دلم می خواهد همه چیز را بپرسم، اما نمی دانم از کجا شروع کنم. خیلی عجیب و احمقانه است که کسی کنار ما باشد و هر چه می کنیم یا می گوییم را یادداشت کند. دلم می خواهد به خانم کریستال بگویم از اتاقم بیرون برود، دست از این همه جاسوسی و فضولی بردارد. دلم می خواهد به او بگویم اینجا اتاق من است و می خواهم فقط من و جورج اینجا باشیم.
می گویم: «جورج، تو چی هستی؟»
جواب نمی دهد.
خانم کریستال فقط تند تند می نویسد. آرام می خندد.
می گویم: «جورج، کی تو رو ساخته؟»
خانم کریستال از نوشتن دست می کشد. به من خیره می شود.
به او می گویم: «کی جورج رو ساخته؟»


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.