داستان کتاب روزی که الکساندر به گردش رفت ازآنجا آغاز میشود که الکساندر با خانوادهاش برای گذراندن یک روز پرماجرا به گردش میروند. اما وقتی در پارک هستند، الکساندر توی دردسر می افتد.
ماجرای کتاب روزی که الکساندر به گردش رفت، خیلی پیچیده نیست. در انتها نیز به راحتی و با کمک کودکی به خوشی حل میشود. ولی نویسنده قصه میگوید: سختگیری کردن و پیچیده کردن ماجرا نه تنها به برطرف کردن مشکل کمک نمیکند، بلکه میتواند آنرا دشوارتر کند.
نکته مهم این است که ذهن بچهها برای یافتن راهحلهای مناسب و ساده آماده است و گاهی چیزهایی به فکرشان میرسد که ما بزرگترها از آنها غافل میمانیم. زیرا عادت داریم به پیچیدگی و نمی توانیم سادگی را ببینیم و مسئله ای را حل کنیم.


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.