پپا درباره ی پدرم دو زبانه
| ناشر | |
|---|---|
| نویسنده | |
| مترجم |
70,000 تومان
در انبار موجود نمی باشد
در صورت موجود شدن به من اطلاع بده
محصولات مشابه
کتاب کار کومن – بیا بچسبانیم ۲
اگر کودکان از این کتاب لذت بردند، به سراغ یکی دیگر از کتابهای کار ما بروید. هر کتاب برای هدایت کودک در زمینه مهارت یا مفهوم آموزشی مشخص طراحی شده است.
کتاب پارچه ای – خوردنی و نوشیدنی
این کتاب پارچهایها ساخت دست یه سری خانوم توانمنده و به شدت باسلیقه دوخته شدن. اگر دنبال کتاب پارچهای برای بچهها هستین همین الان میتونید بهمون سفارش بدین.
لیلی و کانگوروی آبی۵/ تولدت مبارک کانگوروی آبی!
ماجراهای لی لی و کانگوروی آبیاش داستانهای شیرین و سادهای است که توی هر خانه ممکن است اتفاق بیافتد.
لی لی یک دوست بسیار عزیز دارد، عروسک کانگوروی آبیاش!
گاهی ممکن است او را گم کند چون به اندازهی کافی مراقبش نبوده. گاهی ممکن است او را با خود به مدرسه ببرد و گاهی ممکن است عروسکهای دیگری توجهش را جلب کنند.
چیزی که این کتابها را جذاب میکند داستانهای بسیار ساده و شیرینش هستند و تصاویر جذاب.
مهم این است که هر اتفاقی که بیافتد لی لی و کانگوروی آبیاش از پس حل آن به تنهایی و یا با کمک بزرگترها برمیآیند.
روباه قرمز خواندن این کتابها را به همهی بچههای بالای ۳سال(حتی ۲سال به بالا) به شدت توصیه میکند.
خرگوش کوچولو در گالری
خرگوش کوچولو همراه خانوادهاش به گالری میرود و از دیدن نقاشیهایی متفاوت راستی راستی شگفتزده میشود. شب که به خانه برمیگردند تصمیم میگیرد هنرمند شود و دست آخر هم گالری نقاشیهای خودش را در خانه برگزار میکند.
بازی با ابزارهای ساده / بازی های طناب
روزگاری اسباب بازی های کمی وجود داشت.اما کودکان همواره بازی میکردند. با هر آن چه که در اطرافشان پیدا می کردند. با سنگ و چوب و خاک و طناب و ....اسباببازی هایی که شبیه اسباب بازی های امروزی نبودند.
مومی ترولها ۶ ؛ افسون زمستان
با مومیترولها آشنا شوید! جانورهای گِرد و کوچکِ افسانهای و بامزه که مثل اسب آبی پوزهی کشیده دارند. اما اسب آبی نیستند! مومیترولها در روزگاران گذشته توی خانهی آدمها و کنار پریانِ خانگی، پشت بخاری زندگی میکردند. اما الان زندگیشان عوض شده. ماجراهای جالب و هیجانانگیزشان را بخوانید.
ماکاموشی (۱۴) تعطیلات در هتل ژنده پنده
بعضی وقتها موش پُرکاری مثل من به تعطیلات نیاز دارد، سفری خوب و آرامشبخش. ولی بهحق پنیرهای ندیده و نخورده! هربار خواستم از شلوغی شهر موشها جدا شوم، یک مصیبت روی سرم هَوار میشد! واپنیرا!!!
وقتی هم که مصیبتها تمام شد، همهی جاهای خوب پُر شده بود. دست آخر از هتل ژندهپندهای سر درآوردم و هماتاقیهایم هم یک مشت موشچه از کار درآمدند! حالا بیا و درستش کن...
چرا دعوا می کنی ؟
یک روز گرم تابستان بود. نارنجی و دوستش گوش سیاه، کنار جویبار بازی می کردند. گوش سیاه گفت: «بیا جلوی آب سد بسازیم.» نارنجی گفت: «من که بلد نیستم.» گوش سیاه گفت: «ولی من بلدم.» نارنجی گفت: «باشه تو سد بساز، من قایق می سازم.» این گفت و گو می توانست شروع یک ماجرای شاد و بانشاط باشد. اما این طور نشد، نارنجی و گوش سیاه با هم دعوایشان شد. آن ها قهر کردند و ...می پرسید چرا؟ خودتان داستان را بخوانید تا بدانید آن ها چرا با هم قهر کردند و دست آخر کارشان به کجا کشید.
خانواده ی وندربیکر ۱ – ساکنین خیابان ۱۴۱
۵ فرزند خانوادهی وندربیکر در یک کار خیلی خوبند. آن هم نقشه کشیدن است. برای همین وقتی صاحبخانهی بدجنسشان نزدیک کریسمس تصمیم میگیرد قراردادش را با آنها تمدید نکند یا وقتی برای همسایهی دوستداشتنی طبقهی بالا فاجعهای رخ میدهد کلی کار از دستشان برمیآید. حالا گیریم که هر نقشهای که با خوشنیتی میکشند خندهدار و افتضاح از آب درآید.
جولیان، کارآگاه مخفی
نجات جان سگی که در گرما توی ماشین گیر افتاده و نجات یک بچه ی نوپا از غرق شدن در آب، از فعالیت های سه کارآگاه مخفی ماهر است؛ جولیان، هیویی و گلوریا. اما آن چه واقعا می خواهند پیدا کردن دزد واقعی بانک است و به دست آوردن جایزه ی دویست و پنجاه هزار دلاری! و درست وقتی به نظر می رسد دارند به هدف شان می رسند، سروکله ی رئیس پلیس پیدا می شود و کارآگاه های حرفه ای متوجه می شوند توی دردسر افتاده اند.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.