قصههای کوتیکوتی – کتاب سوم؛ دنیا را بلرزان کوتیکوتی
کوتیکوتی بچه هزارپایی بامزه است که هر روز ماجراییی تازه دارد. کوتیکوتی اصلاً عادی نیست، آخر او هزارتا پا دارد. شما فقط تصور کنید او دلش بخواهد کفش داشته باشد و البته جوراب یا حتی کفش اسکیت!
تهیهی هزارتا کفش و هزارتا جوراب برای این بچه هزارپای شیطون و بامزه خودش اندازه خواندن هزارتا قصه طول میکشد. قصههایی که هم ما را میخنداند و هم کلی چیز جدید یادمان میدهد.
قصههای کوتیکوتی – کتاب اول؛ شام سرد شد کوتیکوتی
کوتیکوتی بچه هزارپایی بامزه است که هر روز ماجراییی تازه دارد. کوتیکوتی اصلاً عادی نیست، آخر او هزارتا پا دارد. شما فقط تصور کنید او دلش بخواهد کفش داشته باشد و البته جوراب یا حتی کفش اسکیت!
تهیهی هزارتا کفش و هزارتا جوراب برای این بچه هزارپای شیطون و بامزه خودش اندازه خواندن هزارتا قصه طول میکشد. قصههایی که هم ما را میخنداند و هم کلی چیز جدید یادمان میدهد.
قصههای کوتیکوتی – کتاب دوم؛ سرما نخوری کوتیکوتی
کوتیکوتی بچه هزارپایی بامزه است که هر روز ماجراییی تازه دارد. کوتیکوتی اصلاً عادی نیست، آخر او هزارتا پا دارد. شما فقط تصور کنید او دلش بخواهد کفش داشته باشد و البته جوراب یا حتی کفش اسکیت!
تهیهی هزارتا کفش و هزارتا جوراب برای این بچه هزارپای شیطون و بامزه خودش اندازه خواندن هزارتا قصه طول میکشد. قصههایی که هم ما را میخنداند و هم کلی چیز جدید یادمان میدهد.