کتاب کار کومن – مهارت بریدن
اگر کودک شما از این کتاب لذت برد، سراغ یکی دیگر از کتابهای کار ما بروید. هرکتاب برای آموزش مهارت یا مفهوم خاصی طراحی شده است.
قصه های من و بابام 3 – کتاب لبخند ماه
چند نفر از شما قصههای من و بابام رو میشناسین؟ حتماً خیلیهاتون. مهترین ویژگی این کتاب اینه که تصویرهای داستانیِ خیلی ساده داره. برای همین بچههایی که هنوز سواد خوندن و نوشتن ندارن هم میتونن با این کتاب اول تصویرخوانی رو یاد بگیرن. یعنی به ترتیب و با دیدن دقیق تصویرهای پشت سر هم خودشون از قصه سر دربیارن.
فیلسوف کوچک 10 این عادلانه نیست
بچه بودن در دنیای آدم بزرگها کار ساده ای نیست، مخصوصا وقتی این همه بی عدالتی به چشم می خورد. مثلا چرا بچه ها اجازه ندارند قبل از خواب شیرینی بخورند؟ یا چرا آدم بزرگها می توانند شب ها تا دیروقت بیدار بمانند اما بچه ها باید زود بخوابند؟ یا چرا وقتی بچه ها می خواهند بازی کنند بزرگترها می گویند حالا نه؟
چه می بینیم، چه هست
این کتاب اثری تصویرمحور است که علاوه بر بالا بردن توانایی بصری خردسالان به آنها کمک میکند مهارت اندیشیدن و تفکر را تمرین کنند. قضاوت موضوع اصلی این کتاب است. در دو صفحه پشت سر هم نشان داده میشود که آنچه ما در ابتدا میبینیم تنها تصور ماست و برای شناخت کافی از یک مساله باید تمام یک تصویر را مشاهده کنیم. برای هرچه سادهتر کردن این آموزش، مولف سعی کرده است از سوژههای سادهای مانند خروس، چتر، کلاه و... استفاده کند.
لیزه لوته حوصله نداره!
آخجان، بادبادک بازی!
لیزه لوته میخواست بادبادک جدیدش را هوا کند، که یکهو شُرشُر باران بارید. لیزه لوته مجبور شد توی خانه بماند .حالا باید چه کار کند تا حوصلهاش سر نرود؟
داستان های فیلی و فیگی 15 – ماشین سواری
فیلی به فیگی پیشنهاد میدهد باهم بروند ماشینسواری، ولی آنها نمیتوانند آنجوری که فکرش را میکردند پیش بروند چون...
داستان های فیلی و فیگی 20 – خوابی یا بیدار؟
فیلی میخواهد یک چرت بخوابد تا سرحال شود ولی فیگی نمیگذارد. فیلی اصلا سردرنمیآورد فیگی چرا اینقدر عجیب و غریب شده!
داستان های فیلی و فیگی 06 – بپر بپر زیر باران!
فیلی و فیگی آماده ی آماده هستند بروند بیرون بازی کنند، ولی یکهو باران میگیرد!حالا واقعا بازیشان خراب می شود؟
داستان های فیلی و فیگی 02 – خوشحال شدی؟
فیلی یک گوشه نشسته و ناراحت است. به نظر شما...
فیگی چهجوری میتواند خوشحال باشد وقتی دوستش غصه دارد؟
داستانهای فیلی و فیگی 16 – وال بال بازی
فیگی یک توپ پیدا میکند، ولی یک پسر گنده توپش را میگیرد؛ پسری که از فیلی هم بزرگتر است.
خیلی خیلی خیلی بزرگتر...
داستان های فیلی و فیگی 11 – ما توی کتابیم!
فیلی و فیگی میدانند توی کتاب هستند و کلی بهشان خوش میگذرد...
ولی وقتی کتاب تمام شد چی؟
آقا موش پستچی به تعطیلات می رود
اگر آقا موش پستچی به تعطیلات برود، چه میشود؟ هیچی. او باز هم نامهها و بستهها را میبرد و تحویل میدهد چون پستچی است…
قصه های دوستی 10 – هیس!
وقتی برادر کوچولو خواب است، باید ساکت باشم. نباید بلند بخندم و آواز بخوانم. حتی دزدهای دریایی و شوالیهها هم نباید سروصدا کنند. اما وقتی برادر کوچولو از خواب بیدار میشود، وقت بازی است! حالا دلقک میتواند بخندد، ببر میتواند غرش کند و من میتوانم طبل بزنم، تا وقتی برادر کوچولو دوباره بخوابد.
کاش یک برادر داشتم
کتاب داستان پسر کوچکی است که آرزوی داشتن یک برادر دارد. او میخواهد برادرش را به رودخانه ببرد، با او چادر بزند، همراه او از درخت سیب بالا برود و با او فوتبال بازی کند و تبدیل به قهرمان زندگی برادر کوچکتر شود اما مادر ویلی به او یک خواهر هدیه میدهد. حالا ویلی با چالش مهمی روبروست، او نه تنها برادر ندارد، بلکه فکر میکند خواهر کوچکتر عزیزدردانه مادر است. حالا قهرمان کتاب «کاش یک برادر داشتم» باید دنبال یک راهحل برای مشکل بزرگش بگردد.