قصه های سارا و اردکش ۶ – سارا و اردک سال نو را جشن میگیرند
قصه های چارلی و لولا ۱۱ – دندان لق و سکهی شانس
دندان لولا لق شده است و او اصلا دلش نمیخواهد که دندانش بیفتد. تا اینکه متوجه میشود اگر دندانش بیفتد پری دندان میآید و برایش سکهای جایزه میآورد.
قصه های چارلی و لولا ۱۵ – بهترین دوست من
لولا دوست خوبی دارد به نام لوتا. آن ها همیشه و همه جا باهم هستند و همه چیز را باهم قسمت می کنند. تا اینکه لوتا دوست جدیدی پیدا می کند...
قصه های چارلی و لولا ۰۵ – دندونک باهوش من
چارلی صاحب یک موش خانگی شده و او و لولا خیلی بابت این موجود جدید هیجانزدهاند.
قصه های چارلی و لولا ۰۳ – من باید عینک بزنم
لولا باید پیش چشمپزشک برود، که این کار را دوست ندارد. اما وقتی میبیند دوستش لوتا عینک گرفته، متوجه میشود که بهشدت دلش یک عینک گلگلی میخواهد.
قصه های سارا و اردکش ۸ – سارا و اردک مهمانی دارند
قصه های چارلی و لولا ۰۴ – من خوابم نمیآید
بعضی شبها چارلی باید لولا را بخواباند، اما این اصلا کار راحتی نیست چون لولا اصلا خوابش نمیآید و حتی وقتی میفهمد ببرها بهجایش شیر قبل از خوابش را میخورند و شیر از مسواکش استفاده میکند هم تغییری در نظرش ایجاد نمیشود.
قصه های سارا و اردکش ۲ – سارا و اردک به کتابخانه میروند
قصه های چارلی و لولا ۲۵ – میخواهم مثل تو خیلی بزرگ شوم
لولا خیلی دلش میخواهد زودتر بزرگ شود تا بتواند همه کارهایی را که چارلی انجام میدهد انجام بدهد. اما بعد با این مسئله مواجه میشود که تا وقتی کوچک است خیلی کارهای جالبتر میتواند بکند.
قصه های چارلی و لولا ۱۲ -راستش را به او بگو
لولا ژاکت پشمالوی جدید لوتا را قرض میگیرد و کیف سگکدارش را در عوض به او میدهد؛ اما آیا میتواند در اداره پست و سوپرمارکت و زیر باران هم به خوبی از آن نگهداری کند؟
قصه های سارا و اردکش ۵ – جشن تولد سارا
قصه های سارا و اردکش ۴ – سارا و اردک به هتل اردکها میروند
قصه های سارا و اردکش ۹ – سارا و اردک به دیدار پنگوئنها میروند
قصه های چارلی و لولا ۱۹ – تو میتوانی دوستم باشی
مارو وبرادر کوچکش، مورتن، قرار است به خانهی چارلی و لولا بیایند و لولا خیلی منتظرشان است؛ اما مورتن زیاد حرف نمیزند و این باعث میشود لولا احساس کند او از هیچکدام از بازیهایش خوشش نیامده.