای خاص خودش و به همین خاطر ترجیح می دهد او را از مدرسه بیرون بیاورد و تحت آموزش مستقیم خود قرار دهد
فرانک انیشتین 1 – فرانک انیشتین و موتور پادماده
فرانک انیشتین، یک بچه نابغهی دانشمند و مخترع است. کلینک، رباتی است با هوش مصنوعی نصفه نیمه که خودش توانسته خودش را سر هم کند. آنها با کمک هم موتور پادماده اختراع میکنند که از سه حالت ماده استفاده میکند: جامد، مایع و گاز. نقشهی آنها برای بردن جایزه علمی میدومیل قطعی است تا اینکه سر و کلهی همکلاسی و رقیب موذی فرانک، ادیسون، پیدا میشود!
فرانک انیشتین 2 – فرانک انیشتین و انگشتک برقی
فرانک انیشتین با کمک کلینک و کلنک یک انگشتک برقی اختراع میکنند. وسیلهای که برای همهی شهر انرژی برق بیسیم رایگان خواهد آورد. تی ادیسون همکلاسی و رقیب فرانک است که یک تختهاش کم است اما وقتی با آقای چیمپ یک تیم میشوند نقشههای فرانک را خراب میکنند.
فرانک انیشتین 3 – فرانک انیشتین و توربو مغز
فرانک انیشتین با کمک کلینک و کلنک یک توربو مغز اختراع میکنند تا بدن انسان را ارتقا بدهد و به وسیله آن به دوستشان، جین گودال، که توپزن بیسبال است کمک کنند تا با قدرت بیشتری بازی کند، اما آیا آنها میتوانند راهی پیدا کنند تا رقیب سرسختشان، تیادیسون را شکست و دنیا را نجات دهند؟
رنگ خورشید
ماجرا در یک روز تابستانی معمولی پسری است که مادرش او را راهی سفر میکند. دیوی کولهاش را میبندد؛ توشه راه، چیزهای دلخواهش، اسباببازیهای کودکیاش را در آن میگذارد و میرود. در مسیرش با افراد مختلفی روبهرو میشود. شاهد قتلی میشود که معلوم میشود قتل نبوده. حرفهایی را میشنود که معلوم میشود شایعهای بیش نبوده. افراد آشنا با پدر و مادرش را میبیند و هر یک از آنها چیزی به او میگوید. خاطراتش را مرور میکند، خاطراتی بیشتر مربوط به پدرش که اخیراً به دلیل بیماری خاصی از دنیا رفته است و او هنوز نمیتواند با موضوع کنار بیاید. یکی از اهالی که توانیاب (معلول) است مدتی با او همراه میشود و برای کنار آمدن با مسائل او را راهنمایی میکند. برایش از جنگها و اختلافها و کارگران معدن میگویند و پیامدهای مخرب آن. به لب چشمهای میرود که قبلاً با پدرش آنجا میرفته و پدرش را در آنجا میبیند. چشمش به روی دنیا باز میشود و با کوله باری از تجربه به خانه برمیگردد. نویسندهای که او را به حق مارکز ادبیات کودک میدانند، برای این اثرش رئالیسم جادویی را انتخاب کرده است تا فلسفهٔ هستی، رویارویی با فقدان و مرگ، بلوغ، جنگ، صلح، طبیعت و استفاده از زیباییهای آن را بنمایاند.