غافلگیری های جورواجور آماندا و تمساحش
سرکار هاپو ۹ کثافت و مکافات
آیا مأمور کلهگربهای میتواند جای سرکار هاپو را بگیرد؟
یه مأمور کلهگربهای عالیه! …هم تمیزه .. هم باهوشه …تازه! 9 تا حون هم داره! باید همین رو استخدام کنیم!
خانه درختی ۲۶ طبقه
ماجراهای اندی و تری در طبقهدارترین خانهدرختی دنیا
»مجموعهای پر از دیوانهبازی و تصاویر بامزه که حسابی به خنده میاندازدتان. کافیست کتاب را بردارید و شروع کنید به خواندن.«
من صندلی نیستم
از این بدتر هم میشود که کسی با صندلی اشتباهتان بگیرد؟ اگر یک راسوی بدبو از راه برسد و روی شما بنشیند، چی؟ یا اگر دوتا اسب آبی رویتان بنشینند و لهتان کنند، چهکار میکنید؟ از همه بدتر اگر با یک شیر گرسنه روبهرو شوید، آنوقت چه به سرتان میآید؟
انگار کسی حواسش نیست که این زرافهی طفلکی اینجا نایستاده تا دیگران رویش بنشینند...
دنیای دوستداشتنی من – کتاب احساسهای خوب
این کتاب بچهها (و بزرگترها) را تشویق میکند که به خاطر همهی چیزهایی که آنها را به لبخند زدن وا میدارند، سپاسگزار باشند.
مدرسه پرماجرا ۳۸ حمله هیولاها
وقتی بچهها مدرسه رفتن رو شروع میکنن، خودشون رو خیلی بزرگتر میبینن و دوست دارن کتابهای جدیتر، با متن بیشتر و تصاویر کمتر بخونن. و خب بزرگترین دغدغهشون هم که مدرسه است. پس جون میده چه براشون بخونید؟ مجموعهی مدرسه پرماجرا. این مجموعه داستان از زبان ای.جی. شاگرد بازیگوش و خلاقیه که هرچند هر داستان رو با این جمله شروع میکنه:«اسم من ای.جی. است و از مدرسه متنفرم» اما بهترین و هیجانانگیزترین ماجراهای زندگیش تو مدرسه اتفاق میافته. یه مدرسه با یه مدیر باحال که برای شادی شاگردهاش هر کاری میکنه؛ همراه با معلمهای خلاق و عجیب.
دوستت دارم دیگه!
اردک دوست دارد بیشتر وقت خود را با دوستش خرسی بگذراند.
وقتهایی که خرسی خوابش میآید، یا به ماهیگیری رفته و یا میخواهد استراحت کند اردک نمیداند که چه کار کند.
اما او باید به خواستههای دوستش احترام بگذارد چون برای دوست ماندن این کار لازم است.
این کتابها داستانهای بامزه و تصویرهای خیلی قشنگ دارند و به دلیل سادگی برای ۲،۳ سالهها تا ۶ سالهها مناسبند.
این سه تا کتاب جذاب را برای بچهها بخوانید و لذت ببرید.
دری و بره ی سیاه کوچولو
این بار دُری وروجک قرار است توی مدرسه خواندن یاد بگیرد. اما روخوانیِ او نسبت به بقیهی بچهها ضعیفتر است برای همین نمیتواند با دوست صمیمیاش رُزابل همگروهی شود تا با هم کتاب بخوانند. رُزابل میتواند داستانِ بلند بخواند و دُری و جورج باید داستانهای ساده و کوتاه بخوانند.
یک روز که دری در حال خواندن کتابی بود، توی دنیای خیالاتش میرود و وارد داستان میشود. در آنجا از آقای ناگی کمک میخواهد تا بتواند بدون دردسر خواندن و نوشتن را یاد بگیرد اما در همان لحظه سروکلهِی خانم گابلگراکر پیدا میشود تا دوباره دُری را به دردسر بیندازد. یک برهی سیاه هم از توی داستان بیرون آمده و حالا دردسرهای جدید دری شروع میشود.
سیمون جورابه
سیمون یک لنگه جوراب راهراه است. یک لنگه جوراب تنها. برای همین هم کسی برای پوشیدن انتخابش نمیکند. او هم دلش میخواهد از کشو بیرون بیاید و مثل بقیهی جورابها خوش بگذراند. بنابراین تصمیم میگیرد دنبال جفتش بگردد. اما آیا دوست سیمون حتماً باید راهراه باشد؟
تاریخچه ی اسب ابری ۲ – تیگی تیسل و محافظان گم شده
ده سال است که محافظان سحر و جادو ناپدید شدهاند، ده سال است که سرزمین دلدارستان در چنگال برف و یخ اسیر است. مردم در جستوجویی ناامیدانه راهی جادهها شدهاند تا شاید به سرزمینی گرمتر برسند. حالا گربههای چکمهپوش ماندهاند، الفها و تیگی و گورکن یخی، و سایهی سهمگین هیولاهای یخی که در خیابانها پرسه میزند. محافظان جادو گم شدهاند و این تیگی است که باید دستبهکار یافتن محافظان گمشده و شکست نفرین زمستان بیپایان شود. تیگی آن دختری است که استعداد درک جادو را دارد. آیا او دلدارستان را دوباره گرم و پرنور میکند؟
تاریخچه ی اسب ابری ۱ – محافظان جادو
تا جایی که مردم به یاد دارند، بچهها اسبهای ابری را صدا کرده و آرزوویی کردهاند ولی هیچوقت انتظار نداشتهاند که آرزوهایشان واقعا برآورده شود. اما روزگار همیشه یکجور نمیماند. آیندهی جادو در خطر است.
به سرزمین ترینه خوشآمدید!
سرزمینی که دیگر در آن خبری از افسانههای پریان نیست، سرزمینی که در آن جادو، شجاعت و احساسات به خطر افتادهاند. دشمنان جادو دستبهدست هم دادهاند تا سرچشمهی جادوی طبیعت یعنی درخت نامیرا را نابود کنند و ریشهی امید را بخشکانند. اگر آنها جادوی درخت را از بین ببرند همهچیز نابود میشود، حتی آن اسبهای ابری مرموزی که لابهلای شاخههای درخت نامیرا لانه کردهاند.
سه بچهی نترس دستبه کار میشوند که جادو را نجات بدهند. آنها خودشان هم نمیدانند چه قدرتهای جادویی در اختیار دارند.
پیک هوایی کی کی
کیکی که خون جادوگری در رگهایش جاریست به هیچ چالشی نه نمیگوید! وقتی شمع کیک تولد سیزدهسالگیاش را فوت میکند، تصمیم میگیرد رسم جادوگرها را به جا بیاورد؛ بعد از انتخاب شهری جدید سفرش را شروع میکند تا زندگیاش را بسازد. در این راه به شهر ساحلی کوریکو میرسد و با این خیال که مردم با روی خوش از او استقبال میکنند همانجا میماند، غافل از اینکه به دست آوردن اعتماد مردم کار راحتی نیست. اما گربهی دوستداشتنی، بانمک و وفادارش همیشه حاضر و آمادهی کمک کردن به اوست.
اسکلیگ
این کتاب داستان مایکل است و آشناییاش با کسی که فکر میکند یک بیخانمان مرموز و مریض است، در گاراژ خانهی جدیدشان.
اما آشنایی با اسکلیگ به همین سادگیها نیست و نه تنها زندگی او بلکه زندگی خانوادهاش را هم تغییر میدهد.
مایکل در خانهی جدید با مینا هم آشنا می شود که شخصیت ویژه و فوقالعادهای دارد.
از ما میشنوید این کتاب حتی برای خود شما هم خوب است.
کتاب جایزههای بسیاری مثل نیوبری، کارنگی و جایزهی هانس کریستین اندرسن وبرده و اینجا هم برندهی جایزهی ویژهی شورای کتاب کودک شده.
داستانهای فیلی و فیگی ۰۴ – اسباببازی عزیزم!
فیلی پیشنهاد میدهد اسباببازی جدید فیگی را پرت کنند توی هوا. ولی اگه اسباببازی جدیدی فیگی شکست، چی؟ با هم قهر میکنند؟
چه فکر خوبی!
آن روز اصلاً مثل همیشه نبود!
پرندهها خوشحال نبودند، آسمان قشنگ نبود و مهمتر از همه این که کوکیهم اصلاً خوشحال نبود. او فقط به یک چیز فکر میکرد، من اصلاً از این گوشها خوشم نمیآید.