من داخل بدنم یک ماشین پرسروصدا دارم که ویژویژکنان به همه طرف میرود.
من هرکاری هم که بکنم، نمیتوانم خاموشش کنم. همین ماشین باعث شد امروز
صبح بهجای اینکه کفشهایم را بپوشم و بروم مدرسه، با دایناسورم بازی کنم.
وقتی هم به مدرسه رفتم، سر کلاس اصلاً حواسم به آقا معلم نبود و سر جایم وول میخوردم. بعد هم سراغ قیچی آقا معلم رفتم.


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.