پسری که خواب اژدها می دید (۴)
حتی موقع گرگومیش غروب هم اژدهاها از پوشش ابرها پایین نمیرفتند، تا اینکه درست به بالای خانهی مامانی و بابابزرگ میرسیدیم. مردم روستایمان آنقدر سرگرم شلوغیهای روزمرهشان بودند که متوجه نمیشدند در کنار اژدهاهای کوچکِ تازه از میوه بیرون آمده زندگی میکنند! اما ما نمیخواستیم ریسک کنیم…
کاپیتان زیرشلواری ۲ – حملهی توالتهای سخنگو
کاپیتان زیر شلواری ۵ خشم خانم خوشپوش خبیث
در جلد پنجم از مجموعهی «کاپیتان زیرشلواری» دوباره با جورج و هرولد همراه میشویم. هفتهی گذشته برای آنها یک هفتهی کاملاً معمولی بود و اتفاق خاصی نیفتاد. اما دیروز این دو نفر توی دردسر بزرگی افتادند و امروز هم یک هیولای پلید فوقالعاده قدرتمند درست کردند! هیولای جورج و هرولد زن بدجنسی است که یک لباس تبهکاری از جنس خز مصنوعی پوشیده است. امروز هم از آن روزهایی است که او خیلی خیلی بداخلاق و عصبانی شده... خلاصه، خیلی مواظب انتقام خانم خوشپوش خبیث باشید! مجموعهای بسیار جذاب و خواندنی که مخاطبان، در هر سن و سالی که باشند، با شوخیهای آن میخندد و از تصاویر بامزهی داستان لذت میبرند.
داستان های زیر آب – خرچنگ دست و پا چلفتی
چنگالی از چنگالهای بزرگ و مزاحمش بدش میآید و آرزو میکند بازوهایی مثل هشتپا و عروسدریایی یا بالههایی مثل لاکپشت و ماهی داشته باشد و بتواند با بقیه بازی کند؛ بدون اینکه چیزی را خراب کند. یک روز، وسط بازی، هشتپا بین جلبکها گیر میافتد. گرع جلبکها تنگتر و تنگتر میشود و هیچکس نمیتواند کمکش کند. ای وای! چه کمکی از دست چنگالی برمیآید؟