مدرسه وروجک ها ۳ پیشی خان در کلاس
در مدرسهی وروجکها هر اتفاقی ممکن است بیفتد. البته همیشه هم اتفاقی میافتد.
آیا گربهی کلاس سعی میکند چیزی به بچهها بگوید؟ بله!
آیا خوردن چیپسی که توی چالهی آب افتاده باشد آدم را مریض میکند؟ بله!
آیا خرابکاریها تقصیر مارگارت خیالی است؟ بله!
حالا بچهها با اینهمه دردسر چهکار کنند؟
مدرسه وروجک ها ۲ همستر جادویی
در مدرسهی وروجکها هر اتفاقی ممکن است بیفتد. البته همیشه هم اتفاقی میافتد.
آیا همستر کلاس میتواند جادو کند؟ بله!
آیا تئو واقعاً یک روبات است؟ بله!
آیا ایوی با بلعیدن مگس به موجود دیگری
تبدیل میشود؟ بله!
مدرسه وروجک ها ۱ شبح توالت
در مدرسهی وروجکها هر اتفاقی ممکن است بیفتد. البته همیشه هم اتفاقی میافتد. آیا توالت پسرها شبح دارد؟ بله!
آیا کفشهای بوگندوی مایلز میتوانند پیشگویی کنند؟ بله!
آیا نفرین باستانی وجود دارد؟ بله! حالا بچهها با اینهمه دردسر چهکار کنند؟
داستانها را بخوان و حسابی بخند!
ماهی سفید کوچولو ۱۰/ اعماق دریا
دریا راستی راستی چقدر عمیق است؟
ماهی سفید کوچولو کنجکاو است. اما دوستهایش، عروسدریایی کوچولو، ستارهدریایی کوچولو، لاکپشت کوچولو و هشتپا به او میگویند:
دریا خیلی عمیق و خیلی ترسناک است.
اما ماهی سفید کوچولو هنوز هم کنجکاو است...
دفترچه خاطرات جغد ۹ مهمانی بالشی اوا
شنبه جشنِ تولد اِوا است! او برای یک مهمانی بالشی بزرگ برنامهریزی میکند. در این مهمانی تماشای فیلم، بوفهی بستنی، اتاقِ عکاسی و خیلی چیزهای دیگر هم هست. اِوا دیگر طاقت ندارد! همهی دوستهایش هم خیلی هیجانزده هستند. البته... به جز سو سو میگوید نمیتواند بیاید. آیا اِوا میتواند سر دربیاورد چرا سو به مهمانی نمیآید؟ آن هم برای مهمانی بالانگیزِ او!
دفترچه خاطرات جغد ۵ عید قلبهای گرم
در این داستان اِوا میخواهد برای جشن عید آماده شود. آنقدر درگیر خوشحالکردن حیوانات دیگر میشود که فراموش میکند برای خانوادهاش هدیه بگیرد. اما در جشن عید همهی حیوانها میآیند و از او تشکر میکنند و او پیش خانوادهاش سربلند میشود.
دفترچه خاطرات جغد ۷ شیرینی پزی درختکده
توی مدرسهی بالادرختی اِوا و دوستهایش میخواهند پول جمع کنند. برای چی؟ چون میخواهند به جغد کوچولویی که نمیتواند پرواز کند، یک صندلی بالدار هدیه بدهند. گروه اِوا شیرینیپزی باز کرده، گروه سو هم یک آبنباتفروشی. هر گروه به آب و آتش میزند که بیشتر پول جمع کند. آنها فراموش میکنند برای چه داشتند پول جمع میکردند. تو فکر میکنی آنها میتوانند کنار هم کار کنند؟
ماکاموشی (۱۴) تعطیلات در هتل ژنده پنده
بعضی وقتها موش پُرکاری مثل من به تعطیلات نیاز دارد، سفری خوب و آرامشبخش. ولی بهحق پنیرهای ندیده و نخورده! هربار خواستم از شلوغی شهر موشها جدا شوم، یک مصیبت روی سرم هَوار میشد! واپنیرا!!!
وقتی هم که مصیبتها تمام شد، همهی جاهای خوب پُر شده بود. دست آخر از هتل ژندهپندهای سر درآوردم و هماتاقیهایم هم یک مشت موشچه از کار درآمدند! حالا بیا و درستش کن...
ماجراهای کارلسون پشت بومی ۱ – حقه بازی های کارلسون
ماجراهای دوستی اریک خجالتی و کارلسون شیطان و شلوغ. کارلسون توی چند دقیقه تمام شهر را به هم میریزد، بلندترین برج کوفتهقلقلی دنیا را میسازد، سارقان بزرگ را دستگیر میکند و هیجانانگیزترین شعبدهبازی دنیا را راه میاندازد.
ماجراهای کارلسون پشت بومی ۲ – کارلسون دوباره پرواز می کند
کارلسون میخواهد برود تلویزیون و مشهور شود. اما دردسرهای تازهای توی راه است، دردسرهایی که حسابی اریک را میخنداند، اما اهالی شهر را به وحشت میاندازد، قرار است کارلسون یک شبحبازی اساسی راه بیندازد!
ماجراهای کارلسون پشت بومی ۳ – بهترین کارلسون دنیا
وقتی از زندگی توی آپارتمانهای قوطیکبریتی خسته شوی، کارلسون از پنجرهی اتاقت میآید تو، تو را سوار پشتش میکند و با هم پرواز میکنید. کارلسون همینجاست، پشت لولهبخاری روی پشتبام قایم شده. اما وقتی توی آسمان شهر پرواز میکند، مردم او را با بشقابپرنده و پهپاد جاسوسی اشتباه میگیرند. دردسرهای تازهای در راه است. همهی شهر دنبال کارلسون هستند و میخواهند دستگیرش کنند. این وسط سروکلهی دشمن درجهیکِ کارلسون، «خانم کراولی»، هم پیدا میشود. اما کارلسون از هیچچیز نمیترسد و حاضر است برای یک ذره خندیدن هر شوخیِ خطرناکی بکند، او در دوقدمیِ دستگیرشدن است!
لامایونایتد ۱
یم منچستریونایتد را میشناسید؟ بد نیست بدانید که لاماها هم تیم فوتبال خودشان را دارند! فکر کنید اگر یازده تا لامای مشنگ ندانسته خاکستر بهترین فوتبالیست تاریخ را بخورند چه خواهد شد؟ البته که آنها فوتبالیستهای محشری میشوند! لامایونایتد با مربیگری پسربچهای یازده ساله به نام تیم و دوست عجیبوغریبش قاهره و پیرمرد اسکاتلندیِ برندهی جام جهانی (بله، ظاهراً این مورد حقیقت دارد) وارد مسیر شگفتانگیز بازیهای یک جام میشوند، اما چه کسی دوست دارد به تیمی از لاماهای مشنگ ببازد؟ هیچکس!
تیمهای رقیب تمام تلاششان را میکنند تا راه لامایونایتد را سد کنند. وقتی پای باارزشترین جام فوتبال دنیا درمیان باشد، آنوقت فوتبال، بازی خشن و ناجوانمردانهای خواهد بود.
لامایونایتد ۲ لاماها به پیش
لامایونایتد برگشته است! و این بار آنها به جامجهانی میروند.
تیم ملی انگلیس چندان موفق نیست و با نزدیکشدن جامجهانی، مربیشان در پیِ اکسیری جادویی است تا به کمک آن رقبای سختشان را شکست دهند. برای همین تیم و قاهره (دوست و مربی لاماها) با قرضدادن بعضی از بهترین بازیکنان لامایونایتد به تیم ملی موافقت میکنند.
اما لاماها سخت با شرایط حضور در مسابقات کنار میآیند و قاهره هم انگار بهکل حواسش پرتِ چیز دیگری است. هرچه فینال نزدیکتر میشود، اینطور به نظر میرسد که همه نمیخواهند به تیم ملی برای رسیدن به رؤیای جامجهانی کمک کنند...
احمق بانمک ۴ پینگ پنگ با ماهیتابه
اینجا هم خیلی میخندید و هم خیلی حرص میخورید. برادرهای آنژل او را احمق بانمک صدا میکنند و او هم هر بار با کمک دروهمسایه و دو دوست عزیزش، کلوئه و کوین، حسابشان را میرسد. در ضمن آنژل عاشق لباس صورتی، آبنبات، ماست لیمویی و مَشویو، عروسک شیرش، است و از دوستی با کوین لذت میبرد، البته اگر برادرهای وحشیاش بگذارند!
احمق بانمک ۳/ بالنی با دو بلیت اضافه
اینجا هم خیلی میخندید و هم خیلی حرص میخورید. برادرهای آنژل او را احمق بانمک صدا میکنند و او هم هر بار با کمک دروهمسایه و دو دوست عزیزش، کلوئه و کوین، حسابشان را میرسد. در ضمن آنژل عاشق لباس صورتی، آبنبات، ماست لیمویی و مَشویو، عروسک شیرش، است و از دوستی با کوین لذت میبرد، البته اگر برادرهای وحشیاش بگذارند!
کارآگاه آگاتا ۴ – دزدی در آبشار نیاگارا
آگاتا دختری است که عاشق نویسندگی و داستانهای هیجانانگیز است. او در خانوادهای به دنیا آمده که همهشان کارآگاهاند. دَش، پسرعموی آگاتا، دانشآموز مدرسهی کارآگاهی است. دَش باید راز معماهای مختلفی را کشف کند تا بتواند در آینده کارآگاه شود. آگاتا همراه پسرعمویش به کشورهای مختلف سفر میکنند تا پرده از اسرار بردارند.
این بار هدف کارآگاهان ما جستوجو در جنگلهای انبوه و پررمزوراز کاناداست؛ آنها بهدنبال خلافکار سابق، رَتمَسکِ بدنام هستند؛ سارق جواهری که گیرانداختنش کار هر کسی نیست. به نظر میآید رتمسک این بار گنجینهی حیرتانگیزی را دزدیده و گویا پس از این عملیات سرقت پریده وسط آبشار نیاگارا!