من بیچاره همسترم و هیچ کاره ۴
واقعا که! خیلی از خانوادهها فقط چون فکر میکنند همستر کمدردسرترین حیوان خانگی است، همستر میخرند. مثلا سوزی کوچولو دلش گربه میخواهد و مامان و بابایش که بهکلی مخالف گربهاند، دنبال راهحل دیگری میگردند: همستر! من که میگویم باید ازاینجور خانوادهها دوری کرد، چون تا به خودم بجنبم، سوزی کوچولو به کلهام روبان صورتی میبندد و حتما انتظار دارد مثل گربه برایش خرخر کنم. آنوقت است که تازه میفهمم من بیچاره همسترم و هیچکاره!
من بیچاره کره اسبم و هیچ کاره ۳
واقعا دیگر برایم اعصاب نمانده! ما کرهاسبها سرکش و پرزور و زیباییم، بعضیوقتها هم کمی لجباز. اما قند و عسل نیستیم! واقعا نمیدانم چرا آدمها اینجوری در مورد ما فکر میکنند. بهخصوص دخترها! مینسی میگوید تمامش تقصیر اسباببازیهایش است. من مشکلی با رفتار آدمها و حتی کلاس اسبسواری ندارم، اما گاهی خیلی حالم گرفته میشود وقتی فکر میکنم من بیچاره کرهاسبام و هیچکاره!
من بیچاره گربه ام و هیج کاره ۲
هر چه باشد لم دادن یکی از مهمترین سرگرمیهای گربههاست. دستکم برای من که اینجوری است و برای همین راستیراستی تصمیم گرفتهام همین حالا از این خانه بروم. بله، میدانم خانواده چیز خوبی است. اما باور کنید، بیکسوکاربودن خیلی بهتر از داشتن خانوادهای است که میخواهند هرطور شده به سفر بروند و فکر میکنند هر بلایی که دلشان خواست میتوانند سرم بیاورند. خیال کردهاند من بیچاره گربهام و هیچکاره!
من بیچاره بچه ام و هیچ کاره ۱
مامانبزرگ میگوید: «زن و شوهری که خانه بخرند هیچوقت از هم جدا نمیشوند.» اما انگار همیشه هم اینجوری نیست. چون مامان بزرگ خیلی زود حرفش را عوض میکند و میگوید: «ناراحت نباش عزیزدل، زندگی یعنی تغییر.» حالا تکلیف من چیست که دلم تغییر نمیخواهد؟ میخواهم همهچیز همین شکلی باقی بماند. ولی خواستههای من انگار هیچ اهمیتی ندارند. آخر من بیچاره بچهام و هیچکاره!