فیلترها
ببو
بستن

ببو

45,000 تومان

روزگاری در سرزمینی دوردست پسرکی با مادرش زندگی می کرد به نام خوان. اما همه به او ببو می گفتند یعنی خنگ و حواس پرت. پسرک دست به هر کاری می زد خرابکاری می کرد, به همین دلیل کسی کاری به او نمی داد و او معمولاً بیکار بود. اما یک روز مادرش از بیکاری او خسته شد و او را فرستاد تا برای خود کاری پیدا کند. به این ترتیب خرابکاریها و کارهای خنده دار او دوباره شروع شد ولی عاقبت همین کارهای خنده دار به نفع او و مادرش تمام شد. تصاویر زیبا و متناسب کتاب نیز کارهای پسرک را به زبان تصویر بازگو می کند.

چگونه می توان بال شکسته ای را درمان کرد؟
بستن

چگونه می توان بال شکسته ای را درمان کرد؟

55,000 تومان

کتاب «هیچ‌کس ندید که پرنده سقوط کند.» که در ایران با عنوان «چگونه می‌توان بال شکسته‌ای را درمان کرد؟» ترجمه شده است، داستانی درباره امید و شفابخشی است. پرنده‌ای بر فراز شهری شلوغ به یک آسمان‌خراش که عکس آسمان بر دیواره‌های شیشه‌ای آن افتاده، برخورد می‌کند و به زمین می‌افتد، اما در هیاهو و شلوغی شهر، تنها یک کودک او را می‌بیند. ویلی با کمک مادرش او را به خانه می‌برد و با همراهی خانواده‌اش بال شکسته‌ی پرنده را درمان می‌کند. کودک پرنده را به همان خیابانی که او را یافته بود، بازمی‌گرداند و پرنده دوباره پرواز می‌کند.

چرا دعوا می کنی ؟

20,000 تومان

یک روز گرم تابستان بود. نارنجی و دوستش گوش سیاه، کنار جویبار بازی می کردند. گوش سیاه گفت: «بیا جلوی آب سد بسازیم.» نارنجی گفت: «من که بلد نیستم.» گوش سیاه گفت: «ولی من بلدم.» نارنجی گفت: «باشه تو سد بساز، من قایق می سازم.» این گفت و گو می توانست شروع یک ماجرای شاد و بانشاط باشد. اما این طور نشد، نارنجی و گوش سیاه با هم دعوایشان شد. آن ها قهر کردند و ...می پرسید چرا؟ خودتان داستان را بخوانید تا بدانید آن ها چرا با هم قهر کردند و دست آخر کارشان به کجا کشید.

داستان های امیل

8,500 تومان

با این‌که امیل پسربچه‌ی بسیار بازیگوشی بود و در کودکی بازیگوشی‌های جنجال برانگیزی انجام داد، آن‌قدر که تمامی اهالی لونه بری از دست او کلافه شدند و پول جمع کردند و به پدر امیل دادند تا امیل را به کشور آمریکا بفرستد تا لااقل از شرش خلاص شوند. ولی هیچ‌کدام این‌ها نشد که نشد. هیچکس فکرش را هم نمی‌کرد که روزی امیل، همان پسربچه‌ی بازیگوش وقتی بزرگ شد رییس انجمن ستارگان استان اسمولند شود و کارهای مهمی برای مردم انجام دهد. مادر همیشه درباره امیل می‌گفت: «امیل پسربچه‌ای دوست داشتنی است.

این جا مال من است
بستن

این جا مال من است

75,000 تومان

پسر کوچولو با گچ خطی می‌کشد. حالا آن طرف خط مال اوست. جایی که هیچ کس اجازه ندارد وارد آن شود؛ اما خرگوش، حلزون، شاخ و برگ درختان و ابرها به این خط مرزی توجه نمی کنند …