خط سفید بین ما
گاهی بچه ها خط کشی ها و قوانین دنیای بزرگ تر ها را به هم می زنند. آن ها به ما یادآوری می کنند قوانین، قراردادهایی خودساخته است.
اما این قواعد می تواند به هم بخورد تا آرامش و آسایش بیشتری برای مان ایجاد شود.
این قوانین گاهی عذاب آور است. یعنی زندگی ما چنان تحت تاثیر قرار آن ها قرار می گیرد که جسم و بدن و روح و جان مان همگی آزرده می شود.
بنگاه کارآگاهی لاسه و مایا – ماجرای مومیایی
خب دیگه وقتش شده که ما اینجا به شما لاسه و مایا را معرفی کنیم. لاسه و مایا دوتا همکلاسی هستن که در شهر والهبی زندگی میکنند و برای خودشان یک بنگاه کارآگاهی دارند. شهر والهبی شهر کوچکیست و آن دو دوستان زیادی دارند، مثل رئیس پلیس شهر، مرد طلافروش، کشیش، مدیر مدرسه، آقای پستچی، مدیر موزه، مدیر سیرک. داستانهای لاسه و مایا اما وقتی شروع میشود که در شهر اتفاقات عجیبی رخ میدهد. مثل ناپدید شدن جام فوتبال، فرار کردن چند زندانی، غیب شدن الماسهای گرانقیمت، زنده شدن مومیایی یا سرقت از تماشاگران سیرک! حالا این دو دوست باهوش به کمک هم و دنبال کردن سرنخها میروند تا رازهای پشت پردهی اتفاقات را پیدا کنند. دوست دارید در این ماجراجویی کارآگاهی همراه لاسه و مایا شوید و ببینید با سرنخهایی که از اول داستان برای ما هم گفته میشود میتوانید اسرار را برملا کنید؟
بنگاه کارآگاهی لاسه و مایا – ماجرای سیرک
خب دیگه وقتش شده که ما اینجا به شما لاسه و مایا را معرفی کنیم. لاسه و مایا دوتا همکلاسی هستن که در شهر والهبی زندگی میکنند و برای خودشان یک بنگاه کارآگاهی دارند. شهر والهبی شهر کوچکیست و آن دو دوستان زیادی دارند، مثل رئیس پلیس شهر، مرد طلافروش، کشیش، مدیر مدرسه، آقای پستچی، مدیر موزه، مدیر سیرک. داستانهای لاسه و مایا اما وقتی شروع میشود که در شهر اتفاقات عجیبی رخ میدهد. مثل ناپدید شدن جام فوتبال، فرار کردن چند زندانی، غیب شدن الماسهای گرانقیمت، زنده شدن مومیایی یا سرقت از تماشاگران سیرک! حالا این دو دوست باهوش به کمک هم و دنبال کردن سرنخها میروند تا رازهای پشت پردهی اتفاقات را پیدا کنند. دوست دارید در این ماجراجویی کارآگاهی همراه لاسه و مایا شوید و ببینید با سرنخهایی که از اول داستان برای ما هم گفته میشود میتوانید اسرار را برملا کنید؟
مانگا banana fish 3
موز ماهی یک مجموعه مانگای ژاپنی است که توسط آکیمی یوشیدا نوشته و تصویر شده است. ماجرا عمدتاً در شهر نیویورک در دهه 1980 اتفاق میافتد. داستان ماجرای اش لینکس، رهبر یک باند خیابانی است که توطئه جنایتکارانه ی " موز ماهی"، یک ماده مخدر مرموز که کاربرانش را شستشوی مغزی میدهد، کشف میکند. او در طول تحقیقات خود با ایجی اوکومورا، دستیار عکاس ژاپنی روبرو می شود و با او پیوند نزدیکی برقرار می کند.
مانگا banana fish 2
موز ماهی یک مجموعه مانگای ژاپنی است که توسط آکیمی یوشیدا نوشته و تصویر شده است. ماجرا عمدتاً در شهر نیویورک در دهه 1980 اتفاق میافتد. داستان ماجرای اش لینکس، رهبر یک باند خیابانی است که توطئه جنایتکارانه ی " موز ماهی"، یک ماده مخدر مرموز که کاربرانش را شستشوی مغزی میدهد، کشف میکند. او در طول تحقیقات خود با ایجی اوکومورا، دستیار عکاس ژاپنی روبرو می شود و با او پیوند نزدیکی برقرار می کند.
مانگا banana fish 1
موز ماهی یک مجموعه مانگای ژاپنی است که توسط آکیمی یوشیدا نوشته و تصویر شده است. ماجرا عمدتاً در شهر نیویورک در دهه 1980 اتفاق میافتد. داستان ماجرای اش لینکس، رهبر یک باند خیابانی است که توطئه جنایتکارانه ی " موز ماهی"، یک ماده مخدر مرموز که کاربرانش را شستشوی مغزی میدهد، کشف میکند. او در طول تحقیقات خود با ایجی اوکومورا، دستیار عکاس ژاپنی روبرو می شود و با او پیوند نزدیکی برقرار می کند.
بنگاه کارآگاهی لاسه و مایا – ماجرای الماس
خب دیگه وقتش شده که ما اینجا به شما لاسه و مایا را معرفی کنیم. لاسه و مایا دوتا همکلاسی هستن که در شهر والهبی زندگی میکنند و برای خودشان یک بنگاه کارآگاهی دارند. شهر والهبی شهر کوچکیست و آن دو دوستان زیادی دارند، مثل رئیس پلیس شهر، مرد طلافروش، کشیش، مدیر مدرسه، آقای پستچی، مدیر موزه، مدیر سیرک. داستانهای لاسه و مایا اما وقتی شروع میشود که در شهر اتفاقات عجیبی رخ میدهد. مثل ناپدید شدن جام فوتبال، فرار کردن چند زندانی، غیب شدن الماسهای گرانقیمت، زنده شدن مومیایی یا سرقت از تماشاگران سیرک! حالا این دو دوست باهوش به کمک هم و دنبال کردن سرنخها میروند تا رازهای پشت پردهی اتفاقات را پیدا کنند. دوست دارید در این ماجراجویی کارآگاهی همراه لاسه و مایا شوید و ببینید با سرنخهایی که از اول داستان برای ما هم گفته میشود میتوانید اسرار را برملا کنید؟
بنگاه کارآگاهی لاسه و مایا – ماجرای زندان
خب دیگه وقتش شده که ما اینجا به شما لاسه و مایا را معرفی کنیم. لاسه و مایا دوتا همکلاسی هستن که در شهر والهبی زندگی میکنند و برای خودشان یک بنگاه کارآگاهی دارند. شهر والهبی شهر کوچکیست و آن دو دوستان زیادی دارند، مثل رئیس پلیس شهر، مرد طلافروش، کشیش، مدیر مدرسه، آقای پستچی، مدیر موزه، مدیر سیرک. داستانهای لاسه و مایا اما وقتی شروع میشود که در شهر اتفاقات عجیبی رخ میدهد. مثل ناپدید شدن جام فوتبال، فرار کردن چند زندانی، غیب شدن الماسهای گرانقیمت، زنده شدن مومیایی یا سرقت از تماشاگران سیرک! حالا این دو دوست باهوش به کمک هم و دنبال کردن سرنخها میروند تا رازهای پشت پردهی اتفاقات را پیدا کنند. دوست دارید در این ماجراجویی کارآگاهی همراه لاسه و مایا شوید و ببینید با سرنخهایی که از اول داستان برای ما هم گفته میشود میتوانید اسرار را برملا کنید؟
خوشمزه ترین کلوچه
خروس آواز خواند و پسرک بیدار شد. از پنجره بیرون را نگا کرد و به خودش گفت: چقدر دوست دارم برای صبحانه یک کلوچه بزرگ بخورم.
آن روز پسرک خوشمزهترین کلوچه را خورد. چطوری؟
با او همراه شو تا از خواندن کتاب و خوردن کلوچهی پسرک تو هم لذت ببری.
گورخر گلادیاتور ۳ – گرفتاری با مصری ها
فرمانده به سمت ژولیوس خم شد و هوار زد: «چه گندکاری وحشتناکی توی ساحل زیبای ما راه انداختهاین!»
ژولیوس گفت: «ببینین من بابت ساحلتون متأسفم، ولی ما تصادفی از اینجا سردرآوردیم. ما کشتیشکستهایم!»
فرمانده سرفه کرد و ژولیوس را روی زمین هل داد. «هه! چه داستان قشنگی! شما جاسوسین و ما اینجا توی مصر همهی جاسوسها رو میکشیم!»
دزد دقیقه ها
ششم همین اکتبری که گذشت، برای آخرینبار تولدم را جشن گرفتم. منظورم این نیست که همین تاریخ را چند بار جشن گرفتم. میخواهم بگویم که دیگر قرار نیست برایم جشن تولد بگیرند. هرگز! این آخرین تولدم بود.
و نهخیر، قرار هم نیست بمیرم. قضیه این است که مقامات تصمیم گرفتهاند یک روز را از تقویم حذف کنند و آن روز، دقیقاً مصادف شده با روز ششم اکتبر.
ششم اکتبرِ من. همان روزی که من به دنیا آمدهام.
در بین سیصدوشصتوپنج روز سال که هر کدامشان عین بقیه بیستوچهار ساعتاند، عدل همین تاریخ را انتخاب کردهاند.
رودخانه ی واژگون ۱ – تومک
تومک توی دهکدهی خودشان خواربارفروشیای دارد که میشود در آن همه چیز پیدا کرد. اما روزی هانا از او چیزی میخواهد که ندارد و بعد برای پیدا کردنش راهی سفری دور و دراز میشود.
دخترک به دنبال آب رودخانهی کجار است. رودخانهای که آب آن خلاف جهت حرکت میکند و اگر کسی از آن بنوشد نمیمیرد. بعد از رفتن هانا تومک هم به دنبال او راهی این سفر دور و دراز میشود… کتاب رمان نوجوان است اما روباه قرمز خواندن این کتاب اسرارآمیز را حتی به بزرگترها پیشنهاد میدهد.
رودخانه واژگون ۲ – هانا
تومک توی دهکدهی خودشان خواربارفروشیای دارد که میشود در آن همه چیز پیدا کرد. اما روزی هانا از او چیزی میخواهد که ندارد و بعد برای پیدا کردنش راهی سفری دور و دراز میشود.
دخترک به دنبال آب رودخانهی کجار است. رودخانهای که آب آن خلاف جهت حرکت میکند و اگر کسی از آن بنوشد نمیمیرد. بعد از رفتن هانا تومک هم به دنبال او راهی این سفر دور و دراز میشود… کتاب رمان نوجوان است اما روباه قرمز خواندن این کتاب اسرارآمیز را حتی به بزرگترها پیشنهاد میدهد.
گورخر گلادیاتور ۱ – مبارزه با رومی ها
ژولیوس گفت: «ببین، ما همهمون میدونیم که قراره بمیریم، ولی بااینحال ترجیح میدیم تو دهنت رو ببندی!»کورنلیوس همانطور که شمشیرش را بیرون میکشید، گفت: «پا شین. ما از پسش برمیآیم! تمرینهای اضافهای که این هفته کردیم، ازمون ماشینهای جنگی بهدردبخوری ساخته!»
هیچکس محلش نگذاشت.
میلوس از توی تاریکی بیرون آمد. «ما هیچ شانسی جلوی قهرمانهای بزرگ امپراتوری نداریم. شاید بهتر باشه یه بار برای همیشه فقط دراز بکشیم و بذاریم اونها کار رو تموم کنن.»