هنری هرچقدر کتاب میخورد باسوادتر میشود. اما زیادهروی در این کار سرنجام هنری را به دردسر میاندازد. او دیگر نمیتواند کتابها را هضم کندو چیزهایی یاد گرفه است با هم قاطی میشوند.
هنری عاشق کتاب است،؛ اما نه آن جور که من و تو دوست داریم. او دوست داشت به جای خواندن، آن ها را ببلعد، بله او به جای خواندن، آن ها را می خورد.
| ناشر | |
|---|---|
| نویسنده | |
| تصویرگر | |
| مترجم | |
| گروه/رده سنی | |
| نوع کتاب | |
| موضوع |
70,000 تومان
10 در انبار
اگر کودکان از این کتاب لذت بردند، به سراغ یکی دیگر از کتابهای کار ما بروید. هر کتاب برای هدایت کودک در زمینه مهارت یا مفهوم آموزشی مشخص طراحی شده است.
نجات جان سگی که در گرما توی ماشین گیر افتاده و نجات یک بچه ی نوپا از غرق شدن در آب، از فعالیت های سه کارآگاه مخفی ماهر است؛ جولیان، هیویی و گلوریا. اما آن چه واقعا می خواهند پیدا کردن دزد واقعی بانک است و به دست آوردن جایزه ی دویست و پنجاه هزار دلاری! و درست وقتی به نظر می رسد دارند به هدف شان می رسند، سروکله ی رئیس پلیس پیدا می شود و کارآگاه های حرفه ای متوجه می شوند توی دردسر افتاده اند.
این یک کتاب رنگآمیزی ساده نیست!
پر است از نقاشیهای شاد، داستانهای خندهدار و راهنماییهای بامزه، روشی قشنگ برای تخیل، تصور و نقاشی
ترمزدستی و چراغراهنما اسم دو تا وسیله توی ماشین نیستند، آنها دو تا دوست هستند که قرار است به کمک هم مأموریت بزرگی را انجام بدهند؛ گرفتن ارث و میراث بابابزرگ پولدار از یک بزمجه!
خانم گلابی در را باز کرد و ما را فرستاد تو. اتاق زیاد شبیه اتاق شکنجه نبود. برعکس، خیلی هم قشنگ بود. سر درنمیآوردم نقشهی برادرزادهی دکتر اکبر خبری چه میتوانست باشد. در را که بست، با هیجان گفت: «نظرتون چیه بریم روی تخت بپربپر کنیم؟»
به تشک تخت اشاره کرد: «این تشک فنری میتونه شما رو تا سقف بندازه بالا! یالا بیایید امتحان کنید!»
چی؟ دقیقاً از ما چه میخواست؟ یعنی یک سیستم دستگیری توی سقف کار گذاشته بود که قرار بود وقتی بپریم بالا، دستگیرمان کند؟
خانم گلابی تندتند جیبهایش را گشت و دوباره گفت: «زود باشید تنبلها! دلتون بازی نمیخواد؟»
نع! من که در آن موقعیت دلم بازی نمیخواست. ناسلامتی من جاسوس بودم!
هری کلهچکشی از خاندان کوسههای سرچکشیِ دریاهای عمیق است؛ البته که هری ترجیـح میدهد یک کوسهی سفید بزرگ یا کوسهببر یا هر چیز دیگری باشد بهجز خودِ کلهچکشیاش!
قسمت اول: مبارزهی با محتویات نفرتانگیز بینی!
آنها یک تیم فوتبال دبستانی هستند. البته تا قبل از اینکه کسی بخواهد تیمشان را منحل کند همیشه تهِ تهِ جدول بودند. اما حالا با هم پیمان بستهاند که تا عمر دارند با هم بازی کنند و هیچچیز از هم جدایشان نکند. این تازه اول راه است. کلی ماجرا در انتظار این تیم همدل و همراه است که اگر نخوانید از دستتان رفته.
آیا دلت میخواهد در کتاب جانوران ته آب شنا کنی و با جانوران ریز و درشت آشنا شوی؟ حالا دوست داری توی حوض شنا کنی یا توی اقیانوس؟ از هشتپا بیشتر خوشت میآید یا عروس دریایی؟
عروس دریایی شده قصهگو، اسب ماهی داره گوش میده به او
حالا کتاب را باز کن. سرت را تو دایرهی وسطش ببر و صفحهها را یکی یکی ورق بزن. میتوانی خودت را توی آیینه هم ببینی. خیلی بامزه شدهای. مگر نه؟
پس شکلک در بیار. شعر بخوان. بخند و بازی کن.
شما بچه که بودین از مگس و حلزون و موش و کرم بدتون میومد؟ هنوزم بدتون میاد؟ ولی راستش این موجودات خیلی باحالن. کلی خصوصیت عجیب و غریب دارن که ماها اصلاً نمیدونیم. مثلاً میدونستین مگسها حیوون خونگی دارن؟ یا مثلاً حلزونها همیشه دنبال یه لباس تازهان؟ میدونستین اگه موشها همه چیز رو میجون به خاطر اینه که دندوناشون میخاره؟ یا نسل کرمها از زمان دایناسورها مونده؟ الیس گراول توی مجموعهی «موجودات حال به هم زن» برای ما همهی اینها رو با یه زبون خیلی بامزه توضیح داده. ما که بعد از خوندن این کتاب، کلی لباس رنگی آستینپفی برای حلزونها گذاشتیم کنار. شما چی کار میکنین؟
خرگوش کوچولو همه جا را دنبال مادرش میگردد، اما هیچکس نمیتواند به او کمک کند. آیا او میتواند مادرش را پیدا کند؟ این داستان ساده و جذاب با استفاده از شخصیتهای دوستداشتنی و تصاویر زیبا نخستین کلمات را به کودکان شما میآموزد.
WhatsApp us
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.