سلام نابغه ۷ – هاپ هاپو بازی می کند
هاپ هاپو هی شوت میزنه. عاشق بازی کردنه. این ور و اونور می پره. باباش میگه: «بازی بشه. وقت نهاره. غذا بخور« اما هاپ هاپو گوشش به این حرفها بدهکار نیست.
سلام نابغه ۵ – بلبله گوش ناهار می خورد
بلبله گوش همه چیز را میخورد. حتی دیوارها را. اما مگر دیوار هم غذا میشود.
سلام نابغه ۴ – خرسی تشکر می کند
خرسی میخواهد نقاشی بکشد. توی سرش یک فکرهایی دارد. خرسی میگه: »مامان جون. دو سه تا کاغذ میخوام. چندتا مداد رنگی. میاری برام لطفا؟«
سلام نابغه ۶ – موش موشی می گوید ببخشید
موش موشی خیلی حواس پرت است. اصلا جلوی پایش را نگاه نمیکند. هی مجبور است از بقیه معذرت خواهی بکند.
سلام نابغه ۸ – هی پو عذرخواهی می کند
هی پو باید هی معذرت خواهی کند. آخر او خیلی بزرگ است. بزرگ تر از روباه. بزرگتر از گرگها....هیچکجا هم جا نمیشود. برای همین هی باید بگوید »معذرت میخواهم«
سلام نابغه ۷ – هاپ هاپو بازی می کند
هاپ هاپو هی شوت میزنه. عاشق بازی کردنه. این ور و اونور می پره. باباش میگه: «بازی بشه. وقت نهاره. غذا بخور« اما هاپ هاپو گوشش به این حرفها بدهکار نیست.
سلام نابغه ۴ – خرسی تشکر می کند
خرسی میخواهد نقاشی بکشد. توی سرش یک فکرهایی دارد. خرسی میگه: »مامان جون. دو سه تا کاغذ میخوام. چندتا مداد رنگی. میاری برام لطفا؟«
سلام نابغه ۵ – بلبله گوش ناهار می خورد
بلبله گوش همه چیز را میخورد. حتی دیوارها را. اما مگر دیوار هم غذا میشود.