آرتمیس که با تمام وجود به پدرش عشق می ورزد بی درنگ دست به کار نجات می شود. اما دشمن دیرینه اش سروان هالی شورت نیروی ویژهی پلیس در سرزمین جن ها مانع اوست. آیا آرتمیس باید با اجنه درگیر شود یا راه دیگری باید در پیش بگیرد؟
آرتمیس فاول پسر سیزده ساله ی نابغه و ماجراجو، در مدرسه ی شبانه روزی اش ایمیلی دریافت می کند. مافیای روسیه که پدر آرتمیس را ربوده، در ازای آزادی او پول هنگفتی از آرتمیس در خواست کرده است.
| ناشر | |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم | |
| گروه/رده سنی | |
| نوع کتاب | |
| موضوع |
105,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
آرتمیس که با تمام وجود به پدرش عشق می ورزد بی درنگ دست به کار نجات می شود. اما دشمن دیرینه اش سروان هالی شورت نیروی ویژهی پلیس در سرزمین جن ها مانع اوست. آیا آرتمیس باید با اجنه درگیر شود یا راه دیگری باید در پیش بگیرد؟
آرتمیس دیگر از پریهای مسلح و ترولهای آدمخوار و گابلینهای آتشساز خسته شده و میخواهد همهی کارهای خلافش را کنار بگذارد. ولی درست همین حالا مادرش سخت بیمار شده و او باید داروی مادرش را از چنگ یک نابغهی تبهکار بیرون بیاورد.
دشمن شماره ی یک آرتمیس یعنی اوپال کوبویی نقشهای طراحی کرده که هم آزادیاش از زندان تضمین شود و هم جهان انسانها و جن و پریها را نابود کند. اگر آرتمیس جلویش را نگیرد این شرور بدجنس در قدم بعدی حیات انسانهای زمین را برای همیشه نابود خواهد کرد.
آرتمیس فاول نوجوان نابغه و ماجراجو با قطعات کلاهخودها و سلاحهایی که به غنیمت گرفته است، یک میکروکامپیوتر می سازد که از فن آوری انسان ها برتر است.
آرتمیس فاول، بالاخره یک رقیب پیدا میکند. دختری نوجوان از وجود جن و پریها با خبر میشود و تصمیم میگیرد یک دیو را به دام بیندازد. اما مبارزه به این دو رقیب محدود نمیشود.
آرتمیس فاول دوازده ساله، یک تبهکار نابغه است. اما حتی او هم پیش بینی نمیکند که با گروگان گرفتن یک جن، خودش را درگیر چه جنگی میکند. چون این جن، سروان هالی شورت از واحد نیروی ویژهی پلیس در سرزمین جن هاست
ترمزدستی و چراغراهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آنها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پولدار از یک بزمجه!
خانم گلابی در را باز کرد و ما را فرستاد تو. اتاق زیاد شبیه اتاق شکنجه نبود. برعکس، خیلی هم قشنگ بود. سر درنمیآوردم نقشهی برادرزادهی دکتر اکبر خبری چه میتوانست باشد. در را که بست، با هیجان گفت: «نظرتون چیه بریم روی تخت بپربپر کنیم؟»
به تشک تخت اشاره کرد: «این تشک فنری میتونه شما رو تا سقف بندازه بالا! یالا بیایید امتحان کنید!»
چی؟ دقیقاً از ما چه میخواست؟ یعنی یک سیستم دستگیری توی سقف کار گذاشته بود که قرار بود وقتی بپریم بالا، دستگیرمان کند؟
خانم گلابی تندتند جیبهایش را گشت و دوباره گفت: «زود باشید تنبلها! دلتون بازی نمیخواد؟»
نع! من که در آن موقعیت دلم بازی نمیخواست. ناسلامتی من جاسوس بودم!
تیلی خانم فکر میکند فیل دیگری دیده. یعنی او یک دوست جدید است؟ آقا تانکه فکر میکند تانک دیگری دیده است. یعنی او دشمن است؟ وقتی آنها همدیگر را میبینند، چه اتفاقی میافتد؟
خرگوش کوچولو همراه خانوادهاش به گالری میرود و از دیدن نقاشیهایی متفاوت راستی راستی شگفتزده میشود. شب که به خانه برمیگردند تصمیم میگیرد هنرمند شود و دست آخر هم گالری نقاشیهای خودش را در خانه برگزار میکند.
این کتاب پارچهایها ساخت دست یه سری خانوم توانمنده و به شدت باسلیقه دوخته شدن. اگر دنبال کتاب پارچهای برای بچهها هستین همین الان میتونید بهمون سفارش بدین.
نبرد جادویی یک مجموعه مانگای ژاپنی است که توسط گگه آکوتامی نوشته و تصویر شده است. داستان درباره ی یک دانش آموز دبیرستانی به نام یوجی ایتادوری است که به یک سازمان مخفی جادوگران جوجوتسو می پیوندد تا به نفرین قدرتمندی به نام ریومن سوکونا پایان دهد. ...
آنها یک تیم فوتبال دبستانی هستند. البته تا قبل از اینکه کسی بخواهد تیمشان را منحل کند همیشه تهِ تهِ جدول بودند. اما حالا با هم پیمان بستهاند که تا عمر دارند با هم بازی کنند و هیچچیز از هم جدایشان نکند. این تازه اول راه است. کلی ماجرا در انتظار این تیم همدل و همراه است که اگر نخوانید از دستتان رفته.
هری کلهچکشی از خاندان کوسههای سرچکشیِ دریاهای عمیق است؛ البته که هری ترجیـح میدهد یک کوسهی سفید بزرگ یا کوسهببر یا هر چیز دیگری باشد بهجز خودِ کلهچکشیاش!
آیا دلت میخواهد در کتاب جانوران ته آب شنا کنی و با جانوران ریز و درشت آشنا شوی؟ حالا دوست داری توی حوض شنا کنی یا توی اقیانوس؟ از هشتپا بیشتر خوشت میآید یا عروس دریایی؟
عروس دریایی شده قصهگو، اسب ماهی داره گوش میده به او
حالا کتاب را باز کن. سرت را تو دایرهی وسطش ببر و صفحهها را یکی یکی ورق بزن. میتوانی خودت را توی آیینه هم ببینی. خیلی بامزه شدهای. مگر نه؟
پس شکلک در بیار. شعر بخوان. بخند و بازی کن.
با مومیترولها آشنا شوید! جانورهای گِرد و کوچکِ افسانهای و بامزه که مثل اسب آبی پوزهی کشیده دارند. اما اسب آبی نیستند! مومیترولها در روزگاران گذشته توی خانهی آدمها و کنار پریانِ خانگی، پشت بخاری زندگی میکردند. اما الان زندگیشان عوض شده. ماجراهای جالب و هیجانانگیزشان را بخوانید.
این کتاب پارچهایها ساخت دست یه سری خانوم توانمنده و به شدت باسلیقه دوخته شدن. اگر دنبال کتاب پارچهای برای بچهها هستین همین الان میتونید بهمون سفارش بدین.
WhatsApp us
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.