استگو کلموس
کتاب داستان دایناسوری از گونهی گیاهخوارِ استگوساروس است که یک تفاوت مهم با برادرانش دارد: یکعالمه کلمه بلد است و از آنها برای توضیح چیزهایی که میبیند، استفاده میکند. او با دایناسوری از گونهی گوشتخوار اَلوساروس روبهرو میشود و…
احمق بانمک 1 جشن با ماست لیمویی
اینجا هم خیلی میخندید و هم خیلی حرص میخورید. برادرهای آنژل او را احمق بانمک صدا میکنند و او هم هر بار با کمک دروهمسایه و دو دوست عزیزش کلوئه و کوین حسابشان را میرسد. ضمناً آنژل عاشق لباس صورتی، آبنبات، ماست لیمویی و مَشویو عروسک شیرش است و از دوستی با کوین لذت میبرد، البته اگر برادرهای وحشیاش بگذارند...!
کاش یک برادر داشتم
کتاب داستان پسر کوچکی است که آرزوی داشتن یک برادر دارد. او میخواهد برادرش را به رودخانه ببرد، با او چادر بزند، همراه او از درخت سیب بالا برود و با او فوتبال بازی کند و تبدیل به قهرمان زندگی برادر کوچکتر شود اما مادر ویلی به او یک خواهر هدیه میدهد. حالا ویلی با چالش مهمی روبروست، او نه تنها برادر ندارد، بلکه فکر میکند خواهر کوچکتر عزیزدردانه مادر است. حالا قهرمان کتاب «کاش یک برادر داشتم» باید دنبال یک راهحل برای مشکل بزرگش بگردد.
قصه های دوستی 8 – نیکی و روز بارانی
باران میبارد و نیکی و خواهرها و برادرهایش توی خانه گیر افتادهاند. حوصلهی همه سررفته. پس کی این باران تمام میشود؟ نیکی فکر خوبی دارد؛ برویم سفر! سفر به کویر، به کوهستان، جنگل یا حتی به فضا. صبر کن نیکی! ببین باران بند آمد! حالا میتوانیم حسابی ماجراجویی کنیم.
ماجراهای ژان و ژان و…ژان ! 7 یک نخود فرنگی برای شش نفر
این کتاب، داستان یک خانوادهی پرجمعیت است که شش پسر دارند: ژان.آ، ژان.ب، ژان.پ، ژان.ت، ژان.ث و ژان.ج! آخر کدام پدر و مادری همچین کاری میکنند؟ بخوانید تا از ماجرا سر دربیاورید. علاوه بر این، برای خانوادهی ژانها اتفاقات عجیب، غیرمنتظره و بامزهی زیادی هم میافتد که نباید از دستشان بدهید.
ماجراهای ژان و ژان و…ژان ! 6 یک سیخ موز خوش مزه
این کتاب، داستان یک خانوادهی پرجمعیت است که شش پسر دارند: ژان.آ، ژان.ب، ژان.پ، ژان.ت، ژان.ث و ژان.ج! آخر کدام پدر و مادری همچین کاری میکنند؟ بخوانید تا از ماجرا سر دربیاورید. علاوه بر این، برای خانوادهی ژانها اتفاقات عجیب، غیرمنتظره و بامزهی زیادی هم میافتد که نباید از دستشان بدهید.
لوتا پیترمن (11) معجون گربه سیاه و پودر قوباغه
واااای! از وقتی که من و شایِن با یک فیلم ترسناک خودمان را برای مسابقهی روخوانی مدرسه آماده کردهایم، یک عالمه *اتفاقهای عجیب و غریب افتاده:
لوتا پیترمن (10) مارهای فراری عاشق می شوند
ای بابااا! از وقتی که این قضیهی جشن بزرگ افتتاحیهی سالن ورزشی پیش آمده، همهچیز قاراشمیش شده. خانم پیپی خودش سرخود یارکِشی کرده که کی با کی همتیمی بشود که با هم برنامه اجرا کنند و من هم بدبختانه افتادهام با بِنی! از راکِرها!
لوتا پیترمن (9) یک قوطی پر از کوآلا
یک نامردی به تمام معنا! درست وقتی که شانس به من رو کرده و برندهی سفر به شدهام، اصلاً و ابداً به من اجازهی رفتن نمیدهند!
ولی من باید به هر قیمتی که شده بروم!
احمق بانمک 6 میمونی با عینک آفتابی
اینجا هم خیلی میخندید و هم خیلی حرص میخورید. برادرهای آنژل او را احمق بانمک صدا میکنند و او هم هر بار با کمک دروهمسایه و دو دوست عزیزش، کلوئه و کوین، حسابشان را میرسد. در ضمن آنژل عاشق لباس صورتی، آبنبات، ماست لیمویی و مَشویو، عروسک شیرش، است و از دوستی با کوین لذت میبرد، البته اگر برادرهای وحشیاش بگذارند!
مرغدانی پرماجرا – روزی که قرار بود برادرم به دنیا بیاید
خاطره های خوب هر بار که تو ذهن آدم میان بالا لذت بخش می شن. مرغدانی پر ماجرا رو با بچه هاتون بخونین و درباره اش حرف بزنین و بخندین و خاطره های خوب بسازین.
اسکلیگ
این کتاب داستان مایکل است و آشناییاش با کسی که فکر میکند یک بیخانمان مرموز و مریض است، در گاراژ خانهی جدیدشان.
اما آشنایی با اسکلیگ به همین سادگیها نیست و نه تنها زندگی او بلکه زندگی خانوادهاش را هم تغییر میدهد.
مایکل در خانهی جدید با مینا هم آشنا می شود که شخصیت ویژه و فوقالعادهای دارد.
از ما میشنوید این کتاب حتی برای خود شما هم خوب است.
کتاب جایزههای بسیاری مثل نیوبری، کارنگی و جایزهی هانس کریستین اندرسن وبرده و اینجا هم برندهی جایزهی ویژهی شورای کتاب کودک شده.
جودی دمدمی 11 – جودی مریخی میشود
وقتش رسیده جودی اخمهایش را باز کند و لبخند بزند و با برادر کوچکش،استینکی لاستیکی مهربان بشود. اما مگر میتواند یک روز کامل خوشاخلاق باشد؟ چی؟ یک هفتهی کامل؟ البته با بافتنی انگشتی میتواند خودش را آرام کند و فکرش را از غرغر و بداخلاقی دور کند؛ ولی بافتنی انگشتی هم سختیهای خودش را دارد…
تعطیلات بارباپاپا
بارباها برای تعطیلات به جزیرهی خوشآبوهوایی رفتهاند، اما بچههای بارباپاپا باهم دعوا میکنند و بعد تصمیم میگیرند هر کدام در گوشهای از جزیره خانهای برای خود بسازند تا دیگر پیش هم نخوابند.
دکمه های نقره ای
در فاصلهی ۱ دقیقه چه اتفاقهایی ممکن است بیافتد؟ ساعت ۹:۵۹ صبح، درست وقتی جودی داشت آخرین دکمهی نقرهای را روی چکمهی اردکی که نقاشی کرده بود میکشید، برادرش اولین قدمش را برداشت. اما میخواهید بدانید درست در همان لحظه بیرون، روی بام، توی پیادهرو، توی خیابان و یا حتی یک خیابان آنطرفتر چه خبر بود؟ و یا حتی خیلی جاهای دیگر… شاید برای بچهها هم مثل ما جالب باشد که بدانند توی یک دقیقه چه اتفاقهایی ممکن است در دنیای به این بزرگی بیافتد. و آنوقت زندگی را حتی برای لحظهای از زاویهی بالاتر ببینند و این جالبترین اتفاقی است که با خواندن این کتاب و تماشای تصاویرش ممکن است برای شما و بچهها بیافتد که البته اتفاق کمی نیست.