من معذرت نمی خواهم
پسر بچه ای به نام واسیااز مادرش می خواهد برایش اسب چوبی بخرد. مادر واسیا می گوید: «چند روزی صبر کن پسرم، الآن پول ندارم.» اما واسیا با عصبانیت داد می کشد و ...
همیشه ی همیشه دوستت دارم
داستان کتاب «همیشهی همیشه دوستت دارم» ماجرای یک روز بازی دو موش به نامهای «دمدراز» و «دمکوتاه» در جنگل است و دمدراز که بزرگتر است تلاش میکند به دمکوتاه بیاموزد که زندگی پیوسته در تمام زمینهها تغییرات را به دنبال دارد که گاهی خوشایند و گاهی ناخوشایند است اما ما باید تلاش کنیم با دوستی و محبت با هم زندگی کنیم.
قصه های با پدر و مادر 5 چگونه سر پدر و مادر خود را گول بمالیم؟
وقتی پدر و مادرت تبدیل شده باشن به یه اَبَربدجنس، چه کاری از دستت برمیآد؟ من فقط سرِ یه کلاس حوصلهسربر یه چُرت مختصر زدم و اونها حسابی از کوره دررفتن! نتیجهاش هم این شد که نذاشتن برم تو برنامهی اینترنتیای که حرف اول رو تو کل دنیا میزنه. هر کاری میشد کردم تا نظرشون رو برگردونم، حتی مشقهام رو نوشتم! اما فایده نداشت که نداشت. بعدش بهترین دوستم، مدی، دربارهی یه روش سرّی بهم گفت که چطور پدر و مادرت رو گول بزنی تا هر کاری دلت میخواد بکنی...
قصه های با پدر و مادر 4 چگونه تنظیمات پدر و مادر خود را بهروزرسانی کنیم؟
وقتی پدر و مادر لویی به این نتیجه رسیدند که او یکبند سرش توی گوشی است، بدترین ایدهای که میشود فکرش را کرد، به ذهنشان رسید: تا اطلاع ثانوی هرگونه استفاده از تبلت و موبایل و کامپیوتر ممنوع! لویی باید دستبهکار شود. باید بجنبد. آیا مدی، بهترین دوستش، میتواند نجاتش بدهد؟
قصه های با پدر و مادر 2 پدر و مادرم زدهاند به سیم آخر
مامان و بابای لویی میخواهند باحال باشند. همهاش بالاوپایین میپرند و جفنگیات نوجوانها را بلغور میکنند. اما وقتی سروکلهی بابا با لباسهای اجقوجق دمِ مدرسهی لویی پیدا میشود، دیگر لویی باید فکری کند. آنها دیگر شورش را درآوردهاند...
قصه های با پدر و مادر 1 چگونه پدر و مادر خود را تربیت کنیم
لویی مدرسهی جدیدش را شروع کرده، که پر است از خرخوانترین آدمهایی که توی عمرش دیده. از آنطرف هم بابا و مامانش ویرِ درس و مشق و تستزنی و کلاسهای فوقبرنامه برایش گرفتهاند. دوست جدیدش میگوید بابا و مامان خودش هم اینجوری بودهاند تا بالاخره توانسته تربیتشان کند...
رامونا 5 – رامونا و پدرش
رامونا به داد پدرش میرسد؟ رامونا تازه فهمیده که پدرش کار خود را از دست داده است. دخترک دلش میخواهد بتواند مثل پسری که در تبلیغات تلویزیونی بازی میکند، یک عالمه پول در بیاورد. اما او حتی نمیتواند با خیساندن گل در آب، عطر بگیرد و بفروشد؛ چون عطرش بوی گل پلاسیده میدهد!
بوبو در زمین بازی
بوبو خیلی دوست دارد که با پارک و زمین بازی برود. آن جا تاب، سرسره و الاکلنگ است. توی زمین بازی او میتواند دوست های جدید پیدا کند.
فلورا و اولیس
ایگرن شجاع
جادو دیگر به درد من نمیخورد!
سفر در زمان با یک همستر
آل چادهوری میخواهد پدرش را از مرگ نجات دهد، اما برای این کار باید به سال1984 سفر کند ...
دروازه مردگان 3 (چاه تاریکی)
مه چیز از یک سری نامه شروع میشود که پدر انها را گیر آورده. نامههای فردی به نام رضا قلی که در دورهی ناصری در تهران زندگی میکرد.
دروازه مردگان 2 (شب خندق)
همه چیز از یک سری نامه شروع میشود که پدر انها را گیر آورده. نامههای فردی به نام رضا قلی که در دورهی ناصری در تهران زندگی میکرد.
دروازه مردگان 1 (قبرستان عمودی)
همه چیز از یک سری نامه شروع میشود که پدر انها را گیر آورده. نامههای فردی به نام رضا قلی که در دورهی ناصری در تهران زندگی میکرد.
کلیدهای رفتار با کودک سرسخت
فصل یک به شما کمک میکند به خلق و خوی فرزند و همچنین خودتان پی ببرید و متوجه شوید خلق و خو چه تاثیری بر رفتار دارد. در فصل دو کشف خواهید کرد فرزند سرسخت شما چگونه قوانین را یاد میگیرد و چرا فرایند یاددهی-یادگیری اغلب دچار شکست میشود.