تو و من
گاهی با خود فکر میکنم که بعضی چیزها چهطور اتفاق افتاده است. ما چهطور همدیگر را دیدیم یا چگونه بهترین دوستان هم شدیم…
موزه
وقتی به یک تابلوی هنری میرسم، اتفاقهای عجیبوغریبی توی دلم میافتد.
نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم، شروع میکنم به جستوخیز کردن.
مثلاً این تابلو را که میبینم ناخودآگاه ژست میگیرم، صاف روی نوک انگشتهای پاهایم میایستم.
اینجا، روبهروی این تابلو هی دور خودم میچرخم، از اینطرف به آنطرف.
من آرامش هستم
برای دوری از نگرانیها و اضطرابها و دستیابی بهآرامش، باید در زمان «حال» و «اکنون» زندگی کنیم، آنوقت با اندکی درنگ خودمان را بهتر درک میکنیم، اتفاقهای روزمرهی زندگی را بهتر مدیریت میکنیم و زیباییهای دنیا را بهتر میبینیم. اینگونه میتوانیم آن لحظه (ذهنآگاهی) را با دیگران تقسیم کنیم.
من انسان هستم
من انسان هستم و باید بپذیرم ممکن است رفتارهای اشتباهی از من سر بزند،اما مهم این است که تصمیم بگیرم و چگونه نسبت به اشتباه خود واکنش مناسب نشان دهم.ما قدرت و توانایی یادگیری،رشد و بالندگی ومهرورزی را داریم.زندگی انسان ها پر از چالش ها،فرصت ها و موقعیت هاست.
من شجاعت هستم
شجاعت بهمعنای نترس بودن نیست؛ شجاعت واقعی یعنی روبهرو شدن با چیزی که ما را میترساند. ما باید بتوانیم ترس را به یک فرصت و موقعیت رشد تبدیل کنیم؛ این گونه است که میآموزیم چطور شجاعانه رفتار کنیم و اگر روزگاری شکست خوردیم، دوباره از جای خود برخیزیم و به مسیرمان ادامه دهیم.