سیمون جورابه
سیمون یک لنگه جوراب راهراه است. یک لنگه جوراب تنها. برای همین هم کسی برای پوشیدن انتخابش نمیکند. او هم دلش میخواهد از کشو بیرون بیاید و مثل بقیهی جورابها خوش بگذراند. بنابراین تصمیم میگیرد دنبال جفتش بگردد. اما آیا دوست سیمون حتماً باید راهراه باشد؟
سلام جوجه تیغی ۵ – نوبت من است ؟
اسباب بازی جدید هری تازه به دستش رسیده و او برای بازی کردن هیجان زده است .
سلام جوجه تیغی ۴ – بیا شنا کنیم
روز گرمی است و جوجه تیغیمی خواهد خنک. و تصمیم می گیرد به شنا برود...
سلام جوجه تیغی ۳ – امروز وقت دکتر دارم
داستان شیرین و معصومانه دربارهی دوستی و همدلی.
سلام جوجه تیغی ۲ – مهمانی خواب
مقدمهای آرام و ملایم برای ترسهای رایجی که بچهها با آن ها روبهرو هستند.
سلام جوجه تیغی ۱ – از دو چرخه ام خوشت میآید؟
متن ها ساده اما پرانرژیاند و خوانندههای نوسواد ازاین که می توانند کتاب را بخوانند احساس موفقیت می کنند.
میآیی عوض کنیم؟
فنگ جوراب زردش را خیلی دوست دارد. جوراب نرم و راهراه است و بوی موز میدهد. فنگ قطار قرمز فیلیپ را هم دوست دارد و توپ آبی سایمون و حتی تکهچوب قهوهای را. او دوست دارد اسباببازیهایش را با دوستانش عوض کند. فنگ و دوستانش یاد میگیرند شریک شدن آنقدرها هم بد نیست!