بنفشه های عمو نوروز
عمو نوروز چنان با بهار یکی بود،
که همیشه بوی خوش بهار میداد.
چنان دل به بهار داشت،
که از سر و کلاهاش گلهای زیبا روییده بود.
گلهایی که رنگ زندگی داشتند.
رنگهای نارنجی و ارغوانی.
مهمان های ناخوانده
گنجشکه، زیر لب، جیکجیک کرد و گفت:
»پیرزن جون!
من که جیکوجیک میکنم برات،
تخم کوچیک میکنم برات،
بذارم برم؟«