به جای یک ببخشید کوچولو
یوری با دکتر سلامت تصادف میکند: «ببخشید!» دکتر سلامت زخمش را پانسمان میکند و بعد دوری با دوچرخه یوری میزند. آخ! الان نه تنها دکتر سلامت بلکه دوچرخه یوری و حتی ماشین آقای خوشآواز هم زخمی شدهاند. دکتر سلامت میخواهد این اتفاق را پنهان کند. آیا یوری میتواند او را وادار به اعتراف کند؟ ببخشید! اما ما داستان را اینجا لو نمیدهیم، شما باید کتاب را بخوانید.
آخ یک کتاب
آخ، یک کتاب! یک داستان است. کتابی در یک داستان و داستانی در یک کتاب. قرار است در این کتاب اتفاقات زیادی بیفتد! اما برای کسانی که کتاب را با هم میخوانند، اتفاقات هیجانانگیزتری میافتد.
بگو کجات درد می کنه
امروز اتاق انتظار مطب دکتر مرغه غلغله است. آقا خرسه کلی کیک خامهای خورده و حالا بدجوری دلش درد میکند. خانم زرافه کل روز را با ماشین روبازش رانندگی کرده و گردنش درد میکند. خانم جوجهتیغی قلبش درد میکند. بیمارهای دیگری هم هنوز در اتاق انتظار نشستهاند. دکتر مرغه هر بیماری را بهخوبی درمان میکند.