ارباب حلقه ها ۳ – بازگشت شاه
بازگشت شاه سومین و آخرین جلد از مجموعهی اراباب حلقهها است که به جنگ حلقه و حوادث پس از آن میپردازد. داستان از قلمروی گوندور که به زودی مورد تهاجم سائورون قرار میگیرد آغاز میشود.
آتش دزد ۳ – آتش دزد تسلیم نمی شود
با دشمنت روبهرو شو و هرگز نشان نده که ترسیدهای! من و مامان در سال ۱۷۸۵ در شهر عدن میگشتیم و داروی جادوییمان را نمایش میدادیم. همه دارو را میخریدند و اوضاع رو به راه بود تا این که سر و کلهی پرومتئوس پیدا شد. ایزدی یونانی بود که از چنگ عقاب انتقامجو میگریخت. فکرش را بکنید وقتی زئوس از آسمان فرود آمد و مرا درگیر جنگ با هفت هیولای هولناک یونانی کرد، چه به روزم آمد.
جنگل ریشه های هزار تو
شاه کلودووئو در راه بازگشت از جنگ، بیتاب دیدار دخترش وربنا است، اما اطراف شهرش جنگلی درهمتنیده روییده است و او در هزارتوی ریشههایی که شاخه بهنظر میرسند و شاخههایی که انگار ریشهاند، سرگردان میشود. وربنای زیبا و نامادری جوانش و وزیر خائن شاه نیز در جنگل گم شدهاند و بازگشت به قصر در نظرشان ناممکن میآید و باید زیر نور مشعل راه خود را بازیابند و گره از راز جنگل هزارتو باز کنند...
آتش دزد ۱
پرومتئوس زنجیرهای پاره شده را به کناری پرت کرد و زیرلب گفت : «شاید اصلاً در دنیای دیگری مخفی شدم!»
پرومتئوس ایزدی یونانی بود و همیشه در حال فرار. جرمش؟ دزدیدن آتش از زئوس و بخشیدن آن به انسانها، مجازاتش؟ پرندهای غولآسا جگرش را بیرون بکشد. ولی نه. در سال ۱۸۵۸ پرومتئوس فرار کرد و به شهر من آمد. اما من کیام؟(چهقدر سوال میکنی!) من یتیمام. شغلم؟ پولدارها را از شرّ ثروتشان خلاص میکنم. من و پرومتئوس خیلی زود با هم دوست شدیم…
آتش دزد ۲ – پرواز آتش دزد
من از توپ شلیک میشدم و روی طناب راه میرفتم.
من و پدرم خیال نداشتیم بالون را در شهر عدن فرود بیاوریم، اما این فوقالعادهترین ورود در تمام عمرمان بود. جمعیت زیادی به تماشای کارناوال خطر ما میآمدند. اما تا وقتی پرتومتئوس را ندیده بودم چیزی از خطر واقعی نمیدانستم. پرومتئوس ایزدی یونانی بود که از عقاب انتقامجو و قهرمانان تشنهی خون جنگ تروی فرار میکرد. حالا حدس بزن کدام آدم سادهای مجبور میشود زندگیاش را به خطر بیندازد و به او کمک کند تا زنده از شهر عدن بیرون برود.
ارباب حلقه ها ۲ – دو برج
دو برج بخش دوم فرمانروای حلقههاست. زیبایی در این کتاب هست که به سان شمشیر میشکافد و همچونفولاد سرد می سوزاند.
ارباب حلقه ها ۱ – یاران حلقه
«سائورن» یکی از شخصیتهای اصلی داستان ارباب حلقهها است که به ارباب تاریکی شهرت دارد. سائورن با در اختیار داشتن دانشِ ساخت حلقه، حلقههایی را ساخته و با حیلهگیری، الفها، دورفها و انسانها را فریب میدهد تا حلقهها را بهدست بگیرند. سائورن به شکل مخفیانه، یک حلقه جادویی برای خودش میسازد که بهواسطه این حلقه میتواند حلقههای دیگر را کنترل کند و موجودات سرزمین میانه را تحت تسلط خویش درآورد.
قصه های همیشگی ۲ – بازگشت ساحره
مجموعه قصههای همیشگی، ماجراهای کانر و الکس دوقلوییه که از دنیای خودشون خارج میشن و میرن به سرزمینی که توش پر از جادو و عجایبه. اونجا اونا با شخصیتهایی روبرو میشن که از بچگی توی قصهها در موردشون خوندن! حالا اونا چجوری باید به دنیای خودشون برگردن…؟!
آپولو ۲- شبح تاریکی
زئوس پسرش آپولو را که ایزد خورشید، موسیقی، کمان داری، شعر و چیزهای دیگر است، برای تنبیه به شکل آدمیزاد به زمین تبعید کرده است. یک نوجوان شانزده سالهی دست و پا چلفتی با صورت جوش جوشی به نام لستر. تنها راه بازگشت آپولو به جایگاه حقیقی خود در کوه المپ این است که چند پیشگو را که به دست نیروهای تاریکی افتادهاند، آزاد کند.
آپولو ۱ / پیشگویی پنهان
شاید آدمیزاد شدن تنبیه خوبی باشد. آپولو پیش از این یکی از ایزدان المپ بود که چون پدرش زئوس را عصبانی کرد، از المپ بیرونش کردند و به آدمیزاد تبدیل شد. حالا به خاطر این تنبیه، او به شکل یک پسر نوجوان به شهر نیویورک سقوط کرده و باید یاد بگیرد چطور روی زمین از خودش مراقبت کند.
قصه ها عوض می شوند ۲ – سیندرلا
اینبار آینهی جادویی، من و داداشم را انداخت توی داستان سیندرلا. ولی از شانس بد، چون سیندرلا پایش شکسته و حسابی ورم کرده، نمیتواند کفش شیشهای را بپوشد؛ خب اینجوری هم که دیگر شاهزاده متوجه نمیشود سیندرلا دختر رویاهایش است.
همهاش هم تقصیر ماست!
ما دوتا باید قبل از اینکه ساعت دوازده بشود، برای کمک به سیندرلا راه حلی پیدا کنیم؛ وگرنه قصهی سیندرلا هیچوقت به خوبی و خوشی به آخر نمیرسد!
قصه های همیشگی ۴ – اکسیر جادویی
«الکس» و «کانر» باید جلوی مرد نقابدار را که در سرزمین قصهها آزادانه میگردد، بگیرند. دوقلوهای بِیلی راز او را کشف کردهاند: او با اکسیر قدرتمند جادوییاش میتواند هر کتابی را به درگاه تبدیل کند، یک ارتش بزرگ از شرورترین شخصیتهای منفی قصهها تشکیل دهد و آنها را به دل کتاب بفرستد! به این ترتیب، تعقیب و گریز آغاز میشود: از سرزمین جادویی اُز تا سرزمین دیوانهکنندهی عجایب. آیا الکس و کانر میتوانند به مرد نقابدار برسند، یا همیشه یک قدم از او عقب میمانند؟
داستان بی پایان
۱۸ معمای اسرارآمیز
چگونه یک تکه یخ تبدیل به یک اختراع شد؟
چگونه استیون هاوکینگ ثابت کرد که سفر در زمان امکانپذیر نیست؟
چگونه کلاغها میتوانند مثل انسانها مخترعانی باهوش باشند؟
آنچه در این کتاب دربارهی اختراعهای هیجانانگیز میخوانی در واقعیت اتفاق دادهاند.
این اتفاقها که تخیل مردم سراسر جهان را برانگیختهاند در اینجا بهشکل معما بازتعریف شدهاند.
تو به عنوان یک خواننده احتیاج به اطلاعات قبلی نداری.
ماجراهای نارنیا – شیر کمد جادوگر ۱
ماجراهای نارنیا از هفت کتاب مستقل پدید آمده است که خواننده می تواند آنها را به دنبال هم و یا جدا از هم بخواند و از حوادث درهم تنیده و تخیل برانگیز آنها لذت ببرد. این هفتگانه جذاب و پرهیجان سالهاست که در سراسر جهان با استقبال گرم و روزافزون نوجوانان جهان روبه رو شده است.
قصه ها عوض می شوند ۵ – گیسو کمند
توی این کتاب «اَبی» و «جونا» وارد داستان گیسو کمند میشن. خرابکاری اونا اتفاقات تازهای رو تو داستان میسازه و کلی ماجراهای هیجان انگیر دیگه.