قصههای نخودی ۱ – قصهی کوچولو موچولوی نخودی
نخودی وقتی به دنیا آمد خیلی کوچک بود. خیلی خیلی کوچک بود. اما با این وضع مشکلی نداشت. هر وقت که دلش میخواست میتوانست به آسمان خیره شود و بزرگی دنیا را ببیند، یا از بوتههای گوجه فرنگی بالا برود و یا با حشرات کشتی بگیرد.
دنیا به آدم های بنفش بیشتری نیاز دارد!
سوال خیلی خوبیه! آدم بنفشها کسایی هستند که همیشه سوالهای خیلی خوب میپرسند. اونها دوستوآشنا رو کنار هم جمع میکنند. اونها مهربون و باپشتکارن. و خیلی خوشخندهان. آدم بنفشها قهرمانان همیشگیان. تو هم دوست داری یه آدم بنفش باشی؟ این قسمت خوب ماجراست.
دروازه مردگان ۲ (شب خندق)
همه چیز از یک سری نامه شروع میشود که پدر انها را گیر آورده. نامههای فردی به نام رضا قلی که در دورهی ناصری در تهران زندگی میکرد.
دروازه مردگان ۱ (قبرستان عمودی)
همه چیز از یک سری نامه شروع میشود که پدر انها را گیر آورده. نامههای فردی به نام رضا قلی که در دورهی ناصری در تهران زندگی میکرد.
قصههای نخودی ۱ – قصهی کوچولو موچولوی نخودی
نخودی وقتی به دنیا آمد خیلی کوچک بود. خیلی خیلی کوچک بود. اما با این وضع مشکلی نداشت. هر وقت که دلش میخواست میتوانست به آسمان خیره شود و بزرگی دنیا را ببیند، یا از بوتههای گوجه فرنگی بالا برود و یا با حشرات کشتی بگیرد.