قصه های دوستی ۱۵ – روز برفی پیگی
فضای شهر در برف، چهرههای شگفتزدهی مردم و پیگی که جعبهی پیتزا را محکم در آغوش گرفته… روز برفی پیگی با تصویرهای گرم و لطیف والری گورباچف، دنیایی آرام، امن و دوستداشتنی را پیش چشم مخاطب میگذارد. پیگی تصمیم گرفته برای مادرش پیتزا بخرد؛ کاری در ظاهر ساده و معمولی که همهی شهر را به جنبوجوش میاندازد. برف سرتاپایش را میپوشاند و مردم او را با یک آدمبرفی عجیب اشتباه میگیرند. این اشتباه بامزه، نهتنها خندهدار است که فرصتی است برای صحبت با بچهها دربارهی اشتباه فهمیدن، درست و دقیق نگاه کردن و تفاوت ظاهر و حقیقت.