چارلی برادر بزرگ تر لولاست. لولای کوچک بازیگوش خیالباف، مدام برایش سوال پیش می آید و نمی داند مشکل های کوچک و بزرگش را چه جوری حل کند. اما چارلی عاقل سعی می کند با راهنمایی های درست و به موقع، سوال های لولا را جواب دهد.
قصه های چارلی و لولا 23 – خورشید خانم کلاه داشت
لولا سرما خورده است و اصرار دارد که چارلی کنارش بماند و با او بازی کند تا زمانی که حالش خوب بشود.
| ناشر | |
|---|---|
| نویسنده | |
| تصویرگر | |
| مترجم | |
| گروه/رده سنی | |
| نوع کتاب | |
| موضوع |
22,000 تومان
2 در انبار
شاید اینها را هم بپسندید…
قصه های چارلی و لولا 26 – من برنده تو برنده
لولا اصرار دارد که در همهچیز برنده باشد، حتی اگر شده با تقلب و جرزنی.
قصه های چارلی و لولا 21 – من نمایش سیرک اجرا میکنم
چارلی و لولا و بقیه بچهها قرار است نمایش سیرک بازی کنند، اما چارلی در پارک موقع تمرین کردن زمین میخورد و دستش میشکند. و حالا باید با دست شکسته در نمایش بازی کند.
قصه های چارلی و لولا 22 – من دارم بازی میکنم
لولا برای نخستین بار قرار است در مسابقات ورزشی شرکت کند. او باید بتواند تخممرغ را درون قاشق نگاه دارد و همزمان با سرعت بدود.
قصه های چارلی و لولا 24 – سفرهای من به ماه
لولا برای اولین بار می رود که شب را در خانه لوتا بگذراند.
محصولات مشابه
ماکاموشی (14) تعطیلات در هتل ژنده پنده
بعضی وقتها موش پُرکاری مثل من به تعطیلات نیاز دارد، سفری خوب و آرامشبخش. ولی بهحق پنیرهای ندیده و نخورده! هربار خواستم از شلوغی شهر موشها جدا شوم، یک مصیبت روی سرم هَوار میشد! واپنیرا!!!
وقتی هم که مصیبتها تمام شد، همهی جاهای خوب پُر شده بود. دست آخر از هتل ژندهپندهای سر درآوردم و هماتاقیهایم هم یک مشت موشچه از کار درآمدند! حالا بیا و درستش کن...
موجودات حال به هم زن 3 – موش فاضلاب
شما بچه که بودین از مگس و حلزون و موش و کرم بدتون میومد؟ هنوزم بدتون میاد؟ ولی راستش این موجودات خیلی باحالن. کلی خصوصیت عجیب و غریب دارن که ماها اصلاً نمیدونیم. مثلاً میدونستین مگسها حیوون خونگی دارن؟ یا مثلاً حلزونها همیشه دنبال یه لباس تازهان؟ میدونستین اگه موشها همه چیز رو میجون به خاطر اینه که دندوناشون میخاره؟ یا نسل کرمها از زمان دایناسورها مونده؟ الیس گراول توی مجموعهی «موجودات حال به هم زن» برای ما همهی اینها رو با یه زبون خیلی بامزه توضیح داده. ما که بعد از خوندن این کتاب، کلی لباس رنگی آستینپفی برای حلزونها گذاشتیم کنار. شما چی کار میکنین؟
کتابی که آرزو میکنید والدینتان خوانده بودند
این کتاب دربارهی نحوهی ارتباط با فرزندانمان است: این که چیزی مانع ارتباط خوب میشود و چه چیزی میتوان آن را بهتر کند؟ این که خود ما چگونه پرورش یافتهایم و این چگونگی بر چطور بر فرزندپروری ما و اشتباهاتی که مرتکب میشویم تاثیر میگذارد. به ویژه اشتباهاتی که هرگز نمیخواستهایم انجام دهیم و این که در این باره باید چه کار کنیم.
کتاب پارچه ای – خوردنی و نوشیدنی
این کتاب پارچهایها ساخت دست یه سری خانوم توانمنده و به شدت باسلیقه دوخته شدن. اگر دنبال کتاب پارچهای برای بچهها هستین همین الان میتونید بهمون سفارش بدین.
جستارهای آموزشی در فرهنگ صلح
از آنجا که آموزش با عنوان حق اساسی بشر در مورد حقوق اجتماعی و اقتصادی شناخته شده است تحصیلاتا ابتدایی برای همه مردم در مبحث 2 بیانیه جهانی حقوق بشر در 10 دسامبر 1948 از سوی سازمان ملل متحد تصویب شده است . در آن آمده که آموزش باید درک شود و به سن خاص کودکی و نوجوانی جوانی تعلق ندارد ، به همه گروههای سنی مربوط میشود نه لحظه شروع زندگ بلکه تا دوران پیری ادامه دارد.
با سر بریم توی کتاب 3 – جانوران ته آب
آیا دلت میخواهد در کتاب جانوران ته آب شنا کنی و با جانوران ریز و درشت آشنا شوی؟ حالا دوست داری توی حوض شنا کنی یا توی اقیانوس؟ از هشتپا بیشتر خوشت میآید یا عروس دریایی؟
عروس دریایی شده قصهگو، اسب ماهی داره گوش میده به او
حالا کتاب را باز کن. سرت را تو دایرهی وسطش ببر و صفحهها را یکی یکی ورق بزن. میتوانی خودت را توی آیینه هم ببینی. خیلی بامزه شدهای. مگر نه؟
پس شکلک در بیار. شعر بخوان. بخند و بازی کن.
عملیات ایگوانا 3 زندگی بی فرمون
ترمزدستی و چراغراهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آنها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پولدار از یک بزمجه!
خانم گلابی در را باز کرد و ما را فرستاد تو. اتاق زیاد شبیه اتاق شکنجه نبود. برعکس، خیلی هم قشنگ بود. سر درنمیآوردم نقشهی برادرزادهی دکتر اکبر خبری چه میتوانست باشد. در را که بست، با هیجان گفت: «نظرتون چیه بریم روی تخت بپربپر کنیم؟»
به تشک تخت اشاره کرد: «این تشک فنری میتونه شما رو تا سقف بندازه بالا! یالا بیایید امتحان کنید!»
چی؟ دقیقاً از ما چه میخواست؟ یعنی یک سیستم دستگیری توی سقف کار گذاشته بود که قرار بود وقتی بپریم بالا، دستگیرمان کند؟
خانم گلابی تندتند جیبهایش را گشت و دوباره گفت: «زود باشید تنبلها! دلتون بازی نمیخواد؟»
نع! من که در آن موقعیت دلم بازی نمیخواست. ناسلامتی من جاسوس بودم!
برایم یک ستاره بکش
کودک از نقاش میخواهد یک ستاره بکشد، پس از کشیدن آن، ستاره از او میخواهد یک خورشید بکشد. خورشید به درخت و درخت به انسان – یک زن و مرد – و داستان ادامه پیدا میکند و دوباره به ستاره میرسد.
مامان من کو؟ – خرگوش کوچولو
خرگوش کوچولو همه جا را دنبال مادرش میگردد، اما هیچکس نمیتواند به او کمک کند. آیا او میتواند مادرش را پیدا کند؟ این داستان ساده و جذاب با استفاده از شخصیتهای دوستداشتنی و تصاویر زیبا نخستین کلمات را به کودکان شما میآموزد.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.