مایکل وی ۲ – قیام الجن
مایل می تواند به بقیه شوک الکتریکی وارد کند، تایلور ذهن افراد را میخواند و آنها را ریبوت میکند، گایلی یک آهنربای انسانی است، ابیگیل با استفاده از الکتریسیته درد را از انسان دور میکند…
| ناشر | |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| گروه/رده سنی | |
| نوع کتاب | |
| موضوع |
399,000 تومان
1 در انبار
محصولات مشابه
کتاب پارچه ای – خوردنی و نوشیدنی
این کتاب پارچهایها ساخت دست یه سری خانوم توانمنده و به شدت باسلیقه دوخته شدن. اگر دنبال کتاب پارچهای برای بچهها هستین همین الان میتونید بهمون سفارش بدین.
مامان من کو؟ – خرگوش کوچولو
خرگوش کوچولو همه جا را دنبال مادرش میگردد، اما هیچکس نمیتواند به او کمک کند. آیا او میتواند مادرش را پیدا کند؟ این داستان ساده و جذاب با استفاده از شخصیتهای دوستداشتنی و تصاویر زیبا نخستین کلمات را به کودکان شما میآموزد.
بازی با ابزارهای ساده / بازی های طناب
روزگاری اسباب بازی های کمی وجود داشت.اما کودکان همواره بازی میکردند. با هر آن چه که در اطرافشان پیدا می کردند. با سنگ و چوب و خاک و طناب و ....اسباببازی هایی که شبیه اسباب بازی های امروزی نبودند.
تیلی و تانک
تیلی خانم فکر میکند فیل دیگری دیده. یعنی او یک دوست جدید است؟ آقا تانکه فکر میکند تانک دیگری دیده است. یعنی او دشمن است؟ وقتی آنها همدیگر را میبینند، چه اتفاقی میافتد؟
مومی ترولها ۶ ؛ افسون زمستان
با مومیترولها آشنا شوید! جانورهای گِرد و کوچکِ افسانهای و بامزه که مثل اسب آبی پوزهی کشیده دارند. اما اسب آبی نیستند! مومیترولها در روزگاران گذشته توی خانهی آدمها و کنار پریانِ خانگی، پشت بخاری زندگی میکردند. اما الان زندگیشان عوض شده. ماجراهای جالب و هیجانانگیزشان را بخوانید.
ته جدولی ها ۱ – راز داورهای خواب آلود
آنها یک تیم فوتبال دبستانی هستند. البته تا قبل از اینکه کسی بخواهد تیمشان را منحل کند همیشه تهِ تهِ جدول بودند. اما حالا با هم پیمان بستهاند که تا عمر دارند با هم بازی کنند و هیچچیز از هم جدایشان نکند. این تازه اول راه است. کلی ماجرا در انتظار این تیم همدل و همراه است که اگر نخوانید از دستتان رفته.
عملیات ایگوانا ۳ زندگی بی فرمون
ترمزدستی و چراغراهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آنها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پولدار از یک بزمجه!
خانم گلابی در را باز کرد و ما را فرستاد تو. اتاق زیاد شبیه اتاق شکنجه نبود. برعکس، خیلی هم قشنگ بود. سر درنمیآوردم نقشهی برادرزادهی دکتر اکبر خبری چه میتوانست باشد. در را که بست، با هیجان گفت: «نظرتون چیه بریم روی تخت بپربپر کنیم؟»
به تشک تخت اشاره کرد: «این تشک فنری میتونه شما رو تا سقف بندازه بالا! یالا بیایید امتحان کنید!»
چی؟ دقیقاً از ما چه میخواست؟ یعنی یک سیستم دستگیری توی سقف کار گذاشته بود که قرار بود وقتی بپریم بالا، دستگیرمان کند؟
خانم گلابی تندتند جیبهایش را گشت و دوباره گفت: «زود باشید تنبلها! دلتون بازی نمیخواد؟»
نع! من که در آن موقعیت دلم بازی نمیخواست. ناسلامتی من جاسوس بودم!
لیلی و کانگوروی آبی۵/ تولدت مبارک کانگوروی آبی!
ماجراهای لی لی و کانگوروی آبیاش داستانهای شیرین و سادهای است که توی هر خانه ممکن است اتفاق بیافتد.
لی لی یک دوست بسیار عزیز دارد، عروسک کانگوروی آبیاش!
گاهی ممکن است او را گم کند چون به اندازهی کافی مراقبش نبوده. گاهی ممکن است او را با خود به مدرسه ببرد و گاهی ممکن است عروسکهای دیگری توجهش را جلب کنند.
چیزی که این کتابها را جذاب میکند داستانهای بسیار ساده و شیرینش هستند و تصاویر جذاب.
مهم این است که هر اتفاقی که بیافتد لی لی و کانگوروی آبیاش از پس حل آن به تنهایی و یا با کمک بزرگترها برمیآیند.
روباه قرمز خواندن این کتابها را به همهی بچههای بالای ۳سال(حتی ۲سال به بالا) به شدت توصیه میکند.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.