هستی دختر ۱۲ ساله ی پر شر و شوری است. او عاشق ژیمناستیک و فوتبال است و از عروسک و کارهای دخترانه بیزار است. روزی بر اثرجنب و جوش فراوان دستش میشکند و پدر که در دریا روی نفتکش کار میکند،از اینکه نتوانسته به سر کار برود و مجبور است هستی را به بیمارستان ببرد خشمگین است؛ اما به زودی خبر بمباران شدن نفتکش و آتش گرفتن آن را میشنود و پدر و اهالی خانواده شکستن دست هستی را سبب خیر دانسته و به او افتخار میکنند.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.