کتاب مصور و طنزآمیز «فریدر بلند داد می زند: مامان بزرگ!» دومین جلد منتشرشده از مجموعهی «فریدر» است؛ داستانهایی کوتاه دربارهی یک مامانبزرگ حاضرجواب و شیرین و نوهای که عاشقانه دوستش دارد. این داستانها هم برای بچهها دوستداشتنیاند و هم مامانبزرگها را سر ذوق میآورند. پس اگر نوهای کوچک دوروبرتان دارید، او را صدا بزنید و دوتایی بنشینید پای خواندن داستانها!
مامانبزرگ یکعالمه کار دارد و فریدر کوچولو هم دلش یک همبازی میخواهد. او دوست دارد مامانبزرگ کارهایش را کنار بگذارد و فقط با او بازی کند. برای همین هم وقتی مامانبزرگ سرش به انجام دادن کارها گرم است، پسرک معمولاً خرابکاری به بار میآورد! تازه آنوقت است که مامانبزرگ جیغ میکشد و همزمان مجبور میشود کارهایش را زمین بگذارد! درست، مثل آن روزی که مامانبزرگ مشغول اتو کشیدن لباسها بود و فریدر دلش میخواست یک آدمآهنی پرسروصدا بشود و همهجا را به هم بریزد. اینطوری شد که مامانبزرگ اتوکاری را رها کرد و دور میز دنبال فریدر کرد. او میخواست فریدر را بگیرد و حسابی گوشمالی بدهد. اما آدمآدهنی کوچک پیشدستی کرد و تندی، دکمهی روی پیشبند مامانبزرگ را فشار داد و اینطوری او را به یک آدمآهنی بزرگ واقعی تبدیل کرد! آن هم از آن آدمآهنیهای بزرگِ خیلی پرسروصدا!
به نظر شما، حالا آنها تا همیشه آدمآهنیهای کوچک و بزرگ باقی میمانند یا اینکه دوباره به نوه و مامانبزرگی دوستداشتنی تبدیل خواهند شد؟


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.