به «ماکاموشی»، جزیرهی جوندگان جسور خوش آمدید!
من جرونیمو استیلتن هستم. سردبیر پرفروشترین روزنامهی جزیرهی ماکاموشی. ولی بیشتر دوست دارم داستانهای ماجراجویانه بنویسم. کتابهای من توی ماکاموشی مثل توپ صدا میکنند و حسابی پرفروشاند! از پنیر سوئیسیِ تازه، خوشمزهتر و از پنیر چدارِ کهنه تندوتیزترند. سیبیلچسب و بامزهاند، خندهدار و فراموشنشدنی. دهنتان را آب میاندازند، به سیبیلهایم قسم!
ماکاموشی (۷) شبح مترو
عجیباً پنیرا! میگفتند سروکلهی یک شبح توی مترو پیدا شده. میگفتند مترو را تسخیر کرده. حتی از فکرش هم سیبیلهایم میلرزید. ولی مجبور بودم برای تهیهی گزارش ویژهی جریدهی جوندگان بروم دنبال این ماجرا. همه راه افتادیم که تَهوتوی ماجرا را درآوریم. همان موقع بود که فهمیدم با وحشتناکترین ماجرای عمرم طرفم… شبح مترو شبح یک گربه بود!
| ناشر | |
|---|---|
| نویسنده | |
| تصویرگر | |
| مترجم | |
| گروه/رده سنی | |
| نوع کتاب | |
| موضوع |
110,000 تومان
1 در انبار
محصولات مشابه
متشکرم از ته دل
متشکرم از ته دل، داستان دختر بچهی ۶ سالهای است که پدر، مادر و برادر کوچکترش را در آتشسوزی خانهی اجارهایشان از دست داده و حالا در یتیمخانه زندگی میکند. درک کردن این دختر و هزاران کودک و نوجوان با سرنوشتی مشابه او کار آسانی نیست و شاید حتی برای بقیه آدمها به این راحتیها نباشد. خواندن این رمانِ جذاب و گیرا میتواند بخشی از احساسات این دختر بچه را که بعد سه سال و در نه سالگی به خانهای میرود تا فرزندخواندهی آنها شود برایمان قابل درک کند. خواندن هر کتاب یا داستان میتواند برای ما تجربهای جدید باشد از زندگیای دیگر. سفر به دنیای راوی این داستان، هیتی، و سر در آوردن از احساسات او بیشک هم برای نوجوانان و هم برای بزرگسالان سرگرمکننده، مفید و لذتبخش است...
عملیات ایگوانا ۳ زندگی بی فرمون
ترمزدستی و چراغراهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آنها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پولدار از یک بزمجه!
خانم گلابی در را باز کرد و ما را فرستاد تو. اتاق زیاد شبیه اتاق شکنجه نبود. برعکس، خیلی هم قشنگ بود. سر درنمیآوردم نقشهی برادرزادهی دکتر اکبر خبری چه میتوانست باشد. در را که بست، با هیجان گفت: «نظرتون چیه بریم روی تخت بپربپر کنیم؟»
به تشک تخت اشاره کرد: «این تشک فنری میتونه شما رو تا سقف بندازه بالا! یالا بیایید امتحان کنید!»
چی؟ دقیقاً از ما چه میخواست؟ یعنی یک سیستم دستگیری توی سقف کار گذاشته بود که قرار بود وقتی بپریم بالا، دستگیرمان کند؟
خانم گلابی تندتند جیبهایش را گشت و دوباره گفت: «زود باشید تنبلها! دلتون بازی نمیخواد؟»
نع! من که در آن موقعیت دلم بازی نمیخواست. ناسلامتی من جاسوس بودم!
جولیان، کارآگاه مخفی
نجات جان سگی که در گرما توی ماشین گیر افتاده و نجات یک بچه ی نوپا از غرق شدن در آب، از فعالیت های سه کارآگاه مخفی ماهر است؛ جولیان، هیویی و گلوریا. اما آن چه واقعا می خواهند پیدا کردن دزد واقعی بانک است و به دست آوردن جایزه ی دویست و پنجاه هزار دلاری! و درست وقتی به نظر می رسد دارند به هدف شان می رسند، سروکله ی رئیس پلیس پیدا می شود و کارآگاه های حرفه ای متوجه می شوند توی دردسر افتاده اند.
مامان من کو؟ – خرگوش کوچولو
خرگوش کوچولو همه جا را دنبال مادرش میگردد، اما هیچکس نمیتواند به او کمک کند. آیا او میتواند مادرش را پیدا کند؟ این داستان ساده و جذاب با استفاده از شخصیتهای دوستداشتنی و تصاویر زیبا نخستین کلمات را به کودکان شما میآموزد.
ماکاموشی (۱۴) تعطیلات در هتل ژنده پنده
بعضی وقتها موش پُرکاری مثل من به تعطیلات نیاز دارد، سفری خوب و آرامشبخش. ولی بهحق پنیرهای ندیده و نخورده! هربار خواستم از شلوغی شهر موشها جدا شوم، یک مصیبت روی سرم هَوار میشد! واپنیرا!!!
وقتی هم که مصیبتها تمام شد، همهی جاهای خوب پُر شده بود. دست آخر از هتل ژندهپندهای سر درآوردم و هماتاقیهایم هم یک مشت موشچه از کار درآمدند! حالا بیا و درستش کن...
بچه ی همه
روزی در یک جنگل بزرگ چیز گردی پیدا شد و بعد یک دفعه صدا کر دو شکست. ترق.!!!! و یک جوجه دهن باز کرد.
حیوانات در هنر
این کتاب ها بهانه اند. بهانه برای دقت و عمیق شدن در آثار هنری. برای داشتن ذهنی جستجوگر و برای اینکه ساده از کنار چیزها نگذریم. برای توجه به جزئیات و در کل پرورش کودکی هنرمند و کنجکاو . مجموعه ی نگاه کن اول از همه باعث می شود کودک شما با آثار هنری نقاشان بزرگ دنیا آشنا شود و دوم اینکه راحت و ساده و با نگاه سرسری از کنار آنها عبور نکند...
این کتاب ها بسته به ویژگی های کودک شما می تواند از سه سال مناسب باشد.
چرا دعوا می کنی ؟
یک روز گرم تابستان بود. نارنجی و دوستش گوش سیاه، کنار جویبار بازی می کردند. گوش سیاه گفت: «بیا جلوی آب سد بسازیم.» نارنجی گفت: «من که بلد نیستم.» گوش سیاه گفت: «ولی من بلدم.» نارنجی گفت: «باشه تو سد بساز، من قایق می سازم.» این گفت و گو می توانست شروع یک ماجرای شاد و بانشاط باشد. اما این طور نشد، نارنجی و گوش سیاه با هم دعوایشان شد. آن ها قهر کردند و ...می پرسید چرا؟ خودتان داستان را بخوانید تا بدانید آن ها چرا با هم قهر کردند و دست آخر کارشان به کجا کشید.
کتاب کار کومن – بیا بچسبانیم ۲
اگر کودکان از این کتاب لذت بردند، به سراغ یکی دیگر از کتابهای کار ما بروید. هر کتاب برای هدایت کودک در زمینه مهارت یا مفهوم آموزشی مشخص طراحی شده است.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.