خواهر و بردار داشتن تو این دوره زمونه که خیلیها تکفرزندن یه داستان خاصه. و فکر میکنیم بیشتر از همه برای پدر و مادرها ناشناخته باشه. اینکه دقیقاً باید چطوری رفتار کنن. چه چیزایی طبیعیه و چه چیزایی نه. و از اینجور چیزا…قصههای من و داداشم از مجموعههای خیلی خوب دربارهی خواهر و برادریه. نه دنبال اینه که درسی به بچهها مخصوصاً بچههای بزرگتر بده و نه توش پدر و مادر دائم دارن دخالت میکنن. این مجموعه با طنز مخصوص خودش داستانهای خواهری بزرگتر به اسم گادون رو از روزی که یه برادر کوچکتر تو راه داره بیان میکنه و میرسه به روزایی که برادر کوچکتر یعنی گاستون رو از پوشک میگیرن. موقع خوندن این کتابها برای بچههاتون لطفاً اصلاً به فکر درس دادن به اونا نباشید و فقط بذارید بدونن که مشکلات و مسائل اونا مربوط به همهی خواهر برادراست و هیچ چیز خاص و بزرگی نیست. این کتابها بیشتر از همه میتونن به شما والدین چیزهای خوبی یاد بدن.
من و داداشم – یه بچه دیگه؟ چه بامزه!
اسم من گودون است.
یک روز چشمم به شکم مامانم افتاد. مثل توپ باد کرده بود.
ترسیدم که توپ قورت داده باشد؛ این را به بابا و مامانم گفتم.
بابا گفت: نترس، مامان توپ نخورده.
مامان هم گفت: «همین روزها، یک نینی برای تو به دنیا میآورم.»
اما من اصلاً دلم نمیخواست نینی داشته باشم…
بالاخره، مامانم رفت بیمارستان و با یک نینی برگشت.
یواشکی رفتم پیش نینی کوچولو و در گوشش گفتم:
«ببین کوچولو، فکر نکنی که همه کارهی این خانه هستی؛ من خیلی قبل از تو اینجا بودم…»
| ناشر | |
|---|---|
| نویسنده | |
| تصویرگر | |
| مترجم | |
| گروه/رده سنی | |
| نوع کتاب | |
| موضوع |
25,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت موجود شدن به من اطلاع بده
شاید اینها را هم بپسندید…
من و داداشم – بیا جشن تولد بگیریم
داداش کوچولویم را خیلی دوست دارم؛
مخصوصاً وقتی که خواب است!
چون وقتی خواب است، همه چیز سر جایش است!
روزی که جشن تولدم بود، آرزو میکردم که بیدار نشود؛
و گرنه، همه چیز را به هم میریخت و پیش مهمانها آبرو ریزی میکرد…
اما از بد شانسی من، با اولین صدای زنگ مهمانها از خواب پرید و دردسرهای من شروع شد.
جیغ زد، داد زد، فریاد کشید و کیک تولد را خراب کرد.
ولی با همهی این دردسرها، او باعث شد که به مهمانهای من خوش بگذرد.
من و داداشم – داداش کوچولوی خرابکار
اسم من گودون است.
آلبرت موش من است که هدیهی تولدم بوده و من آن را خیلی خیلی دوست دارم.
مشکل این است که داداش کوچولوی من دوست دارد مرتب آن را اذیت کند.
هر بلایی دلش بخواهد سر آلبرت میآورد و زندگی او را به خطر میاندازد.
برای همین تصمیم گرفتم قلکم را بشکنم و یک حیوان دیگر برای او بخرم،
اما اصلاً فکرش را نمیکردم که برای چارهی این خرابکاریها، خنگ بازی هم در بیاورد!
من و داداشم – تو مریضی، من دکتر
اسم من “گودون” است.
من یک برادر کوچک دارم: گاستون.
یک روز روپوش نقاشیام را پوشیدم، دستکشهای آشپزخانه مامان را دستم کردم،
گوشی ضبط صوت اتاق پذیرایی را توی گوشم گذاشتم و یک کلاه دکتری هم درست کردم و روی سرم گذاشتم.
گاستون با تعجب پرسید: “تو مریضی؟”
او هیچی نمیفهمد. نمیفهمد که دکتر گودون رو به روی او ایستاده!
من و داداشم – بیا آشپزی کنیم
هر کاری که من میکنم، داداش کوچولویم هم میخواهد بکند.
ولی من کارهایی بلدم، که او نمیتواند انجام بدهد.
مثلاً : من آشپزی بلدم؛ ولی او نمیتواند آشپزی کند.
یک روز مامان و بابا نبودند، تصمیم گرفتم خودم آشپزی کنم…
آن روز، داداش کوچولویم گوشی تلفن را شکست.
چند تا تخممرغ هم کف آشپزخانه شکست.
خودم از روی چهار پایه افتادم و پرده را از جا کندم.
میخواستم ماکارونی درست کنم. ولی نتوانستم.
به جای آن، املت درست کردم.
شب که مامان و بابا آمدند، املت را خوردند و گفتند: «چه خوش مزه!»
من و داداشم – پوشک دیگه بسه
اسم من گودون است.
یک روز مامانم تصمیم گرفت، داداش کوچولویم گاستون را از پوشک بگیرد.
برایش یک بسته شورت هفتتایی قشنگ خرید و او را روی لگن نشاند و گفت: جیش توی لگن، باشه قند عسلم؟
نزدیک ظهر همان روز، لگن قند عسل، هنوز خالی بود و همهی شورتهای او خیس شده بودند…
و درست همان موقع، من تصمیم گرفتم خودم به گاستون جیش کردن توی لگن را یاد بدهم.
محصولات مشابه
خرگوش کوچولو در گالری
خرگوش کوچولو همراه خانوادهاش به گالری میرود و از دیدن نقاشیهایی متفاوت راستی راستی شگفتزده میشود. شب که به خانه برمیگردند تصمیم میگیرد هنرمند شود و دست آخر هم گالری نقاشیهای خودش را در خانه برگزار میکند.
لیلی و کانگوروی آبی۵/ تولدت مبارک کانگوروی آبی!
ماجراهای لی لی و کانگوروی آبیاش داستانهای شیرین و سادهای است که توی هر خانه ممکن است اتفاق بیافتد.
لی لی یک دوست بسیار عزیز دارد، عروسک کانگوروی آبیاش!
گاهی ممکن است او را گم کند چون به اندازهی کافی مراقبش نبوده. گاهی ممکن است او را با خود به مدرسه ببرد و گاهی ممکن است عروسکهای دیگری توجهش را جلب کنند.
چیزی که این کتابها را جذاب میکند داستانهای بسیار ساده و شیرینش هستند و تصاویر جذاب.
مهم این است که هر اتفاقی که بیافتد لی لی و کانگوروی آبیاش از پس حل آن به تنهایی و یا با کمک بزرگترها برمیآیند.
روباه قرمز خواندن این کتابها را به همهی بچههای بالای ۳سال(حتی ۲سال به بالا) به شدت توصیه میکند.
آنتون شعبده بازی می کند
آنتون شعبدهبازی میکند! از اون کتابهای بامزهایه که میتونید کلی باهاش بخندید. آنتون فکر میکنه شعبدهبازی بلده، و میتونه همه چیز رو غیب کنه! اینکه میتونه یا نه؟ و اینکه اگر کسی رو غیب کنه میتونه دوباره برش گردونه یا نه؟ چیزیه که باید با خودن کتاب خودتون ازش سر دربیارید.
روباه قرمز خوندن این کتاب جذاب رو به همهی ۳ سال به بالاهای عزیزِ دلش به شدت پیشنهاد میده. امیدواریم که بخونیدش و بلند بلند بخندید.
عملیات ایگوانا ۳ زندگی بی فرمون
ترمزدستی و چراغراهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آنها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پولدار از یک بزمجه!
خانم گلابی در را باز کرد و ما را فرستاد تو. اتاق زیاد شبیه اتاق شکنجه نبود. برعکس، خیلی هم قشنگ بود. سر درنمیآوردم نقشهی برادرزادهی دکتر اکبر خبری چه میتوانست باشد. در را که بست، با هیجان گفت: «نظرتون چیه بریم روی تخت بپربپر کنیم؟»
به تشک تخت اشاره کرد: «این تشک فنری میتونه شما رو تا سقف بندازه بالا! یالا بیایید امتحان کنید!»
چی؟ دقیقاً از ما چه میخواست؟ یعنی یک سیستم دستگیری توی سقف کار گذاشته بود که قرار بود وقتی بپریم بالا، دستگیرمان کند؟
خانم گلابی تندتند جیبهایش را گشت و دوباره گفت: «زود باشید تنبلها! دلتون بازی نمیخواد؟»
نع! من که در آن موقعیت دلم بازی نمیخواست. ناسلامتی من جاسوس بودم!
۱۰۱ بازی جدید مهارت های زندگی برای بچه ها / ۹ تا ۱۵ ساله
صرف نظر از مهارتهای عملی که برای گذران امور لازماند، کودکان باید مهارت های اجتماعی و عاطفیشان را نیز گسترش دهند تا به بزرگسالانی متعادل تبدیل شوند. این مهارتها محور بحث این کتاب هستند.
حیوانات در هنر
این کتاب ها بهانه اند. بهانه برای دقت و عمیق شدن در آثار هنری. برای داشتن ذهنی جستجوگر و برای اینکه ساده از کنار چیزها نگذریم. برای توجه به جزئیات و در کل پرورش کودکی هنرمند و کنجکاو . مجموعه ی نگاه کن اول از همه باعث می شود کودک شما با آثار هنری نقاشان بزرگ دنیا آشنا شود و دوم اینکه راحت و ساده و با نگاه سرسری از کنار آنها عبور نکند...
این کتاب ها بسته به ویژگی های کودک شما می تواند از سه سال مناسب باشد.
مومی ترولها ۶ ؛ افسون زمستان
با مومیترولها آشنا شوید! جانورهای گِرد و کوچکِ افسانهای و بامزه که مثل اسب آبی پوزهی کشیده دارند. اما اسب آبی نیستند! مومیترولها در روزگاران گذشته توی خانهی آدمها و کنار پریانِ خانگی، پشت بخاری زندگی میکردند. اما الان زندگیشان عوض شده. ماجراهای جالب و هیجانانگیزشان را بخوانید.
چرا دعوا می کنی ؟
یک روز گرم تابستان بود. نارنجی و دوستش گوش سیاه، کنار جویبار بازی می کردند. گوش سیاه گفت: «بیا جلوی آب سد بسازیم.» نارنجی گفت: «من که بلد نیستم.» گوش سیاه گفت: «ولی من بلدم.» نارنجی گفت: «باشه تو سد بساز، من قایق می سازم.» این گفت و گو می توانست شروع یک ماجرای شاد و بانشاط باشد. اما این طور نشد، نارنجی و گوش سیاه با هم دعوایشان شد. آن ها قهر کردند و ...می پرسید چرا؟ خودتان داستان را بخوانید تا بدانید آن ها چرا با هم قهر کردند و دست آخر کارشان به کجا کشید.
خانواده ی وندربیکر ۱ – ساکنین خیابان ۱۴۱
۵ فرزند خانوادهی وندربیکر در یک کار خیلی خوبند. آن هم نقشه کشیدن است. برای همین وقتی صاحبخانهی بدجنسشان نزدیک کریسمس تصمیم میگیرد قراردادش را با آنها تمدید نکند یا وقتی برای همسایهی دوستداشتنی طبقهی بالا فاجعهای رخ میدهد کلی کار از دستشان برمیآید. حالا گیریم که هر نقشهای که با خوشنیتی میکشند خندهدار و افتضاح از آب درآید.


دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.