گوسفندی که عصبانی بود، خیلی عصبانی
داستان این کتاب دربارهی گوسفندی است که وقتی به خواستههایش نمیرسد عصبانی میشود و از عصبانیت و ناراحتی شاخ در میآورد، دندانهایش از دهانش بیرون میزند، گلها را لگد میکند، اردکها را میترساند، دم گاو را گاز میگیرد و...
خفاش دیوانه
روزی از روزها خفاشی برای اولین بار به جنگل آمد. خفاش حرف های عجیبی می زد. حرف هایی که حیوانات جنگل به آن می خندیدند. بعد از مدتی همه فکر کردند خفاش دیوانه شده است تا آن که...