به دنبال ردپای مامان
روزی مامان جوجه تیغی رفت بازار. تیغ تیغی و تیغ تیغو در خانه تنها ماندند. تیغ تیغی دلش برای مامانش تنگ شد. او از برادرش خواست که به دنبال مامان بروند. آنها رد پای مامان را دنبال کردند، اما...
قصه های چارلی و لولا ۰۱ – سکسکهام بند نمیآید
یک روز ناگهان لولا سکسکهاش میگیرد و دیگر هرچقدر تلاش میکند بند نمیآید.
قندعسل ۲ – سوپر قندعسل
یادتان هست پیتر چقدر از دست برادر کوچکش، قندعسل عاصی بود. فارلی درکسل هچر، معروف به قندعسل، خیال میکند قدرتمند است و لابد از فضا هم امده! اما فقط پیتر میداند که این قندعسل، اهل همین زمین خودمان است، قدرت مافوق بشری ندارد که هیچ، خیلی هم خرابکار و مایهی عذاب است! سروکله زدن با قندعسل کم بود، حالا پدر و مادرش میخواهند دوباره بچهدار شوند. خدا به داد پیتر برسد اگر این بچه هم شبیه قندعسل از آب در بیاید! آن وقت معلوم نیست پیتر، جان سالم به در میبرد یا نه!
قندعسل ۳ – خل بازی های قندعسلی
پیتر یک لحظه هم از دست برادر پنج سالهاش، قندعسل، آرامش ندارد. او که معلوم نیست بچه است یا زلزله، نقشههای زیادی هم توی سرش دارد؛ خیال دارد با شیلا تابمن، همان دشمن قسم خوردهی پیتر، عروسی کند. این خبر برای خراب کردن تعطیلات تابستان پیتر بس نبود که حالا پدر و مادرش هم تصمیم گرفتهاند ویلایی درست کنار ویلای شیلا و خانوادهاش اجاره کنند. پیتر بیچاره مجبور است سه هفته با قندعسل و شیلا سر کند. این مصیبت نیست؟!
قندعسل ۱ – نخودی و قندعسل
توی اتاق یا جای پیتر است یا جای برادرش، قندعسل. با هم که یکجا باشند احساس میکنی دیگر ظرفیت تکمیل است. بزرگترها فکر میکنند قندعسل خیلی ناز و شیرین است، اما فقط پیتر میداند این بچه، چه آتشپارهایست... این وروجک هر جا باشد دردسر درست میکند. از این دردسرها...
جونی بی جونز ۲ – میمون کوچولوی بامزه
مامان قرار است یک نینی بیاورد، اما جونی اصلا خوشحال نیست. به نظر او نینیها پیفپیفویند و فقط بلدند گریه کنند. اما خبر مهمتری در راه است. مامانبزرگ میگوید نینی تازه، یک میمون کوچولوی بامزه است. ولی جونی! واقعا فکر میکنی لازم بود همهجا را پر کنی که مامان برایت یک میمون کوچولو به دنیا آورده؟
نیکولا کوچولو ۵ دردسر های نیکولا کوچولو
نیکولا کوچولو مجموعهای بود
که تو نوجوونی یک عالمه روز خوب برای من رقم زد. چقدر بلند بلند خندیدم با این
مجموعه و چقدر از خوندنش لذت بردم.
این مجموعه طنز با تصویرسازیعای جذابش یکی از بهترین کتابهاییه
که بچههای 7 سال به بالا میتونن
بخونن و از خوندنش لذت ببرن.
این کتابها رو
میشه دوباره و چندباره خوند و خندید.
اگه هنوز نیکولا کوچولوها رو نخوندین ما بهتون پیشنهاد میکنیم که همین حالا سفارششون بدین و با جناب نیکولا
کوچولو، خانوادهاش و دوستهای بامزهاش توی مدرسه آشنا بشید و داستانهاشون رو دنبال کنید.
حتی میتونم
بهتون بگم که این یکی از کارهاییه که قبل از مرگ باید حتما انجام بدید! در این حد
لازم!
دوقلوهای دندان خرگوشی ۲ – سمانی و سمیلی و کله پوک های مدرسه
سمانی و سمیلی، خرگوشهای دوقلوی بامزهای هستند که میخواهند توی هر کاری سَرَک بکشند؛ برای همین هم خیلی وقتها دردسر میسازند. تورکریزه، خارخارو، قوریقوری و مولی دوستان آنها هستند و با هم ماجراهای خندهدار و جالبی دارند. با اینکه خرابکاریهای آنها بزرگترها را عصبانی میکند، اما انگار نتیجهاش آنقدرها هم بد نیست!
دوقلوهای دندان خرگوشی ۳ – سمانی و سمیلی و دردسرهای تازه
سمانی و سمیلی، خرگوشهای دوقلوی بامزهای هستند که میخواهند توی هر کاری سَرَک بکشند؛ برای همین هم خیلی وقتها دردسر میسازند. تورکریزه، خارخارو، قوریقوری و مولی دوستان آنها هستند و با هم ماجراهای خندهدار و جالبی دارند. با اینکه خرابکاریهای آنها بزرگترها را عصبانی میکند، اما انگار نتیجهاش آنقدرها هم بد نیست!
دوقلوهای دندان خرگوشی ۱ – سمانی و سمیلی و خرابکاری های بامزه
سمانی و سمیلی، خرگوشهای دوقلوی بامزهای هستند که میخواهند توی هر کاری سَرَک بکشند؛ برای همین هم خیلی وقتها دردسر میسازند. تورکریزه، خارخارو، قوریقوری و مولی دوستان آنها هستند و با هم ماجراهای خندهدار و جالبی دارند. با اینکه خرابکاریهای آنها بزرگترها را عصبانی میکند، اما انگار نتیجهاش آنقدرها هم بد نیست!
شهر فراموشی
دنیا بر سر الودی خراب شده است. از خواهر دوقلویش، «نائومی» جدا شده و احساس میکند که دیگر هیچچیز درست نخواهد شد. مادرش در شهری به نام «ایونتاون»، شغلی جدید پیدا میکند و به همراه الودی، به محل زندگی جدیدشان نقل مکان میکنند. زندگی در این شهر، بسیار آرام و جذاب است. خانهها همه یکسان و شبیه به یکدیگرند، فضای سبز پیش چشمان تمام ساکنان شهر قرار دارد و همه از منظرههای طبیعی و زیبایی شهر راضیاند. اما قوانین عجیبی در شهر رواج دارد. فقط سه طعم بستنی در بستنیفروشی شهر موجود است و بچهها فقط یک قطعه را در کلاس موسیقی مدرسه تمرین میکنند. همهچیز در ایونتاون یکسان است. اما به چه قیمتی؟
خانه ای روی پل
زندگی در خیابانهای پررفتوآمد هند اصلاً آسان نیست. دو خواهر فراری داستان ما، ویجی و روکو جایی را که دیگر نمیشد به آن گفت خانه، ترک میکنند و وارد دنیای خطرناک و بیرحم خیابانها و آدمهای بیتفاوت میشوند. آنها تلاش میکنند تا خانهی جدیدی برای خودشان پیدا کنند. ویجی ما را با خود همراه میکند تا با خواندن داستان تکاندهندهاش دنیای کودکانی را بشناسیم که اغلب نادیدهگرفته میشوند. کودکانی که در این دنیا بیپناه هستند و با زبالهگردی روزگارشان را سپری میکنند. روزگاری که با همهی تاریکیهایش، روزهای روشنی هم دارد.
مقررات
دیر آمدن به معنی نیامدن نیست!
آسمان سرخ در سپیده دم
هیچچیز غیرعادی نیست!
ماجراهای مانولیتو (۶) – من و جونور
داستانی دیگر از ماجراهای مانولیتوی عینکی و برادرش ــ جونور ــ این بار با جراحی پروستات پدربزرگ شروع میشود.
قصه های همیشگی ۳ – هشدار برادران گریم
مجموعه قصههای همیشگی، ماجراهای کانر و الکس دوقلوییه که از دنیای خودشون خارج میشن و میرن به سرزمینی که توش پر از جادو و عجایبه. اونجا اونا با شخصیتهایی روبرو میشن که از بچگی توی قصهها در موردشون خوندن! حالا اونا چجوری باید به دنیای خودشون برگردن…؟!