داستان های فیلی و فیگی ۱۵ – ماشین سواری
فیلی به فیگی پیشنهاد میدهد باهم بروند ماشینسواری، ولی آنها نمیتوانند آنجوری که فکرش را میکردند پیش بروند چون...
داستان های فیلی و فیگی ۲۰ – خوابی یا بیدار؟
فیلی میخواهد یک چرت بخوابد تا سرحال شود ولی فیگی نمیگذارد. فیلی اصلا سردرنمیآورد فیگی چرا اینقدر عجیب و غریب شده!
خرسی و دوستانش/ خرسی چرا میترسی؟
شعرای قشنگ، یه شخصیت خوب و جذاب، تصویرای خوب و جنس سفت و محکم که به راحتی پاره نشه.
این چهارتا تا ویژگی کنار هم میشن یه مجموعه که برای بالای ۱ سال هم مناسبه و بچهها خیلی هم دوسش دارن.
مجموعهی خرسی و دوستانش مناسب بچههای ۱ تا ۴ساله و بسیار هم بین این بچهها طرفدار داره.
خرسی و دوستانش/ خرسی و غار و خروپف
شعرای قشنگ، یه شخصیت خوب و جذاب، تصویرای خوب و جنس سفت و محکم که به راحتی پاره نشه.
این چهارتا تا ویژگی کنار هم میشن یه مجموعه که برای بالای ۱ سال هم مناسبه و بچهها خیلی هم دوسش دارن.
مجموعهی خرسی و دوستانش مناسب بچههای ۱ تا ۴ساله و بسیار هم بین این بچهها طرفدار داره.
داستان های فیلی و فیگی ۰۶ – بپر بپر زیر باران!
فیلی و فیگی آماده ی آماده هستند بروند بیرون بازی کنند، ولی یکهو باران میگیرد!حالا واقعا بازیشان خراب می شود؟
داستان های فیلی و فیگی ۰۵ – غافلگیربازی!
فیلی و فیگی تصمیم میگیرند همدیگر را غافلگیر کنند، ولی اصلاً نمیدانند چهجوری باید اینکار را بکنند؟
داستان های فیلی و فیگی ۰۲ – خوشحال شدی؟
فیلی یک گوشه نشسته و ناراحت است. به نظر شما...
فیگی چهجوری میتواند خوشحال باشد وقتی دوستش غصه دارد؟
داستانهای فیلی و فیگی ۱۶ – وال بال بازی
فیگی یک توپ پیدا میکند، ولی یک پسر گنده توپش را میگیرد؛ پسری که از فیلی هم بزرگتر است.
خیلی خیلی خیلی بزرگتر...
داستان های فیلی و فیگی ۱۱ – ما توی کتابیم!
فیلی و فیگی میدانند توی کتاب هستند و کلی بهشان خوش میگذرد...
ولی وقتی کتاب تمام شد چی؟
قصه های کلاسیک آنه شرلی
آنه شرلی به گرین گیبلز میآید و میخواهد زندگی تازهای را شروع کند،اما آیا میتواند از دردسر دور باشد؟
داستانهای فیلی و فیگی ۱۷ – من قورباغهام! تو چی؟
فیگی پنج دقیقه است که تبدیل به یک قورباغه شده و مدام قورقور میکند! چهطور ممکن است همچین اتفاقی افتاده باشد؟
اجازه هست ؟
رباره یک اردک تنهاست که تصمیم میگیرد دوستان جدیدی برای خود پیدا کند. برای این منظور، او تصمیم میگیرد خود را با دیگران مشابه سازد. برای مثال، وقتی به باشگاه شیرها میرود، یک کلاه گیس بزرگ بر سر میگذارد تا شبیه یال شیرها شود. اما حالا که ظاهرش شبیه شیرها شده، چگونه میتواند رفتار و اخلاقی مشابه شیرها داشته باشد؟ وقتی شکاف بین واقعیت و نقش بازیای که برعهده گرفته دارد آشکار میشود، او دیگر نمیتواند در هیچ یک از این باشگاهها پذیرفته شود.
به نظر میآید که تنهایی برای این اردک پایان ناپذیری داشته باشد. اما او ناامید نمیشود و تصمیم میگیرد راهی جدید برای پذیرفته شدن پیدا کند.
ما این جا زندگی می کنیم
خب سلام. به این سیاره خوش آمدی ما بهش می گوییم زمین. زمین یک کره ی بزرگ معلق توی فضاست که ما رویش زندگی می کنیم.
جنگی که نجاتم داد
آدا بهخاطر معلولیتش توسط مادرش موردتمسخر، قرار میگیرد و مجبور است کارهای سختی برایش انجام بدهد. تا اینکه جنگ آغاز میشود و بچهها، آدا و برادرش، مجبور میشوند به یک شهر حومهای فرستاده شوند تا پیش خانمی به نام سوزان زندگی کنند.