قصه های چارلی و لولا ۰۵ – دندونک باهوش من
چارلی صاحب یک موش خانگی شده و او و لولا خیلی بابت این موجود جدید هیجانزدهاند.
قصه های چارلی و لولا ۰۳ – من باید عینک بزنم
لولا باید پیش چشمپزشک برود، که این کار را دوست ندارد. اما وقتی میبیند دوستش لوتا عینک گرفته، متوجه میشود که بهشدت دلش یک عینک گلگلی میخواهد.
استگو کلموس
کتاب داستان دایناسوری از گونهی گیاهخوارِ استگوساروس است که یک تفاوت مهم با برادرانش دارد: یکعالمه کلمه بلد است و از آنها برای توضیح چیزهایی که میبیند، استفاده میکند. او با دایناسوری از گونهی گوشتخوار اَلوساروس روبهرو میشود و…
قصه های چارلی و لولا ۰۴ – من خوابم نمیآید
بعضی شبها چارلی باید لولا را بخواباند، اما این اصلا کار راحتی نیست چون لولا اصلا خوابش نمیآید و حتی وقتی میفهمد ببرها بهجایش شیر قبل از خوابش را میخورند و شیر از مسواکش استفاده میکند هم تغییری در نظرش ایجاد نمیشود.
احمق بانمک ۲ موزه ی گربه ها
اینجا هم خیلی میخندید و هم خیلی حرص میخورید. برادرهای آنژل او را احمق بانمک صدا میکنند و او هم هر بار با کمک دروهمسایه و دو دوست عزیزش کلوئه و کوین حسابشان را میرسد. ضمناً آنژل عاشق لباس صورتی، آبنبات، ماست لیمویی و مَشویو عروسک شیرش است و از دوستی با کوین لذت میبرد، البته اگر برادرهای وحشیاش بگذارند...!
هنری زلزله ۹ – هنری زلزله و ماشین زمان
در هرکدام از کتابهای مجموعه هنری زلزله، چهار داستان مستقل طنز و بامزه از هنری می خوانید. هنری زلزله با شیطنتهایش نسبت به والدین، برادر کوچک و دوستانش هربار شما را سرگرم کرده و میخنداند.
هنری زلزله ۱۰ – هنری زلزله و عشق فوتبال
در هرکدام از کتابهای مجموعه هنری زلزله، چهار داستان مستقل طنز و بامزه از هنری می خوانید. هنری زلزله با شیطنتهایش نسبت به والدین، برادر کوچک و دوستانش هربار شما را سرگرم کرده و میخنداند.
هنری زلزله ۶ – هنری زلزله در جشن تولد
فرانچسکا سایمون امروزه نویسندهی بسیار معروفی است که هم داستانهای طنز کودکانه مینویسد و هم نمایشنامه و هم کتاب آشپزی! او با همسر و پسرش در لندن زندگی میکند.
قصه های چارلی و لولا ۲۵ – میخواهم مثل تو خیلی بزرگ شوم
لولا خیلی دلش میخواهد زودتر بزرگ شود تا بتواند همه کارهایی را که چارلی انجام میدهد انجام بدهد. اما بعد با این مسئله مواجه میشود که تا وقتی کوچک است خیلی کارهای جالبتر میتواند بکند.
قصه های چارلی و لولا ۱۲ -راستش را به او بگو
لولا ژاکت پشمالوی جدید لوتا را قرض میگیرد و کیف سگکدارش را در عوض به او میدهد؛ اما آیا میتواند در اداره پست و سوپرمارکت و زیر باران هم به خوبی از آن نگهداری کند؟
کودکانههای بامداد – ملکه ی سایه ها
روزی روزگاری خواهر و برادری بودند که باهم کبوترها را در آسمان نگاه میکردند. برادر به خواهرش گفت دلت میخواست جای کبوترها باشی؟ خواهر گفت بله. و برار به او گفت پس بال بزن و برو. و خواهر کبوتری شد و پرواز کرد و رفت. و برادر از آن پس جستجویش را برای بازیافتنش در کاخ ملکهی سایهها و آزاد کردنش از بند او آغاز کرد.
دری و دندان شیری
دری اولین دندانش لق شده و همهاش دارد از پری دندان حرف میزند. (و خب این هم طبیعتاً اعصاب خواهر و برادرش را خرد کرده!) خانم گابل گراکر، دشمن خیالی دُری، سعی میکند جای فرشتهی دندان را بگیرد و شبها او به اتاق بچهها سر بزند و دندانها را بدزدد. حالا وقت این رسیده که دری یک نقشهی درستوحسابی بکشد و کار فرشتهی دندان را به او برگرداند...
بری بی عرضه ۵ معمای آب میوه ی مچاله
به دنیا آمدن برادر بری، دردسرهایی با خود دارد؛
و این تازه شروع ماجرای کارآگاه بیعرضه است…
جودی دمدمی ۱۵ – دوشنبههای دلگیر
جودی حاضر است هر کاری بکند اما دوشنبه به مدرسه نرود، یا اصلاً دوشنبهای در کار نباشد. اما وقتی بالاخره به هر ضربوزوری شده به مدرسه میرود، آقای تاد را میبیند که کلاس و خودش را با پلاستیکهای حبابدار یکی کرده! و همین میشود شروع ماجرایی تازه که جودی و استینک با خلاقیت و خوشفکری همیشگیشان راه میاندازند: آنها میخواهند برای تمام روزهای هفته یک مناسبت فوقباحال پیدا کنند تا سوپرموپرخوشگذرانی راه بیندازند. جودی و دوشنبههای دلگیر داستانی است با ایدههای درخشان برای لذت بردن از زندگی و به کودکان نشان میدهد چگونه میتوانند با فعالیتهای ساده و روزمرهشان در تحقق صلح و برقراری آرامش در جهان نقش موثری داشته باشند.
استینک ۱ هی آب میرود!
استینک هی آب میرود! اولین کتاب از مجموعهی استینک است. استینک، برادر جودی دمدمی و قد کوتاهترین بچهی کلاس دوم است. جودی یک شب قد برادرش را اندازه میگیرد و میبیند استینک کوتاهتر شده! استینک حسابی نگران میشود. نخود و شیر میخورد، بلوز و شلوار راه راه میپوشد، به موهایش ژل میزند و ... آیا بالاخره استینک میتواند راه حلی پیدا کند که قدش بلندتر شود؟