«نامه نامور»، داستانهای شاهنامهی حکیم ابوالقاسم فردوسی شاعر و حماسهسرای قرن چهارم را با نثری ساده و امروزی برای نوجوانان روایت میکند.
نامه نامور – زال و سیمرغ
چیزی که در همهی این سالها شاهنامه رو ماندگار کرده داستانهای قوی، حماسی و افسانهای اونه.
قطعا شنیدن این داستانها برای بچهها هم خیلی خیلی هیجانانگیزه.
بچهها معمولا موقع شنیدن داستانهای شاهنامه شگفتزده و ساکت گوش میکنن و لذت میبرن.
اگر دنبال خوندن داستانهای شاهنامه برای بچههای 10 سال به بالا هستید (البته روی کتابها نوشته 15 سال به بالا ولی به نظر ما 10 سال به بالاست) ما این مجموعه رو بهتون معرفی میکنیم. این مجموعه 12 جلدی متنهای ساده و نقاشیهای فوقالعادهای داره.
| ناشر | |
|---|---|
| نویسنده | |
| تصویرگر | |
| گروه/رده سنی | |
| نوع کتاب | |
| موضوع |
85,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت موجود شدن به من اطلاع بده
محصولات مشابه
کتاب پارچه ای – خوردنی و نوشیدنی
این کتاب پارچهایها ساخت دست یه سری خانوم توانمنده و به شدت باسلیقه دوخته شدن. اگر دنبال کتاب پارچهای برای بچهها هستین همین الان میتونید بهمون سفارش بدین.
کتاب پارچه ای – وسایل خانه
این کتاب پارچهایها ساخت دست یه سری خانوم توانمنده و به شدت باسلیقه دوخته شدن. اگر دنبال کتاب پارچهای برای بچهها هستین همین الان میتونید بهمون سفارش بدین.
قصه های هارولد 6 – هارولد و تابلویی برای اتاقش
هارولد یک پسربچهی 3- 4 ساله است که دنیایش را خودش میسازد. و همین ویژگی منحصربهفردش اجازه میدهد که او خیلی کارها بکند...
مثلا یک شب تصمیم میگیرد زیر نور ماه قدم بزند.
او یک ماه میخواهد و یک جادهی مستقیم و بلند تا توی آن گم نشود.
خوشبختانه او مدادشمعی بنفشش را همراهش دارد و میتواند اینها را برای خودش بکشد.
تمام داستانهای هارولد همین طور است. او داستان ایش را با تخیل شروع میکند و با بازی ادامه میدهد. هارولد دنیایش را با تخیل میسازد و این درسی است که میتوان به همهی بچهها داد. تا میشود باید قدرت تخیل را در بچهها پرورش داد تا در آینده آدمبزرگهای خلاقتری شوند.
بعد از خواندن کتابها میشود ساعتها با بچهها حرف زد و برای همین این کتابها در دستهی کتابهای فلسفی برای کودکان قرار دارند
مومی ترولها 6 ؛ افسون زمستان
با مومیترولها آشنا شوید! جانورهای گِرد و کوچکِ افسانهای و بامزه که مثل اسب آبی پوزهی کشیده دارند. اما اسب آبی نیستند! مومیترولها در روزگاران گذشته توی خانهی آدمها و کنار پریانِ خانگی، پشت بخاری زندگی میکردند. اما الان زندگیشان عوض شده. ماجراهای جالب و هیجانانگیزشان را بخوانید.
خانواده ی وندربیکر 1 – ساکنین خیابان 141
۵ فرزند خانوادهی وندربیکر در یک کار خیلی خوبند. آن هم نقشه کشیدن است. برای همین وقتی صاحبخانهی بدجنسشان نزدیک کریسمس تصمیم میگیرد قراردادش را با آنها تمدید نکند یا وقتی برای همسایهی دوستداشتنی طبقهی بالا فاجعهای رخ میدهد کلی کار از دستشان برمیآید. حالا گیریم که هر نقشهای که با خوشنیتی میکشند خندهدار و افتضاح از آب درآید.
جستارهای آموزشی در فرهنگ صلح
از آنجا که آموزش با عنوان حق اساسی بشر در مورد حقوق اجتماعی و اقتصادی شناخته شده است تحصیلاتا ابتدایی برای همه مردم در مبحث 2 بیانیه جهانی حقوق بشر در 10 دسامبر 1948 از سوی سازمان ملل متحد تصویب شده است . در آن آمده که آموزش باید درک شود و به سن خاص کودکی و نوجوانی جوانی تعلق ندارد ، به همه گروههای سنی مربوط میشود نه لحظه شروع زندگ بلکه تا دوران پیری ادامه دارد.
موجودات حال به هم زن 3 – موش فاضلاب
شما بچه که بودین از مگس و حلزون و موش و کرم بدتون میومد؟ هنوزم بدتون میاد؟ ولی راستش این موجودات خیلی باحالن. کلی خصوصیت عجیب و غریب دارن که ماها اصلاً نمیدونیم. مثلاً میدونستین مگسها حیوون خونگی دارن؟ یا مثلاً حلزونها همیشه دنبال یه لباس تازهان؟ میدونستین اگه موشها همه چیز رو میجون به خاطر اینه که دندوناشون میخاره؟ یا نسل کرمها از زمان دایناسورها مونده؟ الیس گراول توی مجموعهی «موجودات حال به هم زن» برای ما همهی اینها رو با یه زبون خیلی بامزه توضیح داده. ما که بعد از خوندن این کتاب، کلی لباس رنگی آستینپفی برای حلزونها گذاشتیم کنار. شما چی کار میکنین؟
هری کله چکشی 1 – مدرسه کوسه
هری کلهچکشی از خاندان کوسههای سرچکشیِ دریاهای عمیق است؛ البته که هری ترجیـح میدهد یک کوسهی سفید بزرگ یا کوسهببر یا هر چیز دیگری باشد بهجز خودِ کلهچکشیاش!
خرگوش کوچولو در گالری
خرگوش کوچولو همراه خانوادهاش به گالری میرود و از دیدن نقاشیهایی متفاوت راستی راستی شگفتزده میشود. شب که به خانه برمیگردند تصمیم میگیرد هنرمند شود و دست آخر هم گالری نقاشیهای خودش را در خانه برگزار میکند.
عملیات ایگوانا 3 زندگی بی فرمون
ترمزدستی و چراغراهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آنها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پولدار از یک بزمجه!
خانم گلابی در را باز کرد و ما را فرستاد تو. اتاق زیاد شبیه اتاق شکنجه نبود. برعکس، خیلی هم قشنگ بود. سر درنمیآوردم نقشهی برادرزادهی دکتر اکبر خبری چه میتوانست باشد. در را که بست، با هیجان گفت: «نظرتون چیه بریم روی تخت بپربپر کنیم؟»
به تشک تخت اشاره کرد: «این تشک فنری میتونه شما رو تا سقف بندازه بالا! یالا بیایید امتحان کنید!»
چی؟ دقیقاً از ما چه میخواست؟ یعنی یک سیستم دستگیری توی سقف کار گذاشته بود که قرار بود وقتی بپریم بالا، دستگیرمان کند؟
خانم گلابی تندتند جیبهایش را گشت و دوباره گفت: «زود باشید تنبلها! دلتون بازی نمیخواد؟»
نع! من که در آن موقعیت دلم بازی نمیخواست. ناسلامتی من جاسوس بودم!

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.