چهار سابقهدار ۰۱ یورش به زندان شهر سگی
بهشون میگن رمان تصویری. بهترین انتخاب برای بچههایی که تازه خوندن رو یاد گرفتن و دلشون میخواد خودشون بخونن. خوندن این کتابهای خیلی خیلی خندهدار برای بچهها سخت نیست و چند قسمتی بودنش باعث میشه کتابخونهای جدیتری بشن. کتابها انقدر جذابن که بچهها دلشون میخواد زودتر برن سراغ جلدهای بعد. چهار سابقهدارها رو میتونید برای بچههای ۶ سال به بالا بخرید و البته ما دیدیم که بچههای کوچیکتر هم از مامان و باباهاشون خواستن که این کتابها رو براشون بخونن و بعد حسابی مشتری شدن.
اردک های بنفش ۲ – هر روز یک ابر تازه
یک روز آفتابی و آرام است.
هکتور و آلبرت، اردکهای بنفش، هیچ عجلهای برای انجام کارهایشان ندارند.
اما فیونا، اردک سبزِ بانمک خیلی سرش شلوغ است.
فیونا یک عالمه کار دارد، ولی هیچکدام از کارهایش او را خوشحال نمیکند.
اما خوشبختانه آلبرت راهحل خوبی برای فیونا پیدا کرده.
اردک های بنفش ۴ – ماجراجویی
یکدفعه صدای بلندی آمد. پوررررررپ… هکتور و آلبرت حسابی ترسیده بودند. حتی سایهی خرس هم ترسیده بود، چون یک دفعه غیبش زد. اما همان موقع که سایهی خرس رفت، سایهی جدیدی آمد. «وااای… چه چشمان براقی دارد…
تاریخچه ی اسب ابری ۲ – تیگی تیسل و محافظان گم شده
ده سال است که محافظان سحر و جادو ناپدید شدهاند، ده سال است که سرزمین دلدارستان در چنگال برف و یخ اسیر است. مردم در جستوجویی ناامیدانه راهی جادهها شدهاند تا شاید به سرزمینی گرمتر برسند. حالا گربههای چکمهپوش ماندهاند، الفها و تیگی و گورکن یخی، و سایهی سهمگین هیولاهای یخی که در خیابانها پرسه میزند. محافظان جادو گم شدهاند و این تیگی است که باید دستبهکار یافتن محافظان گمشده و شکست نفرین زمستان بیپایان شود. تیگی آن دختری است که استعداد درک جادو را دارد. آیا او دلدارستان را دوباره گرم و پرنور میکند؟
تاریخچه ی اسب ابری ۱ – محافظان جادو
تا جایی که مردم به یاد دارند، بچهها اسبهای ابری را صدا کرده و آرزوویی کردهاند ولی هیچوقت انتظار نداشتهاند که آرزوهایشان واقعا برآورده شود. اما روزگار همیشه یکجور نمیماند. آیندهی جادو در خطر است.
به سرزمین ترینه خوشآمدید!
سرزمینی که دیگر در آن خبری از افسانههای پریان نیست، سرزمینی که در آن جادو، شجاعت و احساسات به خطر افتادهاند. دشمنان جادو دستبهدست هم دادهاند تا سرچشمهی جادوی طبیعت یعنی درخت نامیرا را نابود کنند و ریشهی امید را بخشکانند. اگر آنها جادوی درخت را از بین ببرند همهچیز نابود میشود، حتی آن اسبهای ابری مرموزی که لابهلای شاخههای درخت نامیرا لانه کردهاند.
سه بچهی نترس دستبه کار میشوند که جادو را نجات بدهند. آنها خودشان هم نمیدانند چه قدرتهای جادویی در اختیار دارند.
ناخدا ریش آتشی ۱ – مدرسه ی دزدان دریایی
آهای آنجا را ببین! به مدرسهی دزدان دریایی کاپیتان ریشآتشی خوش آمدید! تامی برای گذراندن دورهی اول آموزشش سوار کشتی صدف پوسیده شد تا یاد بگیرد چطور مثل دزدان دریاییِ حرفهای راه برود، حرف بزند و ماجراجویی کند. آیا او و دوستانش در امتحانات موفق میشوند و میتوانند راز گنج گمشده را پیدا کنند؟ شما هم باید سوار کشتی شوید تا خودتان ببینید!
اسکلیگ
این کتاب داستان مایکل است و آشناییاش با کسی که فکر میکند یک بیخانمان مرموز و مریض است، در گاراژ خانهی جدیدشان.
اما آشنایی با اسکلیگ به همین سادگیها نیست و نه تنها زندگی او بلکه زندگی خانوادهاش را هم تغییر میدهد.
مایکل در خانهی جدید با مینا هم آشنا می شود که شخصیت ویژه و فوقالعادهای دارد.
از ما میشنوید این کتاب حتی برای خود شما هم خوب است.
کتاب جایزههای بسیاری مثل نیوبری، کارنگی و جایزهی هانس کریستین اندرسن وبرده و اینجا هم برندهی جایزهی ویژهی شورای کتاب کودک شده.
کارآگاه سیتو و دستیارش چینمیادو ۳ – مهمان ناخوانده
کارآگاه سیتو و دستیار چینیاش، چینمیادو، در «ادارهی پروندههای عجیب، مرموز و خیلی سخت» پلیس کار میکنند.کارگاه سیتو با هوش و دقتش تمام پروندههای سخت و پیچیده را حل میکند و همین باعث شده لقب بهترین کارآگاه دنیا را از آن خود کند. پروندههای سختی مثل پیدا کردن ظروف عتیقهی قدیمی، گم شدن اسب محبوب ملکهی انگلیس، غیب شدن مومیایی مصری شهر قاهره و...
بچهها در سن ۵ سالگی تبدیل به کتابخوانهای جدیتری میشوند و احتمالاً تمایل به خواندن کتابها با صفحات بیشتر و موضاعات طولانیتر دارند. برای همین رمانهای تصویری میتواند برای آنها خیلی مناسب باشد. بخصوص اگر با موضوعات جذابی مثل موضوعات کارآگاهی باشد.
تا جایی که ما دیدهایم بچههای ۵سال به بالا استقبال بسیار بسیار خوبی از مجموعه کتابهای کارآگاه سیتو داشتهاند. پس اگر بچهها ۵ سال به بالا دارید حتماً این کتابها را برایش تهیه کنید و با هم از خواندن آنها لذت ببریم. بچههای ۷ سال به بالا میتوانند این کتابها را خودشان بخوانند.
کارآگاه آگاتا ۱- نفرین فرعون
آگاتا دختری است عاشق نویسندگی و داستانهای هیجانانگیز. او در خانوادهای به دنیا آمده که همهشان کارآگاه هستند. دَش، پسرعموی آگاتا، دانشآموز مدرسهی کارآگاهی است. دَش باید راز معماهای مختلفی را کشف کند تا بتواند در آینده کارآگاه شود. آگاتا همراه پسرعمویش دَش به کشورهای مختلف سفر میکنند تا پرده از اسرار معماهای پیچیده بردارند. در معبدهای مصر، هنوز هم صدای نفرین فراعنه در گوش مردم محلی میپیچد و کسی جرئت نزدیکشدن به آنها را ندارد. پس تکلیف لوحی که از این معبدهای پررمزوراز دزدیدهاند چه میشود؟
کارآگاه سیتو در ایران ۷ – کله ماستی ها
کارآگاه سیتو و چینمیادو آمدهاند به اصفهانِ نصفجهان تا خوش بگذرانند، اما درست وقتی که دارند از تماشای شکوه کلیسای وانک و سیوسهپل لذت میبرند سروکلهی یک خرابکار پیدا میشود؛ یکی که خوش دارد به بناهای تاریخی آسیب بزند، آن هم با چی؟ با ماست! و خب چه کسی بهتر از کارآگاه مشهور میتواند این معما را حل کند؟
ماهی سفید کوچولو ۰۶ / بازیگوشی
ماهی سفید کوچولو خیلی بازیگوش است.
او با دوستهایش بازی میکند.
آنها بازیهای زیادی بلدند:
قایمموشک، حبابسازی و...
بله! ماهی سفید کوچولو و دوستهایش
ماهی سفید کوچولو ۰۴ / برج سنگی
ماهی سفید کوچولو عصبانی است.
هشتپا برج سنگیاش را ریخته زمین.
ماهی سفید کوچولو خیلی ناراحت است.
چون سنگ دوستداشتنیاش شکسته.
خوشبختانه اسب دریایی و لاکپشت آمدهاند تا خوشحالش کنند.
ماهی سفید کوچولو ۰۳/ خداحافظی
ماهی سفید کوچولو خیلی خوشحال است.
مامانش آمده دنبالش.
ماهی سفید کوچولو با دوستهایش خداحافظی میکند.
خداحافظ حلزونِ توی صدف!
خداحافظ قورباغهی روی صخره!
آگوس و هیولاها ۱ – آقای پتیپن از راه میرسد
این شما و این داستان هیولاها!
قصه های با پدر و مادر ۶ چگونه پدر و مادر خود را سوپراستار کنیم
اگر قرار باشد یکنفر در خانوادهی ما معروف بشود، آن یکنفر من هستم، قبول داری؟
هرچه باشد من کسی هستم که توی برنامهی نوآ و لیلی با ماهی تازه زدهاند زیر گوشش! بعدش، یکهویی، آنها راهی آمریکا میشوند تا فیلم بسازند و من را از برنامهشان میگذارند کنار!
البته مدی نقشهی معرکهای دارد تا من را ببرد توی مسیر سوپراستار شدن، اما فقط یک گرفتاری وجود دارد، یعنی دو تا... پدر و مادرم!
مدرسه خیال باف ها ۳ آقای مدیر یک موش خون آشام است
سلام! من ایزیام، تنها دختر پدر و مادرم و دانشآموز کلاس چهارم «ج». چند تا دوست خوب دارم که با هم به یک مدرسه میرویم. اما مشکلاتی هم دارم؛ مثلاً اینکه خیلی وقتها مامان، بابا و معلمها حرفهای من و دوستهایم را باور نمیکنند. البته این موضوع اصلاً باعث نمیشود که ما دربارهی چیزهای مشکوک تحقیق نکنیم. با ما همراه باشید تا شما هم نتیجهی تحقیقهایمان را بفهمید.