از کوله پشتی تا قطب جنوب
هاگی و چوبی مال پسری به نام ریس بودند و مثل خیلی چیزهای دیگری که مال یک پسربچه هستند بیشتر وقتشان را با یکدیگر میگذراندند، تا اینکه یک زیپِ باز، یک دستانداز و دوچرخهی ریس، حادثهای آفریدند. این داستان آنهاست.
ماجراهای میمون و کیک – این قلعهی منه!
ماجراهای بامزهی میمون و کیک آنها ساده و کنجکاو هستند. دوست دارند سؤالهای مهم بپرسند. بعضی وقتها با همدیگر موافقند. بعضی وقتها، نه اما همیشه دوستهای خوبی برای هم هستند. کیک یک قلعهی جالب ساخته است... اما میمون را راه نمیدهد. آیا توی قلعه برای هر دوی آنها جا هست؟
ماجراهای میمون و کیک – توی جعبه چیه؟
ماجراهای بامزهی میمون و کیک آن ها ساده و کنجکاو هستند. دوست دارند سؤال های مهم بپرسند. بعضی وقتها با همدیگر موافقند. بعضی وقتها، نه. اما همیشه دوستهای خوبی برای هم هستند. ببینید چه اتفاقی میافتد وقتی میمون و کیک یک جعبهی جادویی پیدا میکنند! یعنی چه چیزی داخل جعبه هست؟
ماجراهای میمون و کیک – دندان من گم شده!
ماجراهای بامزهی میمون و کیک آنها ساده و کنجکاو هستند. دوست دارند سؤال های مهم بپرسند. بعضی وقتها با همدیگر موافقند. بعضی وقتها، نه. اما همیشه دوستهای خوبی برای هم هستند. میمون ناراحت است. دندانش گم شده است. یعنی کیک به او کمک می کند؟ آن ها دوست جدیدی پیدا می کنند.