دنیای پپا ۶ / پپا به آکواریم می رود
طلایی، ماهی پپا، غمگین است. برای همین پپا نگران اوست و می خواهد برایش یک دوست پیدا کند. می خواهی با پپا و طلایی به آکواریوم بروی و ببینی آنجا پپا می تواند یک دوست خوب برای طلایی پیدا کند یا نه؟
دنیای پپا ۸ – بادکنک جورج
پدربزرگ پپا برای جورج یک بالون دایناسور می خرد اما جورج مدام آن را رها می کند. چه کسی بالون را هنگامی که شروع به شناور شدن می کند نجات می دهد؟ یک ماجراجویی جدید با حضور پپا و جورج.
دنیای پپا ۱۸ / پپا مهربان است
پپا خیلی دوست دارد به شما نشان دهد که چقدر مهربان است!
پس کتاب را بخوانید تا ببینید او چقدر با خانواده و دوستهایش مهربان است.
او موقع تماشای تلویزیون، میگذارد جورج هر برنامهای را که دوست دارد ببیند و به مامانبزرگ و بابابزرگ کمک میکند تا به گلها آب...
دنیای پپا ۵ / پپا با کامپیوتر بازی می کند
مامان امروز با کامپیوتر خانوادگیکار می کند چون یک عالمه کارهای مهم دارداما چچا و جورج می خواهند با کامپیوتر بازی کنند.
دنیای پپا ۱ / پپا به تعطیلات می رود
پپا و خانواده اش قرار است به اولین سفر خود در خارج از کشور بروند.
آنها وسایلشان را بسته بندی می کنند و چمدان هایشان را می بندند. و همه ی راه را به سمت ایتالیا پرواز می کنند ، جایی که آنها پیتزا می خورند و به گشت و گذار و می روند و تفریح می کنند! اما در ایتالیا آنقدر چیزهای زیادی برای دیدن و انجام دادن وجود دارد که پپا خرسی اش را جا می گذارد. آیا پپا موفق می شود خرسی را پیدا کند و به خانه بر گرداند؟
دنیای پپا ۱۲ – جورج و نی نی پر سر و صدا
داستان از جایی شروع میشود که عمهجان پپا صاحب یک نوزاد به نام الکساندر کوچولو میشوند، صدای گریههای او نمیگذارد کسی بخوابد و این درحالی است که جورج برای اولین بار با صدای گریههای یک نوزاد آشنا میشود. در ابتدا، جورج از سروصدای زیاد نوزاد کمی ناراحت و سردرگم است، اما بهتدریج و با راهنمایی خواهرش پپا و والدینش، یاد میگیرد که چگونه با این موقعیت جدید کنار بیاید.