قصه های دوستی ۱۰ – هیس!
وقتی برادر کوچولو خواب است، باید ساکت باشم. نباید بلند بخندم و آواز بخوانم. حتی دزدهای دریایی و شوالیهها هم نباید سروصدا کنند. اما وقتی برادر کوچولو از خواب بیدار میشود، وقت بازی است! حالا دلقک میتواند بخندد، ببر میتواند غرش کند و من میتوانم طبل بزنم، تا وقتی برادر کوچولو دوباره بخوابد.
مجموعه بچه های بدشانس ۲ – سالن خزندگان
کتابی پر از اتفاق که بچها با تمام مصیبتهایی که براشون پیش میاد سربلند بیرون میان
ماجراهای ژان و ژان و… ژان! ۲ پنیر پرنده
خیلی دلم میخواست که مثل بهترین دوستم، فرانسوا آرشامپو، تکپسر بودم. خانهشان آنقدر بزرگ است که برای رفتن به حمام مجبور است سوار دوچرخه بشود؛ البته این چیزی است که خودش میگوید... ازآنجاکه پدرش مأمور مخفی است، فرانسوا آرشامپو هیچکس را پنجشنبهها برای بازیکردن به خانهاش دعوت نمیکند. ژانـآ میگوید که او دروغگوست، اما من حرف فرانسوا را باور میکنم.
مجموعه بچه های بدشانس ۱۳ – پایان
کتابی پر از اتفاق که بچها با تمام مصیبتهایی که براشون پیش میاد سربلند بیرون میان .
تابستان زاغچه
لیام پسر نوجوانی است که در یکی از روستاهای انگلستان زندگی میکند. انگلستان درگیر جنگ با عراق است.
لوتا پیترمن (۳) چه کسی کرم ها را رقصاند؟
مجموعه بچه های بدشانس ۸ – بیمارستان خطرناک
کتابی پر از اتفاق که بچها با تمام مصیبتهایی که براشون پیش میاد سربلند بیرون میان .
مجموعه بچه های بدشانس ۹ – سیرک مرگبار
کتابی پر از اتفاق که بچها با تمام مصیبتهایی که براشون پیش میاد سربلند بیرون میان .
مجموعه بچه های بدشانس ۱۰ – آبشار یخ زده
کتابی پر از اتفاق که بچها با تمام مصیبتهایی که براشون پیش میاد سربلند بیرون میان .
مجموعه بچه های بدشانس ۱۱ – غار غم انگیز
کتابی پر از اتفاق که بچها با تمام مصیبتهایی که براشون پیش میاد سربلند بیرون میان .
مجموعه بچه های بدشانس ۱۲ – خطر ماقبل آخر
کتابی پر از اتفاق که بچها با تمام مصیبتهایی که براشون پیش میاد سربلند بیرون میان .
مجموعه بچه های بدشانس ۶ – آسانسور قلابی
کتابی پر از اتفاق که بچها با تمام مصیبتهایی که براشون پیش میاد سربلند بیرون میان .
مجموعه بچه های بدشانس ۳ – پنجره بزرگ
کتابی پر از اتفاق که بچها با تمام مصیبتهایی که براشون پیش میاد سربلند بیرون میان .
لوتا پیترمن (۹) یک قوطی پر از کوآلا
یک نامردی به تمام معنا! درست وقتی که شانس به من رو کرده و برندهی سفر به شدهام، اصلاً و ابداً به من اجازهی رفتن نمیدهند!
ولی من باید به هر قیمتی که شده بروم!
احمق با نمک ۵ بی احترامی به ژامبون
اینجا هم خیلی میخندید و هم خیلی حرص میخورید. برادرهای آنژل او را احمق بانمک صدا میکنند و او هم هر بار با کمک دروهمسایه و دو دوست عزیزش، کلوئه و کوین، حسابشان را میرسد. در ضمن آنژل عاشق لباس صورتی، آبنبات، ماست لیمویی و مَشویو، عروسک شیرش، است و از دوستی با کوین لذت میبرد، البته اگر برادرهای وحشیاش بگذارند!
گنج بزرگ کوه یخی
دزد دریایی کوچک ما برای خودش جزیرهای اختصاصی دارد و کارش این است که هر روز میرود و گنجهای مخفی جزیرههای دیگر را پیدا میکند. ولی او تنهاست و نمیتواند گنج بزرگ کوه یخی را به تنهایی پیدا کند. پس وقتی کسی برای او درخواست همکاری میفرستد از آن استقبال میکند. دزد دریایی کوچک بعد از آشنایی با دستیار جدیدش متوجه میشود که همکارش مشکلی جدیای دارد. مشکلی که تصورش را هم نمیکرده است و حالا او باید تصمیم بزرگی بگیرد، که آیا دستیارش را اخراج کند یا راهی برای همکاری با او پیدا کند. داستان «گنج بزرگ کوه یخی» برای بچههایی است که میخواهند دوست جدید داشته باشند و به آنها یاد میدهد که به جای حذف آدمهای متفاوت، تفاوتهای آنها را حتی نقطه قوت ببینند تا بتوانند به دوستیشان ادامه دهند.