چطوری معذرت بخواهیم؟
تو هم ممکن است اشتباه کنی! فرقی نمیکند بزرگ باشی یا ریزهمیزه. وقتی کاری میکنی که دیگران را میرنجاند، بهتر است معذرت بخواهی...ولی آخه چطوری؟!
آدمهای معمولی جهان را تغییر میدهند – این منم محمدعلی کلی
همیشه بهخاطر عقایدم روی رینگ زندگی مبارزه کردم. محمدعلی، مبارز افسانهای دنیا، روی رینگ بوکس بینظیر بود. از او بهعنوان بهترین بوکسور تاریخ یاد میشود، اما خودش میگوید مهمترین مبارزههایش علیه تبعیض نژادی در بیرون از رینگ بوده است. او اسمش را از کاسیوس کلی به محمدعلی تغییر داد و مسلمان شد. محمدعلی کوشید علیه بیعدالتی مبارزه کند. وقتی بقیه سعی میکردند او را بیرحمانه از روی رینگ زندگی پرت کنند بیرون، این بوکسور بینظیر و خستگیناپذیر پایِ عقاید و باورهایش ماند و کوتاه نیامد. محمدعلی رنج تمرین و مبارزه را تحمل کرد تا بتواند قهرمان مردم باشد.
زندگی شبیه باد است – کودکان و مفهوم زندگی
زندگی شبیه باد است. وقتی باد نمیوزد، همه چیز آرام میگیرد. از چرخیدن و تاب خوردن و اوج گرفتن خبری نیست. اما راستی باد کجا میرود؟ زندگی چطور؟ وقتی دیگر توی بدنمان نیست، کجا میرود؟
چند کلمه حرف حساب درباره ی بدن
آموزش مرزها و محدودههای بدن به کودکان، هم دربارهی خودشان و هم دیگران، موضوعی مهم، سرنوشتساز و تأثیرگذار بر دوران رشد و اعتمادبهنفسشان است و آنها به همین روش یاد میگیرند که باید از دیگران انتظار به چه نوع رفتاری داشته باشند.
من شگفت انگیز – رویاهای شگفتانگیز من
رؤیاها از آشیانهی خیال، بال و پَر میگشایند.
دلت میخواهد چه چیزی را بیش از همه یاد بگیری؟
دوست داری چه چیزی را طراحی کنی یا بیافرینی؟
میخوای کچا را کشف کنی؟
چگونه روزی به دنیا کمک خواهی کرد؟
فقط رؤیایش را در سر داری یا میخواهی در دلِ ماجرا پیش بروی؟
تو فقط شبیه خودت هستی
بدن شگفتانگیزت قسمتهای زیادی دارد که میتوانی آنها را ببینی، احساسشان کنی و تکانشان بدهی. قسمتهای دیگری هم هست که نمیتوانی آنها را ببینی! آنها در اعماق بدنت هستند. همهی قسمتهای بدنت، چه کوچک و چه بزرگ، دست به دست هم میدهند تا تو خاصترین آدم دنیا باشی...
پیشدبستانی، من دارم میآیم!
امروز، اولین روز پیش دبستانی من است.
آنجا یک عالمه قانون بامزه داریم!
تازه، کارهای جالبی هم انجام میدهیم:
شنبازی، رنگبازی، قصهخوانی برای خرسیها،
ساختنِ آدمبرفی پنبهای و... پیتیکو پیتیکو، آخجون اسببازی!
دینگ دینگ! پیش به سوی پیش دبستانی!
جوجه بغلی
جوجهی قصهی ما بالهاش با بقیه فرق داره و نمیتونه پرواز کنه اما به یه درد بزرگ دیگه میخوره و اونم بغل کردنه. کافیه جوجه بغلی یه بغل بهتون بده تا تمام درد و غماتون رو یادتون بره. علاوه بر داستان بامزه، تصویرای این کتاب هم جذابه و پر از جزئیات و برای همین تو دل بچهها میشینه.
آدمهای معمولی جهان را تغییر میدهند – این منم نیل آرمسترانگ
«نیل آرمسترانگ» اولین انسانی است که روی کرهی ماه راه رفت اما قبل از اینکه آن قدمهای معروف را بردارد، فقط پسر بچهای عاشقِ هواپیماها بود. او پرواز کردن را یاد گرفت و وقتی رقابت بر سر رفتن به فضا شروع شد، به خلبان تازهای تبدیل شد: یک فضانورد و دیگر میتوانست تمام راه رسیدن به خارج از جوِ زمین را پرواز کند. نیل و گروهش با شجاعت و صبوری سالها تلاش کردند و بعد از قدمهای کوچک بسیار، بالأخره یک گام بزرگ را باهم برداشتند؛ آنها سفینهی ماه نشینشان را روی ماه فرود آوردند.
تقصیر من نبود که …
طفلک نودل... شانس ندارد! اتفاقهایی برایش پیش میآیند که تقصیر خودش نیست! تقصیر نودل نیست که تکالیفش را انجام نداده، بلکه دیشب مسابقهی برادرش خیلی طول کشیده است! تقصیر نودل نیست که فراموش کرده کتابش را به کتابخانه برگرداند، بلکه مادرش به او یادآوری نکرده است! تقصیر او نیست که سر همکلاسیاش آسیب دیده، بلکه همکلاسیاش در مسیر دست نودل قرار گرفته و دست نودل به سر او خورده است!
اگر همه این را بگویند؟
اگر به کسی بگویید اجازهی بازی با شما را ندارد، اگر به کسی بگویید ظاهرش خندهدار و مسخره است یا اینکه او به اندازهی کافی خوب و ارزشمند نیست، شاید به نظرتان برسد که آسیب چندانی به او نرسیده است، ولی فکر کنید اگر همه این را بگویند و تصور کنید که همه اینگونه صحبت کنند! اگر همه از یاد ببرند که مهربان باشند یا اگر فردی به کمک و همدلی نیاز داشت، بیتفاوت باشند، آیا این دنیا جای زیبایی برای زندگیکردن خواهد بود؟ اما اگر همه قبل از صحبتکردن و رفتارکردن فکر کنند، دنیا جای خیلی بهتری برای زندگانی میشود.
هریسون چسبنده
لطفا مراقب باشید هریسون به شما نچسبد.
من شگفت انگیز – هدیه های شگفتانگیز من
تکتکِ ما آدمها موهبتهایی داریم که میتوانیم با دیگران تقسیم کنیم.
به کودکان بیاموزید که هدیه دادن به دیگران، برایشان شادمانی به ارمغان میآورد.
سمسون تنبل زرنگ
واقعاْ میدانستید حیوانی به اسم «تنبل» هم داریم؟!
سمسون هم یکی از همین تنبلهاست!
حتی وقتی بخواهد به جشن هم برود، ساعتها طول میکشد تا برسد.
سمسون اصلاً نمیخواهد دیر برسد؛
طفلکی دست خودش نیست!
این تنبلِ بامزه خیلی دلش میخواهد زرنگ باشد!
یک روز، دوستانِ سمسون نقشهی جالبی میکشند...
من شگفت انگیز – انتخاب های شگفتانگیز من
قدرت انتخاب یکی از بزرگترین موهبتهای زندگی است.
به کودکان خود بیاموزید میتوانند انتخاب کنند چگونه باشند...
مسئولیتپذیر
ورزشکار
سخاوتمند
دوستداشتنی
بخشنده
با اعتمادبهنفس
و البته خیلی انتخابهای خوب دیگر...
وقتی راستش را نمی گویم چه طوفانی به پا می شود
گاهی پیتر دوست ندارد راستش را بگوید. آن وقت، چیزهایی از خودش میسازد و میگوید... روزی مادر پیتر برای او توضیح داد که چگونه دروغ گفتن باعث میشود دوستان و اطرافیانش به حرفهای او اعتماد نداشته باشند و این موضوع او را ناراحت خواهد کرد.