قصه های چارلی و لولا ۱۹ – تو میتوانی دوستم باشی
مارو وبرادر کوچکش، مورتن، قرار است به خانهی چارلی و لولا بیایند و لولا خیلی منتظرشان است؛ اما مورتن زیاد حرف نمیزند و این باعث میشود لولا احساس کند او از هیچکدام از بازیهایش خوشش نیامده.
قصه های چارلی و لولا ۱۶ – خودم همهی کارهایم را میکنم
لولا اصرار دارد به چارلی و بقیه اجازه ندهد به او در کارهایش کمک کنند و همه کارها را تنهایی انجام بدهد.
قصه های سارا و اردکش ۷ – سارا و اردک به دکتر میروند
قصه های سارا و اردکش ۱- روزی که سارا اردک را پیدا کرد
قصه های چارلی و لولا ۲۶ – من برنده تو برنده
لولا اصرار دارد که در همهچیز برنده باشد، حتی اگر شده با تقلب و جرزنی.
قصه های چارلی و لولا ۲۲ – من دارم بازی میکنم
لولا برای نخستین بار قرار است در مسابقات ورزشی شرکت کند. او باید بتواند تخممرغ را درون قاشق نگاه دارد و همزمان با سرعت بدود.
قصه های چارلی و لولا ۲۳ – خورشید خانم کلاه داشت
لولا سرما خورده است و اصرار دارد که چارلی کنارش بماند و با او بازی کند تا زمانی که حالش خوب بشود.
قصه های چارلی و لولا ۱۷ – همهی کتابهای من
لولا عاشق کتاب سوسک ها، ساس ها و پروانه هاست. اما این بار که برای گرفتنش به کتابخانه می روند متوجه می شود که کس دیگری زودتر آن را به امانت گرفته.
قصه های چارلی و لولا ۲۱ – من نمایش سیرک اجرا میکنم
چارلی و لولا و بقیه بچهها قرار است نمایش سیرک بازی کنند، اما چارلی در پارک موقع تمرین کردن زمین میخورد و دستش میشکند. و حالا باید با دست شکسته در نمایش بازی کند.
قصه های چارلی و لولا ۱۸ – بازی با زبالههای طلایی
لولا تصمیم میگیرد برای شلوغ و کثیف نشدن اتاقش همه وسایلش را دور بریزد، بعد چارلی به او بازیافت کردن را پیشنهاد میکند و سعی میکنند باهم زبالههایشان را بازیافت کنند.
قصه های چارلی و لولا ۱۴ – سخنرانی یک تمساح
لولا عاشق لباس تمساحیاش شده، جوری که تصمیم دارد آن را در روز سخنرانی مدرسه هم بپوشد و چارلی نمیتواند او را از این تصمیم منصرف کند.
قصه های چارلی و لولا ۲۰ – برای مدرسه رفتن هنوز کوچکم
لولا به سن مدرسه رفتن رسیده و باید به مدرسه برود، اما اصلا فکر نمیکند که به مدرسه رفتن برایش لازم باشد و چارلی سعی میکند او را قانع کند.
قصه های چارلی و لولا ۰۴ – من خوابم نمیآید
بعضی شبها چارلی باید لولا را بخواباند، اما این اصلا کار راحتی نیست چون لولا اصلا خوابش نمیآید و حتی وقتی میفهمد ببرها بهجایش شیر قبل از خوابش را میخورند و شیر از مسواکش استفاده میکند هم تغییری در نظرش ایجاد نمیشود.
قصه های چارلی و لولا ۰۸ – آماده به جای خود حرکت
لولا آنقدر به برت، خوکچهی هندی مدرسه علاقهمند شده که تصمیم گرفته آن را با خودش به خانه بیاورد، ام مراقبت از او در خانه آنقدرها هم راحت نیست.
قصه های چارلی و لولا ۰۷ – آخ تقصیر من نبود
چارلی از لولا خواسته که به موشک جدیدش، که شکستنی است، دست نزند. اما وقتی لولا و دوستش در خانه تنها میمانند به این فکر میافتند که اگر خیلی مراقبش باشند شاید اشکالی نداشته باشد که با آن بازی کنند...
قصه های چارلی و لولا ۰۲ – همان یکی بهتر است
لولا و چارلی قرار است به فروشگاه بروند و هرکدام اجازه دارند یک چیز بخرند، اما فهم اینکه یکی یعنی چندتا برای لولا چندان راحت نیست.