Showing all 14 resultsSorted by latest

فیلترها

کارآگاه زبل ردپایی در برف

50,000 تومان

رزاموند بیشتر وقت‌ها عجیب‌وغریب است. امروز یکی از آن وقت‌ها بود. با سورتمه، چهار تا گربه‌اش را پشت سرش می‌کشید: خپل، مخمل، گوله، تیله.

رزاموند به طرف کارآگاه برفی رفت و به او گفت: «هدیه‌ی تولدت را گم کرده‌ام.»

کارآگاه زبل در خرابه

50,000 تومان

مادر عزیزم

من دنبال پرونده‌ای هستم که اگر بگویم، باور نمی‌کنی.

پس چیزی درباره‌اش نمی‌نویسم.

زود برمی‌گردم.

دوستت دارم.

امضا: کارآگاه زبل

کارآگاه زبل سرنخ الکی

50,000 تومان

نمی‌توانستم تکه‌کاغذ گمشده را پیدا کنم. به تکه‌هایی که توی دستم بود، نگاه کردم. من، کارآگاه زبل، به فکر فرو رفتم. بعد گفتم: «من همه‌اش به چیزی که توی دستم بوده، نگاه کرده‌ام. شاید باید به چیزی نگاه کنم که توی دستم نیست.»

آنی پرسید: «آخه چطور ممکن است چیزی را که نیست، نگاه کنی؟»

کارآگاه زبل کلید گمشده

12,000 تومان

من، مایکل، کارآگاهِ زبل هستم. من از هیچ‌چیز نمی‌ترسم، جز یک چیز. امروز به مهمانی دعوت شده‌ام، برای جشن تولد آنی. آنی یک سگ دارد به اسم گرگی، که ازش می‌ترسم. اما مشکلی پیش آمده است!


کارآگاه زبل مار سربه‌نیست شده

20,000 تومان

من و تافی قدم‌زنان به خانه‌ی رُزاموند رفتیم. حالا دیگر باران سختی می‌بارید. شاید راستی راستی مهمانی به هم می‌خورد. واردِ حیاط خانه‌ی رزاموند شدیم. بالاخره یک خبر خوب: هیچ نشانه‌ای از مهمانی نبود. فقط رزاموند را دیدیم و… سه تا مار واقعاً گُنده‌مُنده و وحشتناک توی سه قفس جدا…


کارآگاه زبل لیست گمشده
بستن

کارآگاه زبل لیست گمشده

50,000 تومان

دو تکه کاغذ برداشتم با یک خودکار. روی یک کاغذ نقشه را کشیدم. روی آن یکی نوشتم:

مادر عزیزم چیزی گم شده. وقتی پیدایش کنم، برمی‌گردم.

دوستت دارم.

مایکل، کارآگاه زبل

کارآگاه زبل نقاشی گمشده

50,000 تومان

من مایکل، کارآگاه زبل هستم. هیچ دستیاری ندارم و تنها کار می‌کنم. به خانه‌ی آنی رفتم. آنی گفت: «یک نقاشی از سگم کشیدم، گذاشتم روی میز ولی ناپدید شد». گفتم: «فقط بگو ببینم این خانه در مخفی یا دالان پنهانی ندارد؟»


کارآگاه زبل بوقلمون غول‌پیکر

25,000 تومان

اخبار را گرفتم. تصویر یک بوقلمون غول‌پیکر را نشان می‌داد که در پارکینگ یک فروشگاه روی سقف ماشینی نشسته. صدای تلویزیون را زیاد کردم.

شنیدم که می‌گویند «غوغا» به پا شده.

شنیدم که می‌گویند: «بگیریدش! بگیریدش!»

آهی کشیدم. پرنده‌ی طفلکی!

کارآگاه سیتو در ایران 8 - سیندرلا در تبریز
بستن

کارآگاه سیتو در ایران 8 – سیندرلا در تبریز

125,000 تومان

مدال یادبود ستارخان و گلوله‌ی طپانچه‌ی باقرخان از موزه‌ی خانه‌ی مشروطه‌ی تبریز دزدیده شده، با این‌که نگهبان موزه حواسش به همه‌جا بوده! ولی ماجرا فقط این نیست. خانم پیری هم به اداره‌ی پلیس آمده و شکایت کرده که یک نفر لنگه‌کفش‌هایش را از خانه‌اش دزدیده ولی این دزد مرموز با کفش‌های شوهرش کاری ندارد! کارآگاه سیتو و دستیارش باید ربط این دو پرونده را با هم بفهمند و معما را حل کنند.

کارآگاه سیتو در ایران 5 – شمشیر در استادیوم فوتبال

125,000 تومان

کارآگاه سیتو در قایق روی رودخانه اروند می‌بیند یک نفر که مثل روح به نظر می‌رسد در حال فرار است. کارآگاه و دستیارش از قایق پیاده می‌شوند تا بفهمند چرا روح فراری داخل استادیوم فوتبال رفته و وسط تماشاگران پنهان شده.

کارآگاه سیتو در ایران 6 – چای، بارون و ماهی اوزون‌ برون

140,000 تومان

کارآگاه سیتو و چین‌می‌ادو رفته‌اند رشت که خوش بگذرانند، اما باز هم درگیر معمایی پیچیده می‌شوند. البته این‌دفعه آن‌ها با یک معمای جنگلی روبه‌رو می‌شوند! آیا کارآگاه سیتو بالأخره از راز جنگل‌های هیرکانیِ گیلان سر درمی‌آورد؟

کارآگاه سیتو در ایران 7 - کله ماستی ها
بستن

کارآگاه سیتو در ایران 7 – کله ماستی ها

140,000 تومان


کارآگاه سیتو و چین‌می‌ادو آمده‌اند به اصفهانِ نصف‌جهان تا خوش بگذرانند، اما درست وقتی که دارند از تماشای شکوه کلیسای وانک و سی‌وسه‌پل لذت می‌برند سروکله‌ی یک خراب‌کار پیدا می‌شود؛ یکی که خوش دارد به بناهای تاریخی آسیب بزند، آن هم با چی؟ با ماست! و خب چه کسی بهتر از کارآگاه مشهور می‌تواند این معما را حل کند؟

کارآگاه سیتو در ایران 4 – تابلوی پرنده

280,000 تومان

یکی از تابلوهای کمال‌الملک، نقاش ایرانی، در نمایشگاهی در نیشابور دزدیده شده. همه مطمئن‌اند تابلو جلوی چشم نگهبان به سرقت رفته، ولی نگهبان می‌گوید این غیرممکن است چون او حتی یک لحظه هم از جلوی در نمایشگاه کنار نرفته. کارآگاه سیتو و دستیارش باید کشف کنند دزدها چطور این کار را انجام داده ‌اند و تابلو حالا کجاست.

کارآگاه سیتو در ایران 3 -ماجراجویی در غار

280,000 تومان

در غار علیصدرِ همدان یک قایق سوراخ و یک سبد مخصوص چیدن انگور پیدا شده! هیچ‌کس نمی‌داند این‌ها چه ربطی به هم دارند. قرار است کارآگاه سیتو و دستیارش معمای قایق و سبد انگور را حل کنند.