حکایت حمالی که رمال شد
مردی به اصرار زنش وسوسه میشود کار حمّالی را رها کند و شغل رمّالی پیشه کند. از بخت بلند، دو بار پیشبینیاش درست از کار درمیآید، رمّالباشیِ شاه میشود و حسابی نانش میافتد توی روغن. اما این تازه آغاز ماجراست…
تابستان رویایی جولیان
جولیان بیشتر از اینکه از شیر و ببر بترسد از دوچرخه می ترسد، اما چه طور می تواند این موضوع را به صمیمی ترین دوستش، گلوریا، بگوید؟ کسی که بدون دست دوچرخه سواری می کند!
وقتی راستش را نمی گویم چه طوفانی به پا می شود
گاهی پیتر دوست ندارد راستش را بگوید. آن وقت، چیزهایی از خودش میسازد و میگوید... روزی مادر پیتر برای او توضیح داد که چگونه دروغ گفتن باعث میشود دوستان و اطرافیانش به حرفهای او اعتماد نداشته باشند و این موضوع او را ناراحت خواهد کرد.